انجمن آثار و مفاخر فرهنگي
English
پیشینه انجمن | نمودار تشکیلات | اساسنامه | فصل نامه انجمن
معرفي کتاب
همائي نامه
همائي نامه

الرسائل الفقهیه فی الغنا
الرسائل الفقهیه فی الغنا

بزرگداشت ها

  :: دکتر مهری باقری
  :: دکتر غلامحسین مصاحب
  :: استاد احمد بیرشک
  :: دکتر علی اکبر شعاری نژاد
  :: پروفسور ویلیام چیتیک
  :: استاد محمد پروین گنابادی
  :: علامه علی اکبر دهخدا
  :: دکتر مهری باقری
  :: دکتر سید جعفر شهیدی
  :: مرحوم شیخ محمد تقی ادیب نیشابوری
اشتراک خبرنامه انجمن
نام:
پست الکترونيک:


کاربران حاضر در وبگاه
حاضرین در وبگاه : 37 نفر مهمان

 

 

 

 

 

 

انجمن آثار و مفاخر فرهنگي صفحه اصلي arrow بزرگداشت ها arrow پروفسور ویلیام چیتیک
پروفسور ویلیام چیتیک

Image
پروفسور ویلیام چیتیک
مراسم بزرگداشت پروفسور ویلیام چیتیک

تاریخ برگزاری:25 خرداد ماه 1387

محل برگزاری: تهران- تالار اجتماعات انجمن

سخنرانان مراسم:

1-  جناب آقاي دكتر غلامعلي حداد عادل
2. جناب آقاي دكتر غلامرضا اعواني
3-  جناب آقاي استاد بهاءالدين خرمشاهي

 

پيش‌گفتار
به نام خداوند جان و خرد

ويليام چيتيك در زماني به تهران آمد كه از يك‌ربع قرن پيش از آن يعني پس از شهريور 1320، تهران به كانوني از علم و معرفت و بسترگاهي مناسب براي مطالعات و تحقيقات در زمينه فلسفه و عرفان اسلامي تبديل گشته بود. اين بالندگي و شكوفايي فلسفه و عرفان هم در حوزه علميّه تهران و هم در دانشگاه تهران به‌خوبي آشكار و هويدا بود. در حوزه ــ تا آن‌جا كه من به خاطر دارم و خود نيز در جريان آن قرار گرفته بودم ــ استادانِ زير مجلس و محفل درس داشتند كه نه تنها طلاّ ب حوزه بلكه برخي از استادان و دانشجويان دانشگاه از افاضات آن اساطين حكمت و عرفان برخوردار مي‌شدند :
1. مرحوم ميرزامحمّدعلي شاه‌آبادي كه در مسجد جامع تهران درس اخلاق و عرفان مي‌گفت.
2. مرحوم ميرزامهدي مدرّس آشتياني كه در مدرسه سپهسالارِ قديم شفا و اسفار تدريس مي‌كرد.
3. مرحوم شيخ‌محمّدتقي آملي كه در منزل خود در چهارراه حسن‌آباد فقه و فلسفه درس مي‌داد.
4. مرحوم سيّدمحمّدكاظم عصّار تهراني كه در مدرسه عالي سپهسالار (شهيد مطهّري فعلي) كفايه و شرح منظومه تدريس مي‌كرد.
5. مرحوم ميرزاابوالحسن شعراني كه در منزل خود واقع در سه‌راه سيروس شرح منظومه تدريس مي‌كرد.
6. مرحوم ميرزامهدي الهي‌قمشه‌اي كه در منزل خود در خيابان ري كوچه مشاور به تدريس شرح منظومه مي‌پرداخت.
در دانشكده الهيّات مرحوم استاد محمود شهابي كتاب شفا و مرحوم شيخ‌حسينعلي راشد كتاب اسفار و مرحوم شيخ‌محمّدعلي حكيم شيرازي شرح فصوص محيي‌الدّين و رساله قشيريّه را در عرفان تدريس مي‌كردند و در دانشكده ادبيّات استاداني هم‌چون جلال‌الدّين همايي و بديع‌الزّمان فروزانفر عرفان اسلامي را براساس آثار مولانا جلال‌الدين‌محمّد بلخي به‌ويژه مثنوي معنوي تدريس مي‌كردند و استاداني هم‌چون دكتر غلامحسين صدّيقي و دكتر يحيي مهدوي و دكتر سيداحمد فرديد دانشجويان را در جريان فلسفه غرب و مقايسه آن با فلسفه اسلامي قرار مي‌دادند. در اين دو جريان حوزوي و دانشگاهي طلاّ بي هم‌چون: ميرزامحمّدحسين شاه‌آبادي، حاج‌آقارضي شيرازي، حاج‌شيخ‌يحيي عابدي، سيّدمحمّدرضا علوي تهراني، شيخ‌محمّدرضا ربّاني تربتي، حاج‌آقا مصطفي مسجدجامعي، حاج‌حسن‌آقا سعيد تهراني و ده‌ها مانند آنان پرورش مي‌يافتند و از دانشگاه دانشجوياني هم‌چون: ، محسن جهانگيري، رضا داوري اردكاني، اميرحسين آريان‌پور، سيّدجعفر شهيدي، سيّدعلي موسوي بهبهاني، حسن ملكشاهي، سيّدجلال‌الدّين مجتبوي، محمدرضا شفيعي كدكني و ده‌ها مانند آنان بيرون آمدند كه هم‌اكنون چراغ علم و معرفت را در مراكز علمي كشور روشن نگه داشته‌اند، هر چند برخي از آنان روي در نقاب خاك كشيده‌اند.
حال كه روبه‌روشدن چيتيك را با فضاي فلسفي و عرفاني در حوزه علميّه تهران و دانشگاه تهران گزارش كرديم بايد دو رويداد مهم را در اين زمينه ــ كه يكي در آغاز اقامت او در تهران و ديگري در اواسط دوران اقامت او به‌وجود آمد ــ ياد كنيم: نخستين رويداد، تأسيس مؤسّسه مطالعات اسلامي، دانشگاه مك‌گيل شعبه تهران در سال 1347 و دومين رويداد، تأسيس انجمن فلسفه ايران در سال 1353 بود.
تأسيس مؤسّسه مطالعات اسلامي نتيجه كوشش‌هايي بود كه اين حقير طيّ سال‌هاي 1344-1347 در دانشگاه مك‌گيل كانادا انجام داده بود. اين كوشش‌ها عبارت بود از: تدريس كلام شيعي براساس شرح باب حادي عشر علاّ مه حلّي و اصول فقه شيعي بر پايه معالم‌الاصول حسن‌بن‌زين‌الدّين شهيد ثاني، و تصحيح متن و ترجمه شرح منظومه حاج‌ملاهادي سبزواري، و تهيه كتاب‌ها و رساله‌هايي كه به‌وسيله دانشمندان شيعه ايراني در چهارصد سال اخير تأليف شده از جمله: كتاب قبسات ميرداماد، تعليقه مرحوم ميرزامهدي مدرّس آشتياني، و طرح‌ريزي نشر آثار منطقي دانشمندان ايراني كه بعدها به‌صورت كتابي تحت عنوان منطق و مباحث الفاظ منتشر شد. اين فعاليّت‌ها موجب شد تا مقدّمات تأسيس پايگاهي علمي در ايران به‌وجود آيد و پروفسور توشي‌هيكو ايزوتسو كه به مدّت دو سال با من در ترجمه انگليسي شرح منظومه سبزواري در كانادا همكاري كرده بود، جهت ادامه فعاليّت‌هاي يادشده و بازبيني ترجمه شرح منظومه، ژاپن و كانادا را ترك كند و رحل اقامت در تهران افكند. ترجمه ما از سبزواري در سال 1977 م./ 1356 ش. در نيويورك چاپ شد و متن عربي با مقدّمه انگليسي ايزوتسو و مقدّمه فارسي من در سال 1348 در تهران چاپ و منتشر و طيّ مراسمي در محلّ مؤسّسه رونمايي گرديد، هم‌چنان‌كه تعليقه آشتياني بر شرح منظومه سبزواري با مقدّمه انگليسي ايزوتسو در سال 1352 منتشر و طيّ مراسمي در مؤسّسه با حضور رؤساي سابق و رئيس وقت دانشگاه تهران در سال 1353 رونمايي شد. در اين مراسم سفيران كانادا و انگليس و استاداني هم‌چون دكتر سيّدحسين نصر و دكتر سيّدجعفر شهيدي و استاد مجتبي مينوي حضور داشتند. ويليام چيتيك كه در آن زمان تحصيلات خود را در دانشگاه تهران ادامه مي‌داد و در شُرف اتمام آن بود در آن مجلس حضور داشت.
فعاليّت‌هاي مؤسّسه ــ با حضور پروفسور ايزوتسو و نيز پروفسور هرمان لَندلت كه كتاب كاشف‌الاسرار نورالدّين اسفرايني را با مقدّمه‌اي مفصّل براي مؤسّسه آماده طبع مي‌ساخت و در نشر مجموعه سخنراني‌ها و مقالات در فلسفه و عرفان اسلامي با من همكاري داشت ــ پژوهشگران جواني را كه براي اسلام‌شناسي و ايران‌شناسي به ايران مي‌آمدند، وادار به اقامت مي‌كرد. از اين روي، چيتيك پس از اتمام دوره دكتري مصمّم شد در ايران بماند. چنان‌كه همسر او هم ساچيكو موراتا پس از اخذ درجه دكتري به قصد ادامه تحصيلات در فقه شيعه قصد رحيلش بَدَل به اقامت شد. درواقع تهران براي اين جوانان مدينه‌اي فاضله گرديده بود كه آرزوهاي ديرين معنوي آنان را تحقّق مي‌بخشيد :

شهري كه من اين‌جا برسيدم خردم گفت          اين‌جا بطلب حاجت و زين منزل مگذر

رويداد دوم تأسيس انجمن فلسفه در سال 1353 به رياست دكتر سيّدحسين نصر بود كه آرزوي آنان را كه مي‌خواستند در تهران بمانند و از فضاي فلسفي و عرفاني آن برخوردار گردند متحقّق مي‌ساخت. انجمن فلسفه هم همان اهداف مؤسّسه مطالعات اسلامي را دنبال مي‌كرد با اين تفاوت كه مؤسّسه بودجه‌اي نداشت و در سال 1350 در شُرف انحلال و تعطيل قرار گرفته بود كه نامه دكتر سيّدحسين نصر به رئيس دانشگاه تهران مبني بر اين كه سالي صدوپنجاه هزارتومان دانشگاه به مؤسّسه كمك كند، آن را از انحلال نجات بخشيد كه اكنون آثار منتشر شده آن به فارسي و عربي و انگليسي افزون از صدجلد كتاب نفيس شده است. انجمن فلسفه با همّت مدير مدبّر آن و علاقه وافر او به نشر و گسترش فرهنگ و معارف شيعه و پشتوانه بزرگ مالي كه داشت ايزوتسو را به خود جذب كرد و از مؤسّسه به انجمن منتقل گرديد. و او كه در انجمن شاگردان مستعدّي هم‌چون نصرالله پورجوادي و غلامرضا اعواني و ويليام چيتيك پيدا كرده بود هر چند كه نام و عنوان انجمن سبب شده بود كه همكاران بين‌المللي او، او را «فيلسوف درباري» بنامند ولي عشق به ايران و فلسفه و عرفان ايراني او را تا زمان انقلاب در ايران نگاه داشت و در انجمن فلسفه به تدريس فصوص‌الحكم محيي‌الدّين ابن‌عربي براي دانشجويان پرشور خود ادامه داد. فضاي سياسي ايران و درگيرشدن مدير انجمن با سياست، انجمن را از رنگ و رونق پيشين انداخته بود. و نه تنها ايزوتسو بلكه دانشجويان هم كم‌كم مأيوس مي‌گشتند، به گفته ناصرخسرو :

زيرا كه علم ديني پنهان شد         چون كار دين و علم به غوغا شد

به ياد دارم پروفسور محسن مهدي استاد دانشگاه هاروارد در همان اوقات طيّ نامه‌اي به من نوشت كه: «من جيمز موريس   را براي
آموختن فلسفه و عرفان شيعي به انجمن فلسفه فرستاده‌ام. اكنون او گله دارد كه مدير انجمن به علّت درگيري با مشاغل گوناگون عنايتي به انجمن ندارد و اين جوان قصد بازگشت دارد و اين براي انجمن شكست به‌شمار خواهد آمد». او از من خواست كه چاره‌اي بينديشم كه آن جوان برنگردد. من او را خواستم و پيشنهاد كردم كه من درسي هفتگي در كلام شيعه بر پايه متن شرح باب حادي عشر علاّ مه‌حلّي در مؤسّسه مطالعات اسلامي ارائه مي‌دهم او مي‌تواند به‌عنوان مستمع آزاد در آن شركت كند. او در آن سال همراه با يان ريشارد جوان فرانسوي ــ كه بعدها مجله چكيده‌هاي ايرانشناسي را كه به زبان فرانسه در پاريس منتشر مي‌شد همكاري مي‌كرد ــ به درس من مي‌آمدند و هر دو خشنود بودند از اين‌كه درسي ارائه مي‌شود كه آنان بتوانند از آن برخوردار گردند.
ويليام چيتيك در جريان فعاليّت‌هاي من و مؤسّسه مطالعات اسلامي قرار داشت و در مراسم بزرگداشت‌ها و سخنراني‌هاي مؤسّسه شركت مي‌كرد. سخنرانان مؤسّسه از ايران‌شناسان و اسلام‌شناسان بزرگ جهان بودند ازجمله: مونتگُمري وات، ريچارد والزر، ريموند كيلبانسكي، فريد جَبر، عبدالرّحمن بدوي، معن زياده، محمد اركون، لوي گارده كه در سخنراني اخير براي آخرين بار مرحوم دكتر علي شريعتي را ديدم كه چند روز پس از آن از ايران خارج شد و ديگر برنگشت و در همين مجلس شريعتي با دكتر نصر براي نخستين‌بار با هم روبه‌رو شدند.
غرض از اطاله سخن درباره مؤسّسه مطالعات اسلامي و انجمن فلسفه ايران و حضور ايزوتسو و فعاليّت‌هاي اين دو نهاد و ارتباط چيتيك با آن، اين بود كه فضاي علمي و بسترگاه فلسفي و عرفاني اين پژوهشگر جوان ــ كه بعدها منشاء توليد آثار فراواني در حكمت و عرفان و فلسفه شد ــ مشخّص گردد و ريشه و سرچشمه‌هاي انديشه‌ها و افكار او شناسايي شود و اين امر تبيين شود كه چيتيك زاده و پرورده فضاي فرهنگي ايران است كه در بهترين ايام زندگي‌اش توانست آراء و انديشه‌هاي خود را با استفاده از آن فضا شكل بخشد.
چيتيك در آثار خود نه تنها به‌طور كامل به معرّفي شيخ اكبر محيي‌الدّين ابن‌العربي و مولانا جلال‌الدّين‌محمّد بلخي پرداخته بلكه شناساندن دانشمندان اسلامي ــ ايرانيِ ديگر در غرب مرهون كوشش‌هاي اين پژوهشگر پُرتوان است از جمله افضل‌الدّين كاشاني، عبدالرّحمن جامي، فخرالدّين عراقي، سعيدالدّين فرغاني، بهاء ولد، سلطان برهان‌الدّين، صدرالدّين قونوي، صدرالدّين شيرازي، احمد سمعاني، فيض كاشاني، شمس تبريزي، عبدالرّحمن اسفرايني، محمدبن‌منوّر، اميرخسرو دهلوي و مانند اينان.
او در معرّفي پيمبر اكرم (ص) و امام حسين (ع) و امام زين‌العابدين (سجّاد) به غرب سهم بسزايي داشته است. و ترجمه او از زبور آل‌محمّد (ص) يعني صحيفه سجّاديّه جا و مكانتي شايسته در غرب يافت و برخي از كشيشان واتيكان شيفته مناجات‌ها و ادعيه آن امام همام شدند و از آن در اذكار و اوراد خود اقتباس كردند. چيتيك علماي معاصر را نيز مغفول نداشته و در برخي از آثار خود انديشه‌هاي مرحوم علاّ مه سيّدمحمّدحسين طباطبايي و مرحوم امام راحل را مورد بررسي و تحليل قرار داده است.
آثار فراوان چيتيك نه تنها جاي خود را در جهان علم غرب باز كرد و او به‌عنوان يك چهره عرفان‌پژوه و مولوي‌شناس برجسته شناخته شد بلكه در ايران نيز مورد توجّه اهل علم به ويژه جوانان و دانشجويان فلسفه و عرفان قرار گرفت. برخي از كتاب‌هاي او ترجمه و مورد بهره‌برداري فارسي‌زبانان واقع شد ازجمله: عوالم خيال، انتشارات هرمس، ؛1382 راه عرفاني عشق، تعاليم معنوي مولوي، نشر پيكان 1382 و من و مولانا، زندگاني شمس تبريزي. صيت شهرت چيتيك به حوزه‌هاي علميّه جمهوري اسلامي ايران نيز كشيده شد و در همين چند روز اقامت كوتاهِ او از او دعوت به‌عمل آمد كه سفر كوتاهي به قم، دارالحديث و به مشهد، دفتر تبليغات اسلامي داشته باشد و دريافتِ خود و دانشمندان مغرب‌زمين را از فرهنگ شيعي و عرفان اسلامي به‌ويژه آن‌چه كه مربوط به علوم اهل‌البيت ــ عليهم‌السّلام ــ است براي آنان بازگو كند ولي او متأسّفانه وقت نداشت و به فرصتي ديگر موكول كرد.
چيتيك مردي خوش‌چهره و هشّ و بشّ و بسّام است؛ هميشه خنده بر لب دارد. صورت ظاهري او حكايت از سادگي باطني او دارد. در زندگي نيز ساده‌زيستي را برگزيده و كتاب و ديوان و دفتر برايش اهميّت دارد نه چيز ديگر. من در نيويورك چند روزي مهمان او بودم در آپارتماني كه مشتركآ با دانشجوي سابق من در مك‌گيل آقاي پروفسور دكتر كريم كرو اجاره كرده بودند. اين در زماني بود كه من براي شركت در سميناري كه ــ درباره اصول فقه در دانشگاه پرينستون برگزار شده بود ــ دعوت شده بودم و آقاي پروفسور سيّدمحمّدحسين مدرّسي طباطبايي كه آغاز اقامت خود را مي‌گذرانيد و نيز پروفسور آن‌ماري شيمل در همين آپارتمان از من ديدن كردند. در زماني كه من در كوالالامپور در مؤسّسه بين‌المللي انديشه و تمدّن اسلامي تدريس مي‌كردم چيتيك و همسرش براي شركت در سميناري درباره مذهب كنفوسيوس به مالزي آمده بودند و ملاقاتي ميان ما و پروفسور سيّدمحمّد نقيب‌العطّاس رئيس مؤسّسه رخ داد كه بسيار مفيد و سودمند بود.
آثار و مقالات چيتيك به زبان‌هاي گوناگون ازجمله: اندونزيايي، تركي، آلبانيايي، اسپانيولي، روسي، بوسنيايي و فرانسوي ترجمه شده است. انجمن آثار و مفاخر فرهنگي بخشي از مراسم بزرگداشت‌هاي خود را ويژه دانشمندان خارجي گردانيده كه به فرهنگ و علوم و معارف اسلامي ــ ايراني خدمت كرده‌اند و تاكنون در اين بخش پروفسور نذيراحمد، پروفسور اميرحسن عابدي، پروفسور سيّدمحمّد نقيب‌العطّاس، پروفسور توشي‌هيكو ايزوتسو و پروفسور رشدي راشد در طيّ سال‌هاي اخير مورد تجليل و بزرگداشت قرار گرفته‌اند و اين بدين‌منظور است كه طلاّ ب حوزه‌ها و دانشجويان دانشگاه‌هاي ما از آن‌چه در جهان علم مي‌گذرد آگاه گردند و روزي هم آنان بتوانند كالاي معنوي خود را در سطح بين‌المللي عرضه نمايند و از انزواي علمي بيرون آيند.
حال كه از پروفسور چيتيك به‌طور مستوفيû سخن رفت لازم مي‌نمايد از همسر پُركار و پُرتوان و يار وفادار و مددكارش كه او نيز به سهم خود به زبان و ادب فارسي و فرهنگ اسلامي خدمت كرده است سخن به ميان آيد. خانم دكتر ساچيكو موراتا كه علاقه شديدي به زبان فارسي و فرهنگ ايراني داشت و سخن گفتن با اين زبان را از همان آغاز ورود به ايران فراگرفته بود در سال 1350 از رساله دكتري خود به راهنمايي اين‌جانب تحت عنوان: هفت‌پيكر نظامي و نقش زن در آن دفاع كرد و به درجه دكتري نائل آمد. او كه تشنه علم و معرفت بود به اين پايه خرسند نبود و مي‌گفت مي‌خواهد يك دوره فقه و اصول شيعه را نزد استاد در ايران بخواند. او نخست نزد من كتاب معالم‌الاصول حسن‌بن شهيدثاني را آغاز كرد و من كه در آن روزگار سرگرم نشر كتاب‌هاي :مجموعه متون و مقالات در فلسفه و عرفان اسلامي، منطق و مباحث الفاظ و قبساتِ ميرداماد بودم فرصت ادامه اين درس را نيافتم و او را راهنمايي كردم كه به دانشكده الهيّات برود و مطالعات و تحصيلات خود را نزد استاد دكتر ابوالقاسم گرجي ادامه دهد كه او اين پيشنهاد را پذيرفت و تحصيلات خود را در آن دانشكده تا كارشناسي ارشد به پايان برد و رساله خود را تحت عنوان: «ازدواج موقّت و آثار اجتماعي آن» به رشته تحرير درآورد كه آن رساله در سال‌هاي بعد به چاپ رسيد و ترجمه انگليسي آن هم منتشر شد. ساچيكو پيش از ازدواج با چيتيك و پس از آن، با همسر من دوست و در ارتباط بود و مدّتي هم در منزل پدربزرگِ همسرم مرحوم سر مهندس محسن انصاري در خيابان جمهوري، مقابل مسجد سجّاد، كوچه انصاري زندگي مي‌كرد. اين دو مدّتي با هم نزد مرحوم سيّدمحمّدرضا علوي تهراني امام جماعت مسجد اميرالمؤمنين در خيابان كارگر تفسير كشف‌الاسرار ميبدي را به درس مي‌خواندند و آن مرحوم هم كه زبان انگليسي مي‌دانست برخي از اشكالات خود را در مقالات انگليسي كه درباره اسلام بود، نزد ساچيكو رفع مي‌كرد. اين زوج دانشمند تا مدّتي كه در ايران بودند با ما مراوده داشتند؛ به خاطر دارم كه «هستي» دختر ما كه دو سه سال بيش نداشت چيتيك را «سي‌پيچ» خطاب مي‌كرد كه روزي چيتيك با خنده و شوخي به او گفت: پس بگو «سيم‌پيچ» كه لااقّل معنايي هم داشته باشد.
«انجمن آثار و مفاخر فرهنگي» مفتخر است كه به پاس خدمات چهل‌ساله اين دانشمند عرفان‌پژوه و مولوي‌شناس در شصت‌وپنجمين سال از عمر پُربار و بركت او مراسم بزرگداشت و تجليل او را برپا مي‌دارد تا قاطبه اهل علم به‌ويژه دوستداران عرفان و فلسفه اسلامي ــ ايراني از خدمات علمي و فرهنگي اين دانشي‌مرد آگاه گردند و كوشش‌هاي او را در معرّفي فرهنگ شيعه و مآثر و آثار خاندان رسول(ص) ستايش نمايند و توفيق و سلامتي او را براي ادامه اين راهِ مقدّس از خداوند متعال خواستار شوند. بمنّه تعاليû و كرمه.

       مهدي محقّق
  رئيس هيأت‌مديره
انجمن آثار و مفاخر فرهنگي
 
 
 
 

 

جستجوي پيشرفته
آخرين اخبار انجمن

  :: تحولات فرهنگی انجمن در حوزه مفاخر و مشاهیر
  :: دیدار رئیس انجمن با مدیر کل ارشاد خراسان شمالی
  :: انتصاب رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي كشور
  :: فرا رسيدن ايام سوگواري سالار شهيدان تسليت باد
  :: نشست تخصصي خواجه نصيرالدين طوسي
  :: برنامه تجلیل از اساتید نمونه دانشگاه آزاد سلامی
تازه هاي نشر
الرسائل الفقهیه فی الغنا
الرسائل الفقهیه فی الغنا


اشارات ایمانیه
اشارات ایمانیه


تذکره زعفران زار کشمیر
تذکره زعفران زار کشمیر


جزئیات و کلیات (چهل ناموس)
جزئیات و کلیات (چهل ناموس)


رحمت و غضب الهی
رحمت و غضب الهی


گزيدۀ نامه انجمن
اثرآفرينان
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
  • تازه هاي نشر
 
| © انجمن آثار و مفاخر فرهنگي 2007
design by Sefid.net