مهدی گلشنی در گفت و گوی اختصاصی با پایگاه اطلاع رسانی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛

«پژوهش» باید « نوآور» و موجب «شکستِ مرزهای دانش» شود

دکتر مهدی گلشنی استادی نام آشنا برای دانشجویان و اهالی علم در ایران است. چهره ‏ماندگار فیزیک در سال ۱۳۸۱، پایه‌گذاری گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و ‏رئیس دانشکده فیزیک این دانشگاه، عضو پیوسته فرهنگستان علوم و عضو شورای عالی ‏انقلاب فرهنگی تنها بخشی از سوابق اوست که این دانشمند هشتاد و چهارساله ایرانی […]

دکتر مهدی گلشنی استادی نام آشنا برای دانشجویان و اهالی علم در ایران است. چهره ‏ماندگار فیزیک در سال ۱۳۸۱، پایه‌گذاری گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و ‏رئیس دانشکده فیزیک این دانشگاه، عضو پیوسته فرهنگستان علوم و عضو شورای عالی ‏انقلاب فرهنگی تنها بخشی از سوابق اوست که این دانشمند هشتاد و چهارساله ایرانی ‏را تبدیل به چهره ای ملی و بین المللی در حوزه علم و دین کرده است. ‏
در ایام هفته پژوهش و فن آوری جمهوری اسلامی ایران در گفت وگو با این استاد و ‏پژوهشگر برجسته کشور به آسیب شناسی عرصه تحقیق و پژوهش در ایران ‏پرداخته ایم که حاصل آن در ادامه می آید.‏

توجه به پژوهش های مسئله محور و مأموریت گرا در مجموعه های پژوهشی، نشانگر ‏حیات علمی این مجموعه هاست؛ با این توضیح کوتاه، سطح این دو عنوان را در مجموعه ‏های پژوهشی کشور چگونه ارزیابی می کنید؟
ممکن است برخی ارگان های پژوهشی ما اینطور باشند که بیان کردید اما واقعاً مقاصد بسیاری از ‏مراکز پژوهشی آنچنان که باید حساب شده نیست و بر اساس اولویت های روز عمل نمی کنند و ‏حتی متأسفانه از پژوهشگران شایسته هم، همیشه استفاده نمی‌کنند.‏

‏ عده ای از کارشناسان معتقدند که فعالیت‌های پژوهشی باید تقاضا محور باشد، به ‏عبارتی در کنار فعالیت های تخصصی در دانشگاه یا موسسات، باید تقاضای پژوهش از ‏سطح جامعه هم به ارگان های پژوهشی واصل شود؛ دیدگاه شما دراین باره چیست؟
حتماً لازم نیست که این روند تقاضا محور باشد. چون همه جامعه نمی توانند تشخیص درستی از ‏برخی نیازها داشته باشند یا آینده‌نگری درستی داشته باشند! البته حتما باید به تقاضا ها رسیدگی ‏شود اما نه لزوماً و صرفاً تقاضا؛ چرا که بعضی وقت ها نخبگان تشخیص هایی می دهند که جامعه ‏آن مسائل را تشخیص نمی دهد. به عنوان نمونه «انیشتین» یک حوزه ای را گشود که اصلاً جامعه ‏دنبال آن نبود- وقتی نظریه نسبیت عام را مطرح کرد؛ اصلا جامعه دنبال این مطلب نبود. در این ‏زمینه خیلی مطالب در فیزیک قابل مثال زدن است؛ چون خیلی از افراد دنبال آن نبودند. مثلاً فرض ‏کنید «ابن هیثم» در تمدن اسلامی به دنبال رفع ایرادات «بطلمیوس» بود که خیلی از افراد جامعه ‏از آن اطلاع نداشتند. معمولاً نخبگان خیلی چیزها را تشخیص می دهند زودتر از اینکه حتی ضرورت ‏آن احساس شود. ولی مهم این است که به تشخیص آن ها حتما توجه شود.‏

‏ به گفته استادان اخلاق حرفه ای، میان «پژوهش» و «اخلاق» رابطه ای دوسویه برقرار ‏است.البته در یک گفت و گوی کوتاه شاید امکان واکاوی کامل این ارتباط وجود نداشته ‏باشد؛ اما اگر اجازه دهید به این امر بپردازیم که از نظر شما، مراکز و نهادهای پژوهشی ‏چه مسئولیت های اخلاقی نسبت به پژوهشگران دارند که رعایت آن ها الزامی است!‏
ابتدا باید تأکید کنم، آنچنان که باید «اخلاق» در جامعه ما حاکم نیست. بنده یک مقاله مفصلی ‏دارم که حاصل سخنرانی در دانشگاهی در کرمانشاه است. در آن مقاله اشاره کرده ام که «اخلاق ‏پژوهشی» مفهومی عام و با شمول گسترده است. چیزهایی هست که در علم مطرح است اما در ‏جامعه آنچنان که باید مطرح نیست. البته اینکه تقلب یا بی نظمی نباید در علم و پژوهش وجود ‏داشته باشد مورد وفاق همه است اما یک سری از خصوصیات هست که وقتی عالم یا محقق می ‏خواهد نظریه ای را بسازد آن ها را ذکر می‌کند که لزوماً معمول در جامعه نیست. مثلاً انیشتین و ‏برخی دیگر از بزرگان دنبال ساده سازی نظریات بودند و حداقل مفروضات را در نظر می ‏گرفتند. این حداقل بودن، درجای خود، نوعی ارزش است؛ اما ارزش معمول در جامعه نیست. بنده ‏اخلاق پژوهش را خیلی عام می دانم؛ اما متأسفانه اصولا اخلاق در جامعه ما حاکم نیست و این یکی ‏از نقاط ضعف است که بسیاری از بزرگان مثل مرحوم آیت الله مصباح یزدی هم به این امر تذکر می ‏دادند. خصوصاً در دهه اخیر «اخلاق» به خصوص در دانشگاه ها و نهادهای پژوهشی تحت‌الشعاع ‏بسیاری از مسائل قرار گرفته است. به عنوان مثال استادان برخورد درستی با دانشجویان ندارند، یا ‏مدیران با کارمندان اخلاق محور رفتار نمی کنند. متأسفانه مراکز پژوهشی و دانشگاهی ما آنچنان ‏که باید اخلاق محور نیستند!‏
مسئله این است که ما در جامعه اسلامی مان تعلیم و تربیت داشته ایم. «شهید ثانی» در این باره ‏کتاب نوشت، یا کتاب «آداب المتعلمین» را داشتیم؛ چرا که رابطه بین استاد و شاگرد بسیار مهم ‏بوده است. متأسفانه «فرهنگ» هم در جامعه ما ضعیف شده است و این فرهنگ، فرهنگ اسلامی ‏نیست. متأسفانه خیلی ها به برخی از خصوصیات زشت فرهنگ غربی پایبند شده اند. البته می ‏توان از خصوصیات خوب فرهنگ غربی استفاده کرد اما مهم این است که اخلاقیات در سطح بالاتری ‏در فرهنگ اسلامی وجود دارد، اما مورد توجه و عمل قرار نمی گیرد. مثلا در اندیشه اسلامی ما ‏مواردی چون نظم و ترتیب، وفای به عهد و آینده نگری بسیار مهم اند که نوعی امور اخلاقی دخیل ‏در پژوهش هم هستند؛ اما متأسفانه توجه به آنها کم رنگ شده است. مثلاً بسیاری از مسئولین و ‏حتی استادان ما در ورود به جلسات دارای تأخیر اند و سر وقت در نشست ها و جلسات علمی حاضر ‏نمی شوند؛ این امر در جای خود کاملاً غیر اخلاقی است.‏
برخی افراد مسئول در نهادهای پژوهشی تأکید دارند که تمام تلاش پژوهشگران در ‏عرصه‌های مختلف باید به سمت تولید ثروت باشد در غیر این صورت آن پژوهش و کار ‏تحقیقاتی ابتر مانده است! آیا این نظر صحیح است یا می توان آن را مورد نقادی قرار ‏داد؟
بنده کاملاً با این نظر مخالف هستم. خیلی ها حتی در غرب هم انتقاد کرده‌اند که چرا تمرکز بر سر ‏ثروت اندوزی وقدرت افروزی از طریق پژوهش است! یکی از متفکرین بزرگ فلسفهِ علم در انگلیس ‏به نام «نیکلاس مکس ولد» می گوید که چرا باید پنجاه درصدِ بودجه آمریکا در توسعه و تحقیق، ‏صرف کار نظامی شود! آمریکا که نیاز زیادی به این کار ندارد! اما اسلحه می سازد و تحویل بسیاری ‏از کشورهای دیگر می دهد یا انسان ها را نابود می کند؛ یا اینکه چرا سی درصدِ بودجه تحقیق و ‏توسعه انگلیس صرف کار نظامی می شود! یک فیزیکدان تراز اول به نام «دیسون» می گوید: ‏‏«تولید علم بیشتر در جهت ساختن وسایل برای اغنیاء بوده است و به فکر فقراء نبوده اند» این ‏جمله، بسیار زیبا و مهم و قابل توجه است. به این حرف ها معمولا توجه نمی شود.‏
با این حال دو چیز است که معمولاً مقام معظم رهبری به آن تأکید کرده اند و بنده هم از سالیان ‏قبل بر آن ها اصرار دارم. اینکه «علم» باید در جهت رفع نیازهای جامعه و از سوی دیگر باید در ‏جهت نوآوری و شکستن مرزهای دانش باشد. یعنی مشخص باشد که به عنوان مثال فلان اختراع یا ‏پژوهش کاربردی، این مسائل را توانسته است حل کند.‏
یکی از استادان بزرگ من که برنده جایزه نوبل نیز بود تأکید داشت که اکثر فعالیت های پژوهشی ‏اخلاق محور و در راستای حل مسائل جوامع نبوده اند بلکه متأسفانه در خدمت فعالیت های نظامی ‏و قدرت اندوزی بوده و موجب تخریب محیط زیست و کشتن انسان ها شده اند.‏
آینده را چطور می بینید؟
به نظر من با این خط فکری که امروز وجود دارد من زیاد نمی توانم به آینده فعالیت های پژوهشی ‏در کشور خوشبین باشم مگر اینکه «اخلاق» و «فرهنگ» در جامعه تغییر کند. اینکه مقام معظم ‏رهبری دائم تأکید می‌کنند که پژوهش‌ها باید در جهت رفع نیازها باشد، بسیار مهم است. در این ‏صورت است که نیاز به این همه واردات نخواهیم داشت تا از آسیب تحریم‌ها در امان باشیم. اگر ‏پژوهش های ما جنبه رفع مسائل و نوآوری داشته باشند بسیاری از آنچه که وارد می کنیم را در ‏داخل کشور تولید خواهیم کرد.‏
استاد من که برنده جایزه نوبل بود بیان می‌کرد که: «در چهل سال گذشته من از جهان اسلام حتی ‏یک مقاله دقیق و ارزشمند در حوزه ذرات و کیهان شناسی دریافت نکرده ام! البته از مسلمانان مقیم ‏غرب چرا !» این مسئله برای جهان اسلام بسیار بد است! پژوهش های ما باید دارای نوآوری باشند و ‏موجب شکست مرزهای دانش شوند همانطور که ابن سینا، زکریای رازی، ابن هیثم و دیگر بزرگان ‏در عالم اسلامی مرزشکن بودند. در این راستا متأسفانه برخی برنامه های پژوهشیِ دانشگاه‌های ما با ‏درایت نیست و به این نکات ظریفی که عرض کردم توجه نمی‌کنند و بیشتر به مشق نویسی از آنچه ‏که غرب گفته است می‌پردازند. ما نباید به دنبال سرمشق نویسی که باید به دنبال رفع نیازهای ‏جامعه باشیم. حتی اگر از آنچه که غرب گفته هم سر مشق نویسی شود باز باید در راستای رفع ‏مسائل جامعه مان باشد.‏