۞ پیامبر اکرم(ص) :
خداوند، مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد.

  • شناسه : 8525
  • 27 ژوئن 2020 - 12:34
  • 8531 بازدید
  • ارسال توسط :
کنشگران فرهنگی و کاهش استعمال مواد مخدر
متن کامل سخنان دکتر تقی آزاد ارمکی در نشست مجازی« نقش فرهنگ در پیشگیری از مصرف مواد مخدر»

کنشگران فرهنگی و کاهش استعمال مواد مخدر

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر و باهمکاری شورای فرهنگی اجتماعی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشست مجازی «نقش فرهنگ در پیشگیری از مصرف مواد مخدر» را چهارشنبه ۴ تیرماه۱۳۹۹ از ساعت ۱۵:۰۰ تا۱۷:۰۰ برگزار کرد. در این نشست مجازی، حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، […]

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر و باهمکاری شورای فرهنگی اجتماعی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشست مجازی «نقش فرهنگ در پیشگیری از مصرف مواد مخدر» را چهارشنبه ۴ تیرماه۱۳۹۹ از ساعت ۱۵:۰۰ تا۱۷:۰۰ برگزار کرد. در این نشست مجازی، حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، پروین داداندیش مشاور اجتماعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اسکندر مومنی دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر، علی هاشمی دبیرکل سابق ستاد مبارزه با مواد مخدر و معاون سابق رئیس‌جمهور، محمود گلزاری روانشناس و استاددانشگاه علامه طباطبائی، تقی آزاد ارمکی جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران، و هومان نارنجی‌ها پزشک و درمانگر اعتیاد سخنرانی کردند.
در ادامه متن کامل سخنان دکتر تقی آزاد ارمکی دراین نشست را می خوانید.

بحثی که در انجمن مطرح شده، دغدغه مهمی است وبا پیش فرضی بنیادی شروع شده است که به نظر من قابل اعتنا و قابل بحث و بررسی است. ما بسیاری از مفروضات را بدون تامل و بدون توجه به چالش های مرتبط آن به‌عنوان اصل مسلم می گیریم و بحث را پیش می بریم و در نهایت متوجه می شویم چیزی از بحث ها نتیجه گرفته نمی شود.
یکی از مفروضات بنیادی همین است؛ اینکه گفته می شود فرهنگ به هر شکل و با هر سطح و به هر سبک و سیاقی و با هر نوع ظهور و بروزی می تواند به‌عنوان امری مثبت تلقی شود و منشا ساماندهی باشد و در حوزه ای مثل مواد مخدر و آلودگی های اجتماعی ای از این دست، با کمک فرهنگ ایرانی و اسلامی از گرفتاری نجات بیابیم! به نظر من در اینجا باید کمی تامل کرد. من با این فرض مشکل دارم و اینطور نیست که فرهنگ داشتن امکان کاهش آسیب های اجتماعی را ایجاد کند. چه بسا نداشتن فرهنگ، منشا و منبع آسیب های اجتماعی باشد. اتفاقا جامعه ای که اهل فرهنگ هم است دچار آسیب هایی از نوع اعتیاد می شود و گرفتار مواد مخدر است.

فرهنگ مداری به تنهایی کافی نیست
ما در بخش های مرکزی ایران به لحاظ تاریخی سنت مصرف مواد مخدر نه به معنای مخدرش، بلکه مصرف تریاک به‌عنوان نوعی عادت وجود داشت و مردان و بعضا زنان از سنینی به بعد تریاک می کشیدند و تولید تریاک ایران نیز به آن منطقه بر می گشت. حال آیا این مساله نشانه وجود مردمان بی فرهنگ یا کم فرهنگ یا بی اعتنا به فرهنگ در آن منطقه بود؟ خیر، بخش عمده ای از مردمان آن حوزه دارای حساسیت های فرهنگی بودند و در بحث باور به مذهب شیعه و باور به حفظ سرزمین ، باور به نظم و باور به ترقی و نوآوری، این خطه ها مهم بودند ، لذا درتاریخ ما نقاطی مانند یزد و کاشان و کرمان و … نقش تعیین کننده ای در سرنوشت ایران داشتند. لذا فرهنگ داشتن به تنهایی کافی نیست، بلکه به صورت بندی فرهنگ نیاز است و تقدم و تاخر دادن به عناصر درون فرهنگ در اینکه گروهی از مردمان ما دچار آسیب شوند یا نشوند تعیین کننده است. همچنین تعبیری که خود فرهنگ در مورد آن امر دارد و اینکه مجاز می داند یا مجاز نمی داند مهم است. پس طبیعتا باید به سراغ بحث مفصل و دقیق و کالبد شکافی رفت. به نظر من ما در حوزه کارشناسی از این موضوع غافل هستیم و توجهی جدی به آن نداریم و کلیتی از فرهنگ را یاد می کنیم. به طور مثال ما مشخصا این بحث را داریم که چون مسلمان هستیم و شیعه و ایرانی هستیمف نباید در میان ما مردمان معتاد وجود داشته باشند و میل به مصرف مواد مخدر نباید در این جامعه وجود داشته باشد. به نظر من این حرف درستی نیست و یک نوع برچسب و انتظار بالا از جامعه است.
چگونگی ظهور و بروز فرهنگ
درحقیقت چگونگی ظهور و بروز فرهنگ و شیوه های آن مهم است. امکان دارد جامعه ای دانش فرهنگی بالایی نداشته باشد ولی رفتار فرهنگی و تمایل فرهنگی آن جامعه به گونه ای باشد که بسیاری از کارها را انجام ندهد و به سمت بسیاری از خطا ها و گرفتاری ها نرود. نوع رابطه و در هم تنیدگی فرهنگ و جامعه و در نهایت عملی اجتماعی رخ می دهد؛ به نظر من این بسیار اهمیت دارد. وقتی در جامعه ای داشتن و تولید یا دسترسی آسان به ماده ای مثل تریاک وجود دارد و تریاک به‌عنوان ماده ای تفریحی شناخته می شود، از ساحت بی معنایی و ضد اخلاقی بودن خود خارج می شود و آدم های مهمی این ماده را مصرف می کنند، دراینجا به نظر من اگر فرهنگ نباشد، مصرف کاهش پیدا می کند. و شاید اینجا فرهنگ گزاره هایی را برای ابتلا، تشدید و ممکن می کند.
سطح سوم بحث این است که با این مشکل- مصرف مواد مخدر- در جامعه ایران که حجم انبوهی از مردمان کشور با آن درگیر هستند چه بکنیم؟ چگونه می شود از فرهنگ برای کاهش مصرف استفاده کرد. اینجا ابتدا باید به سراغ کسانی رفت که فرهنگ را معنا می کنند و در این عرصه معناساز هستند؛ باید ابتدا با آنها وارد گفت‌وگو و تعامل شد و از آنها بخواهیم برای ما توضیح بدهند که آیا استفاده از این کالا در هر حدی امری مجاز و اخلاقی و فرهنگی است یا نه؟!
اهمیت کنشگران فرهنگی
مهم است که کنشگران فرهنگی و معنا دهندگان فرهنگی چه کسانی هستند و چه کالایی مصرف می کنند و چگونه زندگی می کنند و به طور خاص با تریاک چه رابطه ای دارند؟ روشنفکری ایران چگونه است و چه زیستی داشته و دارند، آیا تریاک را تابو می دیدند یا با تریاک در ارتباط بوده اند؟ روحانیت چه وضعیتی دارد و چه زیستی دارد؟ به نظر من روحانیت بسیار مهم است… . ما نمی توانیم بگوئیم فرهنگ ما متعالی است و انسان پاک می خواهد، ولی شارحان فرهنگ خود مبتلا باشند. مثل این گرفتاری که ما در ماجرای فساد های مالی داریم و افرادی که به بیت المال تعرض می کنند. اینجاست که ما به خود زنی مشغول می شویم و مردم را به بعضی امورتشویق می کنیم. همانطور که امروز چنین اختلالات اقتصادی را در داخل کشور می بینیم و انفجاری از بی اخلاقی را مشاهده می کنیم.
به نظر من در خصوص فرهنگ باید بر نیروهایی که مولدان و بازبینان و شارحان و اشاعه دهندگان فرهنگ هستند، توجه داشته باشیم. تا تکلیف این موضوع مشخص نشده است، نمی توان از مردم خواست چون مردمی دیدندار اند، چنین و چونان باشند… و دین و فرهنگ را به‌عنوان گزاره هایی وارد بحث کنیم. این یعنی به حاشیه رفتن فرهنگ و تحقیر و سرکوب و منفور کردن فرهنگ و دور کردن مردم از فرهنگ؛ در این مرحله داشتن فرهنگ به ضد چیزی که مد نظر ماست تبدیل می شود. همانطور که می بینیم با وجود تبلیغات مکرر، همچنان مصرف مواد مخدر در حال بالا رفتن است. این مساله به همان نیروهای موثر و تعیین کننده بر می گردد؛ این نیروف در این مرحله حادثه درست می کند و باید فکری به حال آن کرد.
توجه به متون فرهنگی
در مرحله بعد باید به سراغ متون فرهنگی رفت تا بدانیم متون فرهنگی ما چه چیزی را خوب و بد می داند. وقتی متون فرهنگی می گوید مال مردم را نخورید، این به ارزشی مهم تبدیل می شود. ولی متون فرهنگی ما کاری به این موارد ندارد و حتی برخی از متون فرهنگی ما مبلغ این است. متونی که از عرفا و صوفیان ما و حتی برخی از بزرگان ما باقی مانده است، مبلغ مصرف هستند. وقتی فردی عادی حافظ و خیام و سعدی و مولوی می خواند، همین موارد را استخراج می کند. البته این متون مهم هستند ولی به طورکلی، داشتن یک فرهنگ به تنهایی کافی نیست. درپایان تاکید می کنم که بر این دو نکته دست گذاشتم: یکی مبلغان، شارحان و عرضه کنندگان فرهنگ است و دیگری متون فرهنگی ما که تعیین کننده هستند. اگر به این مواد سر و سامان بدهیم، مخاطب و خواننده از متن فرهنگی ناخواسته سوگیری فرهنگی پیدا می کند و سعی می کند با او عمل کند و وارد کنش مثبت شود. امیدوارم که بتوانیم از فرهنگمان در مسیر کاهش آسیب های اجتماعی بهره ببریم.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*