هفتمين اجلاسيّه گردهمائي جهاني «گفتگوي تمدّنها» از تاريخ 16 تا 20 مهرماه 1388 (8 تا 12 اكتبر 2009) در جزيره رودس از بلاد يونان تشكيل گرديد. در اين گردهمائي حدود پانصد تن از كشورهاي مختلف از جمله: امريكا، انگليس، فرانسه، روسيه، بلغارستان، سوريه، مصر، بحرين، فلسطين اشغالي، حكومت خودگردان فلسطين، تونس، تركمنستان، قزاقستان، لبنان، كره جنوبي، پرتقال، پاكستان، ارمنستان، بلژيك، لهستان، ژاپن، برزيل، اوكراين، اطريش، ايتاليا، كانادا، هند، سويس، چين و اسپانيا شركت كرده بودند. جلسه افتتاحيه در دژ كاستلو از بناهاي كهن قرن يازدهم ميلادي تشكيل گرديد كه در آن رئيس اجلاسيه آقاي ولاديمير ياكونين رئيس اجلاسيه گزارشي از فعاليّتهاي يكساله گذشته ارائه دادند و در روز بعد جلسه عمومي در تالار بزرگ هتل محل اقامت اعضا تشكيل گرديد كه در آن چند تن از هيأت رئيسه اجلاسيه از جمله آيت الله شيخ محمد علي تسخيري رئيس مجمع تقريب بينالمذاهب از ايران به سخنراني پرداختند و تكيه ايشان بر اين بود كه ارزشهاي اخلاقي بايد وجه مشترك ميان اديان و تمدنهاي مختلف قرار گيرد.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از اين جانب و آقاي دكتر محمد جعفر ياحقي از دانشگاه مشهد و دكتر محمد جعفر علمي از جامعه المصطفي قم خواسته بود كه در اين گردهمائي شركت كنيم. هر چند اين درخواست دير صورت گرفت و ما نتوانستيم مقاله خود را آماده سازيم تا در مجموعه مقالات چاپ و منتشر شود ولي هر يك از ما در يكي از بخشهاي دهگانه گردهمائي شركت و سخنراني خود را ايراد كرديم. سخنراني من در روز دوم در جلسه ويژه فرهنگ صورت گرفت و موضوع آن «ايران و گفتگوي تمدّنها در طيّ تاريخ» بود كه ارتجالا به زبان انگليسي ايراد گرديد. فشرده مطالبي كه در طي پانزده دقيقه ايراد شد اين بود كه پيش از اسلام ايرانيان علاقهمند بودند كه با فرهنگها و تمدّنهاي مختلف آشنا گردند. پذيرفتن فيلسوفان يوناني به عنوان پناهنده هنگامي كه ژوستي نين امپراطور روم مدرسههاي آتن را بسته بود و گفتگوي داناكان (= دانايان، فيلسوفان) ايراني با آنان و تبادل انديشههاي علمي و فلسفي دليلي بارز بر اين مطلب ميتواند باشد. فرستادن برزويه طبيب به هندوستان و آوردن كتاب پنچاتنترا (= كليله و دمنه) و ترجمه آن از زبان سانسكريت به پهلوي و سپس به عربي و فارسي نظما و نثرا خود شاهدي ديگر بر علاقه ايرانيان به ارتباط علمي و فرهنگي با ملل مختلف بوده است. پس از اسلام كه استماع قول نيكو و گزينش أحسن و بهترين آنها در قران تصريح شده و مسافرت و كوچ كردن براي طلب علم از هر جا و هر كس مورد تاييد پيغمبر اسلام (ص) قرار گرفته مسلمانان را بر آن داشت كه به علم و فرهنگ و تمدن اقوام ديگر دسترسي پيدا كنند. پس از ترجمه كتابهاي يوناني و سرياني و پهلوي و سانسكريت به زبان عربي ايرانيان يگانه قومي بودند كه در صدد نشر و نقد آن آثار بر آمدند و رازي و ابن سينا و ابوريحان از نخستين گروهي بودند كه آن آثار را مورد بررسي و تحقيق قرار دادند و نه تنها انديشههاي گوناگون را مورد نقد و تفسير و تبيين قرار دادند بلكه موجب گسترش علوم مختلف شدند. تسامح و تساهلي كه در ميان ايرانيان وجود داشت موجب گرديد كه پس از پذيرفتن اسلام در همه علوم اسلامي حرف اول را بزنند: سيبويه در نحو عربي، فيروزآبادي در لغت عربي، زمخشري در تفسير قران، ابن سينا در فلسفه و رازي در طب و بيروني در نجوم و صدها تن مانند آنان بهترين اثر را از خود به يادگار گذاشتند. دانشمنداني همچون عبدالكريم شهرستاني به معرفي مذاهب و مكاتب ديني و فلسفي اقوام مختلف پرداختند و راه تبادل و تعامل علمي و ديني و فلسفي را گشودند و طريق بحث و مناظره در انديشههاي ديني و فلسفي را هموار كردند. عارفان ايراني نظريه عشق را كه از آن تعبير به «صلح كل» ميكردند بر مردم عرضه داشتند و كساني همچون عطار و سنائي و مولوي در صدد رفع اختلافات لفظي برآمدند و اهداف عاليه را كه مشترك ميان اديان و مذاهب مختلف است مورد تاكيد قرار دادند. اين تساهل و تسامح ايراني تا بدانجا رسيد كه دانشمندي در قرن سيزدهم ميلادي از شهر تبريز بنام ابوعبدالله تبريزي شرحي بر كتاب دلاله الحائرين ابن ميمون متكلّم و فيلسوف يهودي مينويسد و كتاب پاتنجل را كه در عرفان بودائي است مورد تفسير و بررسي قرار ميدهد. در پايان ميتوان نتيجه گرفت كه روش گفتگو و بحث و توجيه و تاويل افكار و عقائد مختلف در اين دوره بيش از پيش بايد مدّ نظر قرار داده شود تا اقوام و ملل مختلف با حفظ آداب و سنن خود در ابعاد گوناگون زندگي، با هم همكاري و معاضدت داشته باشند تا مدينه فاضله و صلح كلّ در سطح جهاني تحقق يابد. مهدی محقق رئیس هیات مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی |