دکتر حسن بلخاری در مراسم بزرگداشت علامه حسن‌زاده عنوان کرد:

موانست ذاتی حکمت، تقوا و عقل در شخصیت آیت‌الله حسن‌زاده آملی(ره)

مراسم بزرگداشت مقام علمی و فرهنگی آیت الله حسن حسن زاده آملی فقیه، عالم ربانی و سالک توحیدی به بهانه چهلمین روز درگذشت این دانشمند برجسته ایرانی – اسلامی، شنبه ۱۵ ‏آبان ماه ۱۴۰۰ به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در فضای مجازی برگزار شد. در این برنامه حسن بلخاری استاد دانشگاه تهران و […]

مراسم بزرگداشت مقام علمی و فرهنگی آیت الله حسن حسن زاده آملی فقیه، عالم ربانی و سالک توحیدی به بهانه چهلمین روز درگذشت این دانشمند برجسته ایرانی – اسلامی، شنبه ۱۵ ‏آبان ماه ۱۴۰۰ به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در فضای مجازی برگزار شد. در این برنامه حسن بلخاری استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن آثار و ‏مفاخر فرهنگی، محمدباقر لاریجانی استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، حمید پارسانیا استاد دانشگاه تهران و ‏عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، حسن رمضانی خراسانی از شاگردان علامه حسن زاده آملی، منوچهر ‏صدوقی سها عضو شورای علمی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،سید حسن امین پژوهشگر حکمت اسلامی و از شاگردان علامه حسن زاده آملی و قادر فاضلی استاد حوزه و ‏دانشگاه و از شاگردان علامه حسن زاده آملی سخنرانی کردند.
حسن بلخاری در ابتدای این برنامه گفت: نخست به روح حضرت آیت الله حسن زاده آملی عارف ربانی و عالم بزرگ و بلند مرتبه اندیشه و تمدن اسلامی، سلام و درود الهی می‌فرستم و از خداوند متعال خواستارم روح این عالم جلیل القدر را با ارواح پاک اولیا و عرفا و صلحا محشور و قرین و مأنوس بفرماید. در این مجلس به چند نکته بنیادین در باب جناب استاد حسن زاده و مهمتر، نوع تحقیقات و مطالعاتشان و همچنین سیره و خصال ایشان اشاره خواهم کرد.
او ادامه داد: دو یا سه سال پیش که انجمن مفاخر مراسم بزرگداشت آیت الله جوادی آملی را برگزار کرد، من در آن مراسم در شرح خصال جناب آیت الله جوادی آملی، هم مقالتی نگاشتم و هم مطلبی را در سخنرانی خود ارائه کردم که مهمترین نکته آن موانست ذاتی سه گوهر بی نظیر در اندیشه و تمدن اسلامی بود. یکی گوهر تقوا و دیگری گوهر عقل و سوم گوهر حکمت. بین این سه موانست ایجاد می‌شود، بنا به تعریفی که در لغت از این سه گوهر وجود دارد (گرچه در قلمرو مفهوم فضاهای متفاوتی را شامل می‌شوند)، لیکن در قلمرو ریشه و لغت، نسبتی جوهری با هم دارند و همان نسبت جوهری از دیدگاه من عامل موانست ذاتی این سه گوهر و همنشینی جوهری آن ها است. مساله ای که این ها را به هم پیوند می دهد و این موانست را ایجاد می کند، این است که هر سه در لغت به معنای «منع» اند.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: بنابراین اگر یک عالم علم لغت به بطن این سه واژه نظر کند، متوجه می شود که هر سه واژه اشاره به «منع» دارند یا نگاه داشتن(تقوی) و بند بر پای نهادن(عقل) و لگام زدن (حکمت). معتقد هستم نسبتی که از لحاظ لغوی بین این سه واژه در اینجا وجود دارد، می تواند مبنای یک استنتاج جوهری شود؛نسبت جوهری و ذاتی به این معنا که «تقوا» در ذات خود اگر به حقیقت باشد، عقل و حکمت را هم دارد. اگر حکمت به حقیقت، حکمت باشد در ذات خود تقوا و عقل را هم دارد. و اگر عقل به حقیقت، «روحانی» باشد به همان معنا که در قرآن هم ردیف نقل و سمع آمده؛ بنابراین در ذات خود، هم حکمت و هم تقوا را دارد .
بلخاری تأکید کرد: البته اینجا بحثی وجود دارد که من در آن جلسه هم به آن اشاره کردم که چرا این سه مفهوم بنیادین و گوهرین هر سه از سر منع و عقال و وقایه در این حوزه مفهوم پیدا می کنند. شاید از این رو که در خلقت انسان ابتدا فجور بر انسان الهام شد «و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها» و کسی تا به تزکیه نرسد و فجور را نزداید و منع از لذات نفس نکند، به حقیقت رستگار نمی شود و این داستانی برای خود دارد که بماند برای فرصتی دیگر.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: این نکته را در مقدمه عرض کردم تا بگویم عالمان حقیقی در تمدن اسلامی صاحب این سه گوهر اند و بربنیاد حکمت جوهریشان، عقلانیتی در اندیشه و در تعلیمشان وجود دارد که مثال زدنی است و بر بنیاد این حکمت، تقوایی در گفتار و کردار و خصال و سیره و حیاتشان وجود دارد که این هم مثال زدنی است و این را یکی از مصادیق موانست جوهری عقل و حکمت و تقوا می دانم.
او ادامه داد: از همین رو مایل هستم مصداق برجسته این موانست را در عصر کنونی مرحوم علامه حسن زاده آملی بدانم. همه کسانی که در باب ایشان مطالعه کرده اند و اندک آگاهی از ایشان دارند، می دانند که در حوزه تقوا، سیره ایشان مثال زدنی بود و می دانند که در قلمره حکمت از جمله حکمای جامع تمدن ما بودند. تسلط در فقه و تفسیر و کلام و فلسفه و عرفان و ریاضیات و هیئت و نجوم و هندسه و حتی ادبیات و شعر و آشنایی با رموز و وقوف به اسرار ابیات مولانا یا حافظ نیز در آثار ایشان وجود دارد و این جنس جدی حکمت در تمدن اسلامی است. اگر در قرآن «حکمت» به مفهوم «خیر کثیر» است، بنابراین بالذات بیانگر این است که اگر به کسی «حکمت» بدهند، عقل و تقوا هم می دهند و یا شاید تقوا، سبب شود که موجب خطاب عطیه الهی یا مشمول این رحمت الهی شوند.
او افزود: آن کسی که در جوهر خود مفهوم حکمت یا طلب حکمت را بپروراند، بر بنیاد « مَن أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ لیلأ…» و این اخلاص را بستر بنیادین طلب حکمت قرار بدهد، این مهم در سیره عملی او و سیره حیات و زندگی او حتما گرایش عقلی به فلسفه، گرایش به عرفان عملی یا تقوا و البته گرایش به عرفان نظری را پدید می آورد. می خواهم بگویم برآمده و مستنتج از این گوهر یعنی حکمت حقیقیه، هم وقوف به بطن و متن عقلانیت در دانش فلسفی حاصل می شود و هم عاملیت در حوزه تقوا و عرفان عملی و هم عالمیت در مبانی رمز گونه عرفان نظری. این ویژگی ذاتی و جوهری اشاره به حکمت و خیر کثیری است که در قرآن به کفایت بیانگر جامعیت مفهوم حکمت و آثار گران بها و بی نظیر آن است.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ادامه داد: حال اگر به مجموعه آثار و تألیفات جناب استاد حسن زاده آملی نگاه کنید اینکه مثلا یک وقوف جدی و یک همت عالی در پرداختن به فصوص الحکم ابن عربی داشتند، علاوه بر اینکه خود ایشان «ممد الهمم» را در شرح فصوص دارند و در پایان، فص فاطمیه را به آن کتاب اضافه می کنند. همچنین به شرح و تدریس شرح قیصری بر فصوص‌الحکم می پردازند. یا دیگر شارحان بزرگ فصوص در تمدن اسلامی که ایشان به آن پرداخته اند نیز بسیار مهم اند، لذا تأملات ایشان در باب «فصوص» بسیارجدی است. و به نظر می رسد نگاهی ویژه به این کتاب استثنایی در تمدن اسلامی داشتند.
او درادامه گفت: می دانیم «فصوص» از جمله کتب عظیمی است که در عین ایجاز، حاوی عالی ترین و شگرفترین معانی عرفان نظری و حکمت است. قطعا کسی که با جان مرحوم آیت الله حسن زاده آملی انسی داشته باشد و با آثار او آشنا باشد، می داند که ایشان نگاه و توجهی ویژه به «فصوص» داشتند. از آن طرف توجهی که به آثار ابن سینا و خواجه نصیر یا به آثار ملا صدرا و مولانا و حافظ داشتند نیز بسیار قابل توجه است. خوشا به حال این تمدن که چنین بزرگانی را در متن و بطن خود پرورانده است که عاشقان و طالبان حقیقی می توانند در محضر این بزرگان خرمن خرمن معنا برگیرند.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: در حوزه فلسفه، آثار فلسفی ایشان و در حوزه حکمت، آثار حکمی ایشان و در حوزه کلام، آثار کلامی ایشان و در حوزه عرفان، آثار عرفانی ایشان و در حوزه ادبیات، آثار ادبی ایشان و جامعیت موجود در این آثار، نشانگر مفهوم ذاتی حکمت بود و این نکته فوق العاده مهمی است. می خواهم بگویم جوهر حکمت در این تمدن به گونه ای است که اگر جان آدمی حتی در مراحل نخست نسیمی از حقیقتش را احساس کرد و در جوهر خود برای ادراکات عقلی – فلسفی تلاش نمود؛ در ذات خود، دلیل ، انگیزه ، قدرت و قوت برای انجام مناسک عملی تا رسیدن به تقوا و همچنین ادراک رمزو و اسرار عرفان پیدا می کند و لذا اگر به حقیقت، کسی در این تمدن از شمول رحمت الهی در حوزه حکمت بهره مند شود، مانند ظهور آثاری که مرحوم حسن زاده آملی آن ها را پدید آوردند؛ بهترین اثر و نتیجه بهره مندی از این رحمت و حکمت است . حضرت آیت الله حسن زاده آملی از این مسأله به ویژه در ایجاد نسبت بنیادین بین علم و عمل و بین عقل و حکمت و تقوا بهره مند بودند. لذا سیره عملی مرحوم ایشان، جلوه کامل حکمت و عرفان نظری است و حکمت و عرفان نظری ایشان نیز، جلوه کاملی در سیره عملی معظم له دارد که این فوق العاده مهم است.
بلخاری تصریح کرد: از این رو وفات ایشان بر جان مذهب و تمدن ما گران آمد، چرا که ایشان یکی از چهره های بی نظیری بودند که در جان و حیات خود اجتماع علم و عمل را در مفهوم جامع حکمت، محقق کرده بودند.چون برخی مدرس فلسفه و برخی محقق فلسفه. یعنی فلسفه و حکمت و عرفان در آنها تحقق می یابد. یعنی، تحقق عرفان و جامعیت و ظهور عرفان نظری در عرصه عرفان عملی و تقوا و مناسک .
استاد دانشگاه تهران در پایان گفت: در پایان اشاره کوتاهی به مباحث و تحقیقات مرحوم حسن زاده آملی در باب ریاضیات داشته باشم. ایشان در کتاب «یازده رساله فارسی» دو یا سه رساله در مورد فلسفه ریاضیات دارند وباقی مسائل مربوط به ریاضیات را باید در دیگر آثار ایشان جستجو کرد. در حقیقت ایشان متاثر از شریفه «إنّا کُلَّ شَىْء خَلَقْناهُ بِقَدَر»، نسبت جوهری و ذاتی بین حکمت و ریاضیات ایجاد می کنند. می خواهم بگویم کسانی که در حوزه خیر کثیر حکمت، به دانش ها و علوم مختلف نظر می کنند، این دانش ها و علوم را در حاق حقیقی خود مورد ادراک قرار می دهند.
او تآکید کرد: بنده در کتاب «قدر» (نظریه هنر و زیبایی در تمدن اسلامی) که برگرفته از برخی معانی مطروحه در آثار ایشان بود، مفصل از لحاظ هنری و معماری به جایگاه بی بدیل قدر در عالم ریاضیات و هندسه پرداخته ام و شرح و بسط این معنا که چگونه ریاضیات و هندسه و متاثر از حکمت می‌تواند حیات مادی انسان را آباد نموده و به حقیقت حیات انسان جهت دهند.