گزارش سخنرانی دکتر حسن بلخاری در پنجمین نشست کمیسیون فرهنگی کمیته ملی المپیک

در تبارشناسی کلمه ورزش در فرهنگ باستانی ایران

پنجمین نشست کمیسیون فرهنگی کمیته ملی المپیک با عنوان «معنویت و ورزش»، دوشنبه۹ دی ماه ۹۸ با حضور و سخنرانی سید رضا صالحی امیری، رئیس کمیته ملی المپیک؛ حسن بلخاری، استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و بیژن عبدالکریمی، عضو هیات‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی برگزارشد. حسن بلخاری دراین نشست طی سخنانی […]


پنجمین نشست کمیسیون فرهنگی کمیته ملی المپیک با عنوان «معنویت و ورزش»، دوشنبه۹ دی ماه ۹۸ با حضور و سخنرانی سید رضا صالحی امیری، رئیس کمیته ملی المپیک؛ حسن بلخاری، استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و بیژن عبدالکریمی، عضو هیات‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی برگزارشد.
حسن بلخاری دراین نشست طی سخنانی گفت: بنده در گذشته در همین جلسه درباره زیبایی‌شناسی و ورزش صحبت کرده بودم، اما امروز محور بحث من نه معنویت است و نه ورزش، بلکه بحث من درباره «واو» بین این دو کلمه است که آیا این «و» واو اتصال است یا انفصال؛ اگر واو اتصال باشد که ورزش خود نوعی معنویت است یا دست‌کم یکی از مظاهر ظهور آن و اگر واو انفصال باشد، در نتیجه ما با دو مفهوم کاملا جدا مواجه هستیم و البته اگر انفصال باشد این همایش‌ها هم نمی‌توانند در اتصال دو مفهوم بالذات منفصل، اتصال ایجاد کنند.
او افزود: برای تبین این اتصال باید عرض کنم؛ همان‌طور که می‌دانید در مغز ما دو نیم کره چپ و راست هست و براساس تحقیقات علمی در انسان شناسی، یک مساله مسلم آن است که نیم کره چپ کنشش تجزیه است و استدلالات عقلی و علمی ما در این نیم کره انجام می‌گیرند؛ همچنین در مورد انسان، نیم کره چپ نیمه راست بدن را هدایت می‌کند اما در بقیه موجودات این فرآیند به صورت موازی است. اما نیم کره راست درکار ترکیب است، از این رو نیم کره راست شاعران و هنرمندان و حکما بر نیم کره چپ آنها تفوق دارد، لذا اهل ترکیب اند و البته حقیقت معرفت نیز در ترکیب است نه در تجزیه.
او تاکید کرد: غرب از قرن ۱۷ به بعد، نیم کره چپ را بر راست اولویت داد واز رهگذر این اقدام در تخصص علومی به عرش رسید و امروز هم به لحاظ تکنیک در سطح بالایی قرار دارد.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: آقایان دکتر صالحی امیری و جناب آقای شعبانی سخن از تفکیک اخلاق و معنویت در ورزش گفتند، چون این یک مساله عملی است که در جامعه ورزشی ما مطرح است اما بحث من این است که مفهوم معنویت و ورزش دو مفهوم از هم جدا نیستند و ما تاریخی داریم که گواه بر این معناست؛ لذا پهلوان یعنی حکیمی که برومند است و در جان خود به وحدت تن و روح رسیده؛ این سابقه ورزش ما در فرهنگ ایرانی است.
بلخاری سپس به تبارشناسی کلمه ورزش پرداخت و گفت: من به بحث ورزش و معنویت از زاویه اتیمولوژی یا تبار‌شناسی واژه‌ها خواهم پرداخت، چون واژه‌ها مبنای ورود ما به مفاهیم‌اند و ما برای رسیدن به جهان معنا باید از باب لفظ بگذریم، لذا واژه یک امر زنده است که زایش و تطور دارد و بررسی این تکوین ما را با حقیقت واژه آشنا خواهد کرد.
او افزود: کلمات گاهی دچار بسط و قبض شده و گاهی به ضد خود تبدیل می‌شوند، مثلا «هنر» در فرهنگ اوستایی دارای معنای نسبتا وسیعی است، بعد در زبان پهلوی کمی گسترده‌تر می‌شود و پس از قاجار در دوره سلطنت پهلوی اول جنبه معنوی خود را از دست داده و صرفا جنبه تکنیک در نقاشی پیدا می‌کند. بر این بنیاد، درباره واژه ورزش در فرهنگ ما هم باید گفت که این کلمه صد درصد فارسی اصیل است که ریشه اوستایی دارد و در اوستا به‌عنوان «ور » به کار رفته که در ربط و نسبت با «باور» و «باروری» یا به ثمر نشستن است.
بلخاری ادامه داد: «ور» در فرهنگ اوستایی به معنای باز شناختن و دین آوردن است و به همین دلیل است که ما اصطلاح «باور» را به کار می بریم. در حقیقت «ور» با نهاد و جان و باطن انسان ارتباط دارد و در تبیین این واژه باید گفت که به معنی مکانیسمی است که بر اساس آن یک معلم، نهاد مستعد یک مخاطب و دانش‌آموز را از بالقوه به بالفعل می رساند و این همان معنای «باور» کردن است. از منظر اوستا، انسان ها معدن استعداد اند و کار معلم بازکردن و بارور کردن این معنا و به فعل رساندن آن است.

او اضافه کرد: نکته دیگر اینکه عبارت «ور» نه‌تنها به معنی بالقوه را بالفعل کردن است، بلکه به تعبیر ابن سینا کار معلم آن است که نفس را در مسیر استکمال قرار دهد و همه استعدادهای آدمی را در حوزه تن و معنا به وسیله ورزش بارور کند.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در ادامه سخنان خود گفت: «ور» در فرهنگ ایرانیان باستان، نوعی معیار و قانون است، در فرهنگ اوستایی وقتی بخواهیم امر خطا را از حَسَن تشخیص دهیم به یک معیار نیاز داریم، لذا در داستان سیاووش، آتش به معنی «ور» است، زیرا اوست که تعیین می کند، سیاووش بی گناه است. بنابراین آن کسی که دارای «ور» است نه‌تنها جانی مستعد از تن و معنا دارد که قابلیت معیار و داوری نیز دارد.
او افزود: در فرهنگ پهلوی این کلمه به «ورز» { که ورزش مصدر آن است} تبدیل می شود که معادل «برز» یا «برزیگر» است و از اینجا به کشاورزی یا کاشتن می رسیم. این «ورز» همان ورزِ ورزش است یعنی کسی که می‌تواند بطن زمین را بارور کند تا زمین ثمر و نتیجه دهد. و این عاملی است که درحقیقت می تواند استعدادهای «تن» را شکوفا و بالفعل کند و اگر استعداد تن شکوفا شد، روح بسط می یابد و این جمله معنی پیدا می کند که عقل سالم در بدن سالم است.
بلخاری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ما ایرانیان و شرقیان به تمایز ذاتی تن و روح معتقد نیستیم بلکه به تلائم این دو اعتقاد داریم، از اینجا هم درباره ورزیدن و برزیدن و کشاورز و برزگر استفاده کنم تا مفهوم ورزش روشن تر شود که آیا عین معنویت است یا چیزی جدای از آن.
او ادامه داد: در زبان پهلوی و فارسی دری مواردی داریم که «و» و «ب» جای هم را گرفته‌اند؛ مانند وهومن که شده است بهمن لذا «ورز» در فارسی دری به برز{برزیگر} تبدیل می شود و کار برزیگر یا کشاورز این است که استعداد پنهان زمین را آشکار کند؛ بنابر این زمین مادَر انسان است، با این تعبیر، کشاورزی دیگر یک فعل مکانیکی نیست که برآوردن استعدادهای مکنون زمین است.
استاد دانشگاه تهران افزود: اما این امر در ورزش نیز این گونه است که ورزشکار به گواه فرهنگ باستانی ما، صرفا به تکرار یک سری حرکات نمی پردازد، که به شکوفایی{ یا «ور» آمدن} استعداهای «تن» توجه دارد.
او در پایان با تبیین این مساله با نگاهی به اندیشه هندوها گفت: در فرهنگ هند و در مکتوب یوگا، برای انسان ۷ «چاکرا» شمرده اند و اینکه تن انسان جامع استعدادها و توانمندی های مختلف است و این هرگز افسانه نیست. در حقیقت فلسفه چاکراها همان بالفعل کردن استعدادهای نهفته در «تن» من است، بنابراین وقتی کشاورز زمین را می پروراند، ورزش نیز با «تن» من چنین می کند. حال شما تصور کنید کسی که نماز می‌خواند و می‌داند که چه می‌خواند، چه لذتی می برد، بنابر این کسی که ورزش می کند و به اهمیت آن با این توضیحاتی که بیان کردم واقف است، الزاما یک فعل اخلاقی را مرتکب می شود.