|
 مراسم بزرگداشت دکتر غلامحسین مصاحب تاریخ برگزاری:31 خرداد ماه 1388 محل برگزاری: تهران- تالار اجتماعات انجمن
پيشگفتار به نام خداوند جان و خرد
حدود دو دهه قبل در مركزي علمي افتخار همكاري يكي از بزرگان علم و فرهنگ را يافته بودم كه اكنون در ميان ما نيست. روانش شاد باد! از ايشان فراوان آموختم. آن بزرگوار پيوسته و به مناسبتهايي اين سخن را تكرار ميكرد كه «علم به ايران نيامده است». روزي از ايشان پرسيدم كه منظورشان چيست. آيا آنچه به ايران نيامده فكر علمي است، يا روش علمي است، يا چيز ديگر؟ ايشان به هر دو اشاره كرد. سكوت كردم. ولي قلبآ از اين پاسخ خشنود نبودم. چون اين سخن با آنچه از سوابق علمي اين سرزمين باقي مانده سازگار نبود. مورخّان علم در دورههايي از تمدّن اين سرزمين به نكاتي اشاره كردهاند كه حاكي از رونق ابداعات علمي و رشد تفكّر علمي است. ازجمله جورج سارتون، مورّخ پرآوازه علم، ميگويد: خيام نخستين كسي است كه به تحقيق منظم علمي در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته و طبقهبندي تحسينبرانگيزي از اين معادلات آورده است... و رساله وي در علم جبر، كه مشتمل بر اين تحقيقات است، معرّف فكر منظم علمي است، و اين رساله يكي از برجستهترين آثار قرون وسطي و احتمالا برجستهترينِ آنها در اين علم است. مصاديق فراوان ديگري از روشمندي و انضباط فكري را در تاريخ علم ايران اسلامي ميتوان سراغ گرفت كه خوارزمي، ابوجعفر خازن خراساني، ابوالوفاي بوزجاني، ابنسينا، رازي، خواجهنصير، ابوريحان، ابومحمد خجندي و بزرگان همسنگ و همتراز ديگر از آن جملهاند. ورود علم به اين سرزمين به قرنها پيش باز ميگردد و بايد گفت از حدّ ورود فراتر رفته و اين سرزمين خود صادركننده علم به اروپا بوده است؛ امري كه در تواريخ علم به تفصيل آمده است. به بيان مرحوم دكتر غلامحسين مصاحب، در كتاب حكيم عمر خيام بهعنوان عالم جبر، «اول دفعه رياضيون اسلامي جبر را وارد مرحله علمي كردند». امّا اتفاقي كه در دورههايي از تاريخ علم و فرهنگ اين سرزمين روي داده افولي است كه سدههايي گرفتار آن بودهايم. اين افول صدماتي بر انديشه علمي و انضباط و روشمندي در نگرشها وارد آورده است. اين صدمات رفتارهايي را در عرصه علم به همراه آورده كه تا دوران معاصر نيز ادامه يافته و مرحوم مصاحب از آن با عبارت «بيبند و باري رايج» ياد ميكند. مرحوم دكتر مصاحب از معدود كساني است كه روشمندي و انضباط علمي را از اسلاف فرهيخته خود در عرصه علم به ارث برده است. انضباط علمي را بهسهولت نميتوان كسب كرد و در همه علمآموختگان نيز نميتوان بهراحتي سراغ گرفت. براي تحصيلِ چنين خصلتي بايد نخست علم را باور داشت. باور علمي نياز به ممارست، تمرين، پشتكار و تلاش دارد. مسيري سخت دشوار است و به همين سبب همه علمآموختگان لزومآ به مرتبه باور علمي دست نيافتهاند. مرحوم دكتر مصاحب از معدود رهروان علم است كه ــ به شهادت آثاري كه از او بازمانده ــ ميتوان گفت كه به چنين باوري رسيده بود. سختكوشي و نظم او حاصل باور او بود و انتظار چنين سختكوشي و نظمي را از ديگر همكاران خود نيز داشت، و چون در برخي چنين باوري هنوز بهدرستي شكل نگرفته بود و وي، از سوي ديگر، هيچگونه بينظمي را برنميتافت، او را «سختگير» ميپنداشتند. مرحوم دكتر مصاحب نگارش مقاله دايرهالمعارفي را مرحلهاي بسيار والاتر از مقالهاي معمولي ميدانست. مقاله كوتاه دايرهالمعارفي احاطهاي ميخواهد كه از حدّ شناختِ بسته و محدودي از يك مفهوم فراتر ميرود و بايد بر گسترهاي فراتر از موضوع آن مقاله تسلط داشت تا بتوان مطلبي صحيح، علمي، و روشمند در حدّ و اندازهاي مشخّص مدوّن كرد. مصاحب چنين انتظاري داشت. مصاحب اهل تساهل نبود. هرگاه مقالهاي را فاقد مشخصههاي لازمِ دايرهالمعارفي مييافت، آن را كنار ميگذاشت. بهزعم مصاحب، كسي كه اين جسارت را يافته تا مقالهاي دايرهالمعارفي بنويسد، لابد اين تسلط علمي را نيز در خود سراغ گرفته است كه به چنين مهمّي دست مييازد. اشاره به ضرورت وسعت اطلاعات را در جايجاي آثار مرحوم مصاحب ميتوان سراغ گرفت. از جمله در مقدمه كتاب حكيم عمر خيام بهعنوان عالم جبر چنين ميگويد: براي اينكه اهميت تحقيقات خيام در حلّ معادلات جبري، چنانكه شايد، معلوم شود كافي نيست كه تنها كتاب او مورد تحليل و بررسي قرار گيرد، بلكه بايد محل وي و كارهاي او در تاريخ رياضيات، و بالاîخص در تاريخ علم جبر، معلوم شود؛ و اين امر مستلزم اين است كه نظري به بسط اين علم تا زمان خيام بيفكنيم، و اگر طالب تحقيق جامعتري باشيم، اقتصار به زمان خيام هم كافي نيست، و بايد لااقل به آغاز پيدايش روشهاي جديد جبر، كه اين علم را بهكلي از حالت ركود و ستروني خارج ساخته به يك علم بالان (يا، به اصطلاح فرنگي، ديناميك) ارتقاء داد نيز نظر افكند. مرحوم دكتر مصاحب خود نيز در بررسي نقطهنظرهاي خيام در جبر چنين كرده است و شاهد اين مدّعا قسمت سوم كتاب حكيم عمر خيام... است كه با عنوان «نظر اجمالي به تاريخ علم جبر از ايّام قديم تا زمان خيّام» صفحات 77 تا 128 كتاب را به خود اختصاص داده است. وسعت اطلاعات مصاحب دامنه انتظارات وي را گستردهتر كرده بود. وي، علاوه بر رياضيات كه رشته تخصصي او بود، بر علوم قديم و جديد نيز تسلط داشت؛ زبانهاي فارسي، عربي، فرانسوي و انگليسي را بهخوبي ميدانست و با زبان آلماني نيز در حدّ رفع نياز آشنا بود. در علوم معقول و منقول تبحّر داشت و از سوي مراجع تقليد به درجه اجتهاد نايل آمده بود. اين مجموعه گستره ديد و دامنه انتظارات او را وسعت بخشيده بود. با اين همه، وي هيچگاه از خود تعريف نميكرد و راضي نميشد كه ديگران نيز او را تمجيد كنند. تواضع علمي او سبب شد كه روزي با عتاب به يكي از شاگردانش كه در صدد تمجيد او بود برآشوبد كه «من بيشتر از هر كس به جهل خود واقفم و ميدانم كه چقدر نميدانم». براي تيمّن دايرهالمعارف فارسي نيز سخن زيبايي را برگزيد و سر لوحه ديباچه خود قرار داد كه مؤيّد روح بلند او بود: «سُبحانكَ لا عِلمَ لَنا اِلاّ ما عَلَّمَتنَا». از نظر دكتر مصاحب، دايرهالمعارف، به معني دقيق، را ميتوان جلوهاي از ميزان توانمندي يك جامعه يا يك رشته دانست. عشق او به ايران چنان بود كه راضي نميشد دايرهالمعارفي را تدوين كند كه لطمهاي به شأن علمي و فرهنگي اين مرز و بوم وارد آورد. به همين سبب، آن را نه حركتي فردي يا حتي جمعي، بلكه محصولي سرزميني ميدانست و در راه هر چه مطلوبتر نماياندن اين محصول از هيچ تلاشي دريغ نداشت. سرپرستي او بر دايرهالمعارف فارسي در وضعيتي روي داد كه زمينههاي لازم براي نظمبخشيدن به كار چندان فراهم نبود. بنابراين، مقدماتي را ميبايست فراهم ميكرد و اين مقدمات از معادلگذاري براي واژههاي فرنگي، تا رسمالخط و نقطهگذاري، و انتخاب نوع حروف را در برميگرفت. اين شرايط مقدماتي هر يك خود نيرو، زمان، تلاش و توجيه جامعهپسندي ميطلبيد كه چندان آسان حاصل نميشد. در واقع، بخش قابل اعتنايي از وقت و نيروي مصاحب و كساني كه با وي همكاري داشتند، صرف فراهمآوردن ابزارها و تدابيري ميشد كه بدون حضور آنها توليدِ اثري منضبط و روشمند بسيار بعيد مينمود. شمّهاي از اين صرف وقت و نيرو براي تمهيد مقدمات را ميتوان در صفحات آغازين دايرهالمعارف فارسي با عنوان «مدخل» در 81 صفحه مشاهده كرد. ابداع ــ يا «ضرب» ــ لغات و اصطلاحات نو براي كلمات فرنگي كه دهههاي متمادي درباره آنها به تفكر پرداخته بود و بنا به قول برادر دانشمند ايشان، آقاي دكتر محمود مصاحب، اين «مدخلِ هشتاد و يك صفحهاي بهترين كليد براي دستيابي به خزانه دانش و بينش و انديشه فرهنگي و آيينه عظمت فكري و نظام علمي اوست. آنچه در اين مدخل درباره حروف، ارقام، علائم اختصاري، الفباي صوتي، تلفظها، ضبط اعلام و ساير كلمات، ارجاعات، اصطلاحات و لغات نو، املاء، انشاء، رسمالخط، نقطهگذاري يا سجاوندي و كلمات يوناني و لاتيني ميبينيم نموداري است از روش علمي كاملا امروزي و مطابق با اصول جهاني ايشان». هر يك از فصول «مدخل»، خود كاري است مستقل و به تنهايي ــ و جداي از نقش زمينهساز براي دايرهالمعارف ــ قابل استفاده در نوشتارهاي علمي است. حتي اگر دايرهالمعارفي هم تدوين نميشد، اين 81 صفحه را ميتوان شيوهنامهاي قابل استناد براي نظمبخشيدن به تدوين آثار فارسي دانست. سختكوشي مرحوم مصاحب در ساير عرصههاي علمي نيز قابل ملاحظه بود. از همه كساني كه در مؤسسه رياضيات، كه خود بنيانگذار آن بود، براي كسب علم و دانش حضور مييافتند به جدّ ميخواست كه مانند خود او تلاش كنند و، به نقل از يكي از شاگردان مؤسسه، آشكارا ميگفت: «... هر كس اينجا ميآيد بايد مثل خود من كه كارم را از ساعت پنج صبح شروع ميكنم، كار بكند: روز و شب و تابستان و در كتابخانه. اينجا تعطيلي ندارد». كتابهاي مدخل منطق صورت و آناليز و تئوري مقدماتي اعداد، به اذعان اهل رأي و نظر، نه تنها از نظر محتوايي متوني قابل اعتمادند كه از نظر كلي نيز در سطح استانداردهاي جهاني تهيه شدهاند. كتاب حكيم عمر خيام بهعنوان عالم جبر حاكي از دقت نظر اين دانشمند پرتلاش است. به گفته خود مصاحب «محققين تاريخ علوم دقيقه رساله خيام را در جبر از شاهكارهاي علمي قرون وسطي شمردهاند و اين نه از آن است كه اين رساله در بسط علم جبر تأثيري داشته، بلكه اهميت رساله از اين است كه معادلات درجات اول و دوم و سوم، في حد ذاته و قطع نظر از فوايد عملي آن، منظمآ مورد بحث قرار ميگيرد». دكتر مصاحب تحصيلات عاليه خود را در خارج از كشور گذراند و بر زبانهاي شناخته شده و معتبر تسلط داشت، امّا، هيچيك از اينها سبب نشد كه ايران و زبان فارسي را از ياد ببرد. برعكس ميكوشيد از قابليتهاي زبان فارسي براي معادلسازي اصطلاحات علميِ غيرفارسي بهرهگيري كند و به قول دوست و همكار نزديكش مرحوم احمد آرام «يكي از ارزندهترين خدماتي كه مرحوم مصاحب به كمك دوستانشان انجام دادند و تا پايان عمر ايشان هم ادامه داشت مسئله لغتسازي است». ساختن بيش از دو هزار كلمه براي اصطلاحات جغرافيايي و معادلهاي متعدّدي در رشته فيزيك و رياضي و برخي ديگر از رشتهها كار ترجمه متون علمي را براي مترجمان علاقهمند بسيار آسان كرد. نمونههايي از اين اصطلاحات ساختهشده را در دايرهالمعارف فارسي و نيز ساير آثار مرحوم مصاحب و همچنين ترجمههايي كه ديگران بعدها انجام دادهاند ميتوان مشاهده كرد. انضباط علمي بر سه پايه فكر علمي، روشمندي، و زبان علمي استوار است. بايد نخست علمي انديشيد، سپس آن را به گونهاي روشمند صورتبندي كرد، و سرانجام با استفاده از زبان علمي براي استفاده و ارزيابي ديگران عرضه داشت. دو وجه نخست را تحصيلات و تجارب و ممارستها براي مرحوم دكتر مصاحب فراهم آورده بود، امّا وجه سوم براي وي وضعيت ديگري داشت. پيشينيان در مورد وجه سوم به طريقي ديگر عمل ميكردند، يعني از زباني استفاده ميكردند كه علميبودن آن از نظر اهل فن پذيرفته بود. امروزيان نيز ــ به همين اعتبار ــ از زباني استفاده ميكنند كه زبان علم تلقي ميشود. امّا عشق مرحوم مصاحب به ايران و زبان فارسي، چنان بود كه او را واميداشت تا زبان فارسي را به گونهاي اعتلا بخشد كه بتوان مفاهيم علمي را با استفاده از آن زبان انتقال داد. به تلاش وي و همكارانش در باب لغتسازي اشاره شد، امّا زبان علم تنها با ساخت واژه فراهم نميشود، بلكه بيان نحوي و انتقال معني با استفاده از زبان سالم، قابل فهم، و قابل اقتباس جنبه ديگري از تلاش براي توسعه زبان علمي است كه دكتر مصاحب به آنها توجه داشت. دايرهالمعارف فارسي ــ بهويژه جلد اول ــ جلوهاي از وجوه سهگانه فكر علمي، روشمندي، و زبان علمي است كه تلاش براي فارسيسازيِ مفاهيم و نظريههاي علمي در سراسر آن مشهود است. ترجمه فارسيِ رسائل خيام نيز جلوه ديگري از اين تلاش است. نظر مرحوم دكتر مصاحب در آثارش معطوف به ترويج مفاهيم و تفكر علمي است. درواقع، وي پيوسته بر آن بود كه انديشه علمي را ترويج كند تا زمينه توليد علم براي نسلهاي بعدي فراهم گردد. ترويج علم كاري سهل و ممتنع است. به اعتبار مخاطبان پيشبيني شده به نظر سهل ميرسد، ولي برگردان مفاهيم علمي براي آنان كه قرار است از آن طريق علم بياموزند، بدون لطمهزدن به وجه علمي آن مفاهيم، كاري ممتنع مينمايد؛ و مصاحب در دايرهالمعارف فارسي و ساير آثار باقيماندهاش در انجام اين مهم سرفراز بيرون آمده است. مصاحب در مقدمه كتاب حكيم عمر خيام بهعنوان عالم جبر ميگويد: «براي اينكه خوانندگان ناآشنا به زبان عربي از استفاده از رسائل خيام محروم نمانند، ترجمه فارسي، هر دو رساله جبري وي در كتاب حاضر آمده است». محروميّت مورد اشاره مصاحب، از آنرو است كه اكثرآ خيّام را فقط با رباعياتش ميشناسند؛ امري كه تا به امروز نيز كماكان غلبه دارد. رفع محروميّت فارسيزبانان از آشنايي با نوآوريهاي خيام در رياضيات جز از طريق ايجاد آگاهي در آنان براي شناساندن چهره ديگري از وي با استفاده از زباني قابل درك و فهم ميسّر نميشد؛ و اين گامي بلند بود كه مصاحب صادقانه برداشت. زبان خود او درباره تدابيري براي همگانيتر كردن جبر خيام گوياتر است، آنجا كه در مقدمه همان كتاب ميگويد: در اين باب بايد به اطلاع خوانندگان برساند كه در كتاب جبر و مقابله خيام كه سابقآ بتوسط نگارنده تهيه شده بود، از ترجمهكردن تمام جبر خيام خودداري كرده بوديم و فقط قسمتهاي اساسي آن را كه مبيّن فكر رياضي خيام است به فارسي برگردانيده بوديم و مباحث حل معادلات كه در رساله خيام بسيار طولاني است با استفاده از زبان امروز جبر تلخيص شده بود. حُسن اين طريقه اين است كه خواننده، بيآنكه گرفتار بحثهاي خيام ]... [شود، روش عمومي او را در حل و بحث معادلات درمييابد. كتاب حكيم عمر خيام... تنها به ترجمه رسائل خيام محدود نمانده بلكه با تحليلي از كارهاي وي در جبر و از رسائل وي به زبان كنوني رياضيات به اتمام رسيده است. آنچه مرحوم دكتر مصاحب در طول عمر پر بركت خود در عرصه علم و تحقيق انجام داد از چنان استواري و استحكامي برخوردار است كه تا امروز هم قابل ستايش است. اين امر در مورد دايرهالمعارف فارسي جلوه بارزتري دارد. دايرهالمعارفنويسي فارسي با نام او پيوند خورده است، و هيچ دايرهالمعارف فارسي ديگري ــ عمومي يا تخصصي ــ براي طراحي، برنامهريزي، و اجراي كار جديد بينياز از مروري در تجارب عيان يا نهان دايرهالمعارف فارسي مصاحب نيست. امّا خصلت دايرهالمعارف اين است كه در بسياري از موارد «زمانمند» است. اطلاعاتي در طول زمان ضرورت درج در دايرهالمعارف مييابند، اطلاعاتي ميبايست با يافتههاي نوين تكميل گردند، و مواردي ميبايست كلا بازنگاري شوند. هيچ تدبيري براي پاسداشتن خدمات مرحوم دكتر مصاحب ارزندهتر از اين نيست كه نهادي شايسته براي تهيه و تدوين ويراستي نو از اين دايرهالمعارف تعيين شود تا روزآمدسازي دايرهالمعارف را كه موردنظر آن مرحوم نيز بود بر عهده گيرد و، با رعايت اصول و مباني اوليه، آن را با نويافتهها هماهنگ سازد: سنّتي كه در كليه دايرهالمعارفهاي معتبر دنيا رايج است و حاكي از باور جمعي به استمرار جريانهاي علمي است كه از گذشته آغاز شده ولي نياز به بازنگري و بازنگاري دارد. مرحوم دكتر مصاحب در حالي بدرود حيات گفت كه قلم در دست داشت. اين خود نمادي است پندآموز كه تا واپسين دم بايد با قلم و آنچه مينويسد عاشقانه ماند.
به لطف خويش خدايا روان او خوشدار بدان حيات بكن زين حيات خرسندش
علماندوزي و علمآموزي با حيات انسانهاي والا عجين است و اين پيامي است كه مرحوم مصاحب و همه كساني كه هستي خود را خالصانه در اين راه نهادهاند در اختيار آيندگان قرار ميدهند. باشد كه مشتاقان علم از اين پيامها درس زندگي بياموزند.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگي افتخار دارد كه يكصدمين بزرگداشت خود را به يكي از فرهيختگان بلندآوازه اين مرز و بوم اختصاص داده است تا نسل جوان از حيات پرثمر ايشان سرمشق گيرد.
عباس حرّي معاون علمي و اجراييِ انجمن آثار و مفاخر فرهنگي |