مراسم بزرگداشت دکتر مهر یباقری
تاریخ برگزاری: 21 آبانماه 1387 محل برگزاری: تهران- تالار اجتماعات انجمن
پيشگفتار به نام خداوند جان و خرد
يكي درياست هستي نطق ساحل صدف حرف و جواهر دانش دل به هر موجي هزاران دُّر شهوار برون ريزد ز نُقل و نصّ و اخبار هزاران موج خيزد هر دم از وي نگردد قطرهاي هرگز كم از وي وجود علم از آن درياي ژرفست غلاف دُّر او از صوت و حرفست خرد غوّاص آن بحر عظيم است كه او را صد جواهر در كليد است «محمود شبستري» با خاتونِ فرزانه بانوي بافضيلت فرهيخته، چهره ماندگارِ روزگار ما، دكتر مهري باقري از استادانِ بنام و طراز اول كشورمان كه ــ عمرش درازباد ــ در سال 1324 در محله لُرزاده تهران تولد يافت. در مدارس خواجه نظامالملك، دبيرستان شيرين و دبيرستان شاهرخ به تحصيل پرداخت. سپس رشته زبان و ادبيات فارسي را براي ادامه تحصيل برگزيد و پس از پايان دوره ليسانس وارد دوره كارشناسيارشدِ رشته زبانشناسي و زبانهاي باستاني ايران در دانشگاه تهران شد و در سال 1350 موفق به كسب مدرك كارشناسيارشد گرديد. اخذ مدركِ كارشناسيارشد براي اين بانوي تشنه علم، آغازِ كار بود نه پايانِ كار. مجهولات فراواني در پيش رو داشت كه ميبايست با تحقيق و پژوهش و سير در آفاق و انفس بدان دست يابد. از اينرو، جهت تكميل دانشِ خود و دستيافتن به منابع دستِ اول و استفاده از محضر استاداني گرانسنگ راهيِ كشور آلمان شد تا اندوختههاي خود را تكميل كند. به همين منظور در دانشگاه هامبورگ در دوره دكتري زبانشناسي زبانهاي ايراني ثبت نام كرد. پس از يكسال اقامت در آلمان با دكتر بهمن سركاراتي آشنا شد و اين آشنايي منجر به ازدواجي پُربار گرديد. هنگام بازگشتِ همسرش به ايران بهناچار «تدبير منزل» را به تحصيل در دوره دكتري ترجيح داد و در سال 1352 دوره دكتري را ناتمام گذاشت و به اتفاق همسرِ دانشمند خود به ايران بازگشت. در سال 1353 به استخدام دانشگاه تبريز درآمد. امّا در ايران از ادامه تحصيل غافل نماند؛ دوره دكتري را عليرغم تدريس و تربيت فرزندان و امور خانه كه بيشك موجب واردآمدن فشار مضاعفي بر او ميشد در دانشكده الهيات و معارف اسلامي ادامه داد و سرانجام در سال 1355 فارغالتحصيل گرديد. اين بانوي فرهيخته با نوشتن مقالات علمي در زمينههاي مختلف و نشر آن در مجلاتي چون دانشكده ادبيات تبريز، دانشكده ادبيات مشهد، و نشريات آينده، نامه انجمن و غيره و انتشار كتابهاي ماندگاري چون: مقدمات زبانشناسي، اديان در پيش از اسلام، تاريخ زبان فارسي، دينهاي ايران باستان، واجشناسي تاريخي زبان فارسي، كارنامه اردشير بابكان و آثاري ديگر خود را بهعنوان يك چهرههاي علمي در دنياي علم و ادب بشناساند. امّا چه شد كه اين بانوي بافضيلت پاي در راه پُرفراز و نشيب علم و دانش نهاد؟ چه شد كه عمر خود را به فراگرفتن متون كهن و زبانهاي متعدد سپري ساخت؟ چرا براي يافتنِ معنيِ صحيح يك واژه كه كَنج است يا كُنج، ماهها در ميان متون سر فرو برد تا معني دقيق آن را در يك بيت از شاهنامه نشان دهد و يا به دنبال معنيِ درستِ يك بيت از حافظ روزها و ماهها زانو بر زمين زد و بيخوابيها را به جان خريد تا نشان دهد كه منظور حافظ از بيان آن بيت چه بوده است. به گمانم جواب اين چون و چراها را در عشق بزرگ او به «ايران» و فرهنگ ايراني ــ اسلامي بايد جست. استاد دكتر مهري باقري عاشق ايران است، عاشقي كه چون نام ايران بر زبان آورَد اشك در چشمانش حلقه ميزند. ايران براي او مكاني مقدّس است، جايگاه فرهنگ ايراني ــ اسلامي است كه محور تحقيق و مطالعات اوست و اين حلقهاي است كه «ميكَشد هر جا كه خاطرخواهِ اوست». دغدغه اين بانوي فرهيخته علم و علمآموزي است به همين دليل در طول خدمت دانشگاهي هرگز رغبتي به پُستهاي اجرايي از خود نشان نداده است. امّا در صورت نياز و احساسِ مسئوليت، عرصه را واننهاده است. رياست كتابخانه دانشكده از جمله وظايفي بود كه بر عهده گرفت. در تأسيس گروه آموزشيِ فرهنگ و زبانهاي باستاني و اداره آن، با همكاري و همّت همسر دانشمندِ خود، دكتر سركاراتي، تلاشي در جهت توسعه فرهنگ ايراني بوده كه سرانجام به دايرشدن و رونقيافتن اين رشته در دانشكده ادبيات و علوم انساني منجر شد. آنچه كه آمد يك روي سكه است، آن روي سكه چهره علمي، فضائل اخلاقي و منش انساني و فرهنگيِ اين بانوي بزرگوار است. ميدانيم كه فرهنگ و تمدنِ هر ملتي مجموعهاي است از آثارِ بهجا مانده از اعصار گذشته و باورها و راز و رمزهايي كه جهانِ هستي را ميسازد و توجيه ميكند. استاد دكتر مهري باقري نيز از همين منظر، به روايات باستاني، افسانههاي كهن، كارنامههاي بهجا مانده و متون بازيافته فراموش شده، با ذوق سليم و فكري نو جان ميبخشد و در پهندشتِ سخن فارسي، آثاري ماندگار در بالاترين حد دقّت و امانت عرضه ميكند. اين بانوي انديشمند خريدار متاعِ كاغذي نيست. از تقليد گريزان است. اگر برخي تقليدوار رقم ميزنند او تا به يقين نرسد قلم بر كاغذ نميسايد. وي با تفكّر پويا و سازنده خود معاني و حقايق و ظرايف مسائل علمي را با دقّت دريافته و به شيوه بسيار مستند و اثربخش سخن ميراند و او امروز «بيدار» و «رهيافته» است. تلاش و كوششِ خانم باقري انسان را به ياد اين گفته ابنرشد، فيلسوف اندلسي (درگذشته به سال 595 ق.) مياندازد كه هر چه را كه مرد انجام ميدهد زن هم ميتواند عهدهدار انجام آن گردد. امّا اين بانوي دانشور با نبوغ ذاتي خود به عرصهاي فراتر از انديشه ابنرشد راه يافته است. استاد دكتر مهري باقري نه تنها در ايران بلكه در خارج از مرزهاي ايران نيز چهرهاي شناختهشده است. وي با تدريس در دانشگاههاي اسپانيا، آمريكا و شركت در همايشهاي بينالمللي و با سخنرانيهاي عالمانه نشان داده است كه زنِ ايراني نيز در عرصه علم و ادب حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و ترديدي نيست كه در تعليم و تدريس نيز ميتواند به رفيعترين جايگاهها دست يابد. امّا در جهانبينيِ وي، همه انسانها محترم شمرده ميشود. بنابراين مردمدار و انساندوست است و از اينروست كه در هر مجلس و محفلي كه حضور مييابد از احترام خاصي برخوردار است. بانوي بافضيلت و دانشورِ ما از سر تا قدم مِهر است و خلوص، دنيايي است سرشار از عشق به مردم. از تنگنظريها، حسادتها، كينهورزيها كه رسم روزگار ماست به دور است و در حد توانِ خود در امور خير پيشقدم. حلاوت سخن وي ستودني است. كمال معرفت را با تواضع و فروتني در يكجا جمع كرده است. كسب مال و منال را اصل زندگي نميداند، دغدغه اصلي او كسب علم و نوآوري است و اين از شاخصترين ويژگي شخصيّت وزين اوست.
به شهرم يكي مهربان دوست بود تو گفتي كه با من يكي پوست بود
امروز دكتر مهري باقري «تخت و بخت» را توأمان دارد. در تدبير منزل و هدايت فرزندان و همسويي با همسر، بيهمتاست و اين شيوه انسانيِ وي يادآور اين بيت فردوسي است كه :
ز پاكي و از پارساييِ زن كه هم غمگسار است و هم رايزن
او با چنين پيشينهاي غني و پُربركت در عرصه علم و ادب نيز توانسته نام و نشاني از خود به يادگار گذارد و چون ديگر زنانِ فرهيخته كشورمان، مفاهيمِ بهكار رفته درباره «زن» را دچار تحوّل و تشخّص كند و به حضور زنان در عرصههاي علمي و اجتماعي و فرهنگي حيات ديگر بخشد.
حسرت آزادگي شد بندگي بندگي را چون تو دادي زندگي
كلام آخر اينكه، دكتر مهري باقري از زمره انديشمنداني است كه پوسته تعلّقات مادي را دريده و به گلزار معنويت پاي نهاده است.
يك دهان خواهم به پهناي فلك تا بگويم وصف آن رشك ملك
انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ضمن ارجگذاري به خدمات علمي و ارزشهاي انسانيِ اين بانوي دانشمند و آرزوي طول عمرِ با عزّت همراه با سرفرازي اميدوار است جوانانِ آگاه و بيداردل روش بزرگان عرصه علم و ادب را سرمشق خود قرار دهند و در پاسداري از كرامت انساني كوشا باشند و به فرهنگ و معنويات اين مرز و بوم به ديده احترام بنگرند.
محمّدرضا نصيري قائممقام انجمن آثار و مفاخر فرهنگي |