۞ پیامبر اکرم(ص) :
خداوند، مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد.

  • شناسه : 9719
  • 17 آوریل 2021 - 19:48
  • 1724 بازدید
  • ارسال توسط :
اسرار شریعت، طریقت و حقیقت در اندیشه عطار
گزارش مراسم بزرگداشت بین‌المللی عطار نیشابوری

اسرار شریعت، طریقت و حقیقت در اندیشه عطار

به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و به مناسبت ۲۵ فروردین ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری، ‏مراسم پاسداشت مقام این حکیم و شاعر گرانقدر ایرانی با حضور جمعی از استادان برجسته ایرانی ‏و خارجی در فضای مجازی برگزار شد. ‏ دراین برنامه حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ابوالکلام سرکار استاد و […]

به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و به مناسبت ۲۵ فروردین ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری، ‏مراسم پاسداشت مقام این حکیم و شاعر گرانقدر ایرانی با حضور جمعی از استادان برجسته ایرانی ‏و خارجی در فضای مجازی برگزار شد. ‏
دراین برنامه حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ابوالکلام سرکار استاد و رئیس سابق ‏گروه زبان ادبیات فارسی دانشگاه «داکا» بنگلادش، اسماعیل آذر عضو هیات‌علمی دانشگاه آزاد ‏اسلامی واحد علوم و تحقیقات، سرورسا رفیع زاده عضو هیات‌علمی دانشگاه «رنا»کابل، رضا اشرف ‏زاده عضو هیات‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، شریف مراد اسرافیل نیا استاد دانشگاه ‏‏«آموزگاری» تاجیکستان و محمدکاظم کهدویی استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد، سخنرانی ‏کردند. ‏

حسن بلخاری در ابتدای این برنامه گفت: سخن در باب يکي از لطيف‌ترين و در عين حال غامض‌ترين ‏روايت‌هاي عرفان اسلامي است؛ حکايت شيخ صنعان در منطق‌الطير عطار. اين قصه در مرز بسيار دقيق نسبت ‏ميان «شريعت» و «طريقت» منزل دارد و نمي‌دانيم عطار با ذکر اين حکايت در بيان غلبة طريقت بر شريعت ‏است (با افعال شريعت‌گريز شيخ در متن عشق جنون‌وارش) يا غلبة شريعت بر طريقت (با بازگشت نصوح‌وار ‏شيخ به دامان رسول شريعت) يا در پي بيان ظريفه‌اي دقيق است که شريعت پيش از درک طريقت، بنيان ‏مرصوص و مستحکم ندارد، ليک پس از آن، هم شريعت به «حقيقت» بر جان مي‌نشيند و هم طريقت، ‏نسبتي با حقيقت مي‌يابد. اين گفتار با پي‌جويي جايگاه حکايت شيخ صنعان در متن هجرت مرغان، به دنبال ‏پاسخ به نکتة فوق است. ‏
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: عطار داستان شگفت شيخ صنعان را در کدامين بخش از ابواب منطق‌الطير ‏مورد توجه قرار داده و چرا؟ تعيين جايگاه اين قصه، عامل مهمي در کشف باطن قصه و کشف مراد شيخ ‏بزرگ نيشابور است و اگر اين کشف روي ندهد همچنان در درک لُب و مغز اين قصه ناتوانيم، زيرا نمي‌دانيم ‏حقيقتا اين حکايت تجليل و تکريم بي‌حد وحصر حضرت عشق است يا نفي و سرکوب آن؟ شيخ صنعان به ‏حقيقت عاشقي کرد يا در دام ابليس گرفتار آمد؟ به‌‌رغم تمامي مباحث و روشنگري‌ها و شرح و حاشيه‌ها بر ‏اين حکايت، به نظر مي‌رسد نيت عطار هم‌چنان در پس پرده ابهام و ايهام قرار دارد. ‏
بلخاری ادامه داد: کوشش من بر این است تا نيت دقيق عطار را با ابتناء به تعيين دقيق مکانت قصه در کليت ‏متن منطق‌الطير روشن کنم. به نظر مي‌رسد اين روش در ادراک نيت حقيقي مولف، به ثواب نزديک‌تر و در ‏درک باطن قصه، مفيد‌تر باشد. ‏
او افزود: در اين طريق ضروري است ماجرا را از آغاز منطق‌الطير مورد توجه قرار دهيم. مرغان جهان، مجتمع ‏مي‌شوند و بر وجود و ضرورت حضور شاهي که آنان را سرور باشد و مملکت وجودشان را نظم و ترتيب بخشد، ‏اتفاق مي‌کنند. هُدهد که پيک غيب است (ملهم از نقش هدهد در قرآن)‌ و صاحب اسرار و همنشين رسولان، ‏با آنکه عالم را بسيار گرديده و قاصد رسولان بوده و با سليمان(ع) و امثال او اطراف و اکناف عالم را درنورديده ‏و لاجرم پادشاه مرغان را به معرفت شناخته اما به انفراد، توان بار يافتن به بارگاه حضرت او را نيافته. از مرغان ‏مي‌خواهد همراهش شوند تا به لقاي حضرت دوست بار يابند. پس نخست صفات سيمرغ يا سلطان طيور را باز ‏مي‌گويد و در اين بيان، از احاديث و روايات بهره مي‌برد؛ همچون: «أن لله تبارك و تعالى سبعين ألف حجاب ‏من نور و ظُلمة لو كُشفت لأحرقت سُبُحاتُ وجهه ما دُونه» در اين بيت:‏
صدهزاران پرده دارد بيشتر
هم ز نور و هم ز ظلمت پيش در
در دو عالم نيست کس را زهره‌اي
کو تواند يافت از وي بهره‌اي
او در بخش دیگری از سخنان خود گفت: شرح هدهد از مقام بي‌مثال سيمرغ به روايت عطار بسيار جذاب و ‏دلکش است:‏
هيچ دانايي کمال او نديد
هيچ بينايي جمال او نديد
در کمالش آفرينش ره نيافت
دانش از پي رفت و بينش ره نيافت
قسم خلقان زان کمال و زان جمال
هست اگر بر هم نهي، مشتي خيال
لکن هدهد شرط بار يافتن به بارگاه اين حضرت بي‌مثل و مثال را مردي و مردانگي مي‌داند:‏
مرد مي‌بايد تمام اين راه را
جان فشاندن بايد اين درگاه را
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تاکید کرد: اين سيمرغ سدره‌نشين که بنا به روايت فوق‌الذکر همان ‏پروردگار عالميان است با حکايتي از اساطير بلند ايراني و با روايت حکيم نامداري چون ابوالقاسم فردوسي، تا ‏حدودي تنزل مي‌يابد شايد عطار در پي آن است سيمرغ بلندمرتبه حکايتش را به ما نزديک کرده و ادراک او ‏بر جان مخاطب را سهل‌تر سازد. شايد نيز در پي استعلاي سيمرغ اساطير است. ‏


جایگاه مهم عطار نیشابوری در بنگلادش
در ادامه این برنامه ابوالکلام سرکار طی سخنانی با اشاره به بحث عطار‌پژوهی در بنگلادش گفت: کشور ‏بنگلادش یکی از کشورهایی است که زبان و ادبیات فارسی تاثیر فراوانی در آن داشته است و از زمان های ‏گذشته تا امروز شاعران کلاسیک ایرانی در این کشور جایگاه خاصی داشته و دارند. ‏
او در ادامه سخنان خود گفت: ازجمله این شاعران بزرگ ایرانی، عطار نیشابوری است که درباره جایگاه و ‏اهمیت او پژوهش های زیادی در کشور ما انجام شده است. درباره شیخ عطار، مقالات و پایان‌نامه های ‏مختلفی به رشته تحریر درآمده و زندگی نامه و آثار این شاعر برجسته ایرانی نیز ترجمه و دراختیار ‏علاقه‌مندان بنگلادشی قرار گرفته است. ‏
این استاد دانشگاه در ادامه سخنرانی خود به نمونه هایی از مقالات، پژوهش ها وپایان نامه های ارائه شده ‏درباره عطار نیشابوری در دانشگاه های بنگلادش اشاره کرد.‏

عطار، مولوی وسنایی؛ سه قله عرفان پارسی
اسماعيل آذر، سومین سخنران این برنامه بود. او درابتدای سخنان خود گفت: قرن نوزدهم در غرب به دوره ‏ويکتوريا يا رومانتيسيسم مشهور است و بخشي از مکتب رومانتيک، يعني گرايش يافتن به شرق و در شرق، ‏هيچ‌کجا مرغوب‌تر و قابل توجه تر از ايران نيست. ‏
استاد ادبیات دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ادامه داد: قبل از عطار نیشابوری، سنايي غزنوي را داريم. ‏شايد اگر سنايي نبود، از عطار خبري نمي‌شد و اگر عطار نبود، مولوي هم وجود نمي‌داشت. اين سه شاعر، سه ‏قله رفیع عرفان پارسي هستند. ‌‌‏
اواضافه کرد: اولين بار شخصيتي به نام «تولوگ» درباره تصوف کتاب نوشت. قلب تصوف به عرفان نزديک ‏است؛ قله عرفان نظری هم «ابن عربي» است. سخن ابن عربي اين بود که تنها جاي «تناهي» که «لايتناهي» ‏در آن حضور پيدا مي‌کند، سينه انسان است. در این میان چندين کتاب درباره تصوف در اروپا به رشته تحریر ‏درآمد که قلب مباحث آنها، عرفان است و صدالبته که سخن عرفاني از زبان عطار نیشابوری شيرين‌تر بود. به ‏اين ترتيب سخن عطار کم‌کم در اروپا سايه گستراند. ‏
این استاد دانشگاه با بيان تاريخي از چگونگي آشنا شدن اروپاييان با زبان فارسي و عطار نیشابوری، ادامه داد: ‏ويکتور هوگو با خواندن کتابي درباره خلاصه آثار عطار، به اين شاعر علاقه‌مند شد و اثر خاصي را در اين ‏زمينه خلق کرد. شيوه تفکر عطار و مولوي سبب شد غرب، قفس خود را بشکند و به اندیشه ما علاقه بیشتری ‏نشان دهد. ‏
او در بخشی از سخنان خود تاکید کرد: در مکتب «پارناس»، اقتباس از شرق تشويق مي‌شد و براي اين ‏اقتباس، به سراغ عطار نیشابوری رفتند. آرموند رنو کتابي به نام «شب‌هاي ايراني» دارد که يکي از محورهاي ‏آن عطار نيشابوري بود. لويي آراگون، زبان مرغان منطق‌الطير را عوض کرد در کتاب او، مرغان با اليزا (همسر ‏لويي) سخن مي‌گفتند. ‌‏

نگاهی به مصیبت نامه عطار نیشابوری
در بخش دیگری از این مراسم، سرورسا رفيع‌زاده، سخنرانی کرد وگفت : من گزارشي از يک جستار ارائه ‏مي‌کنم که تحليل روايت‌شناسانه از حکايت اول از مقاله ششم از مصيبت‌نامه عطار را دربر دارد. مصيبت‌نامه به ‏سير و سفر معنوي سالک در چهل منزل مي‌پردازد. ‌‏
این استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کابل با بيان تحليل شش بخشي لابوف در بررسي روايت‌ها با ‏عنوان‌هاي چکيده، سويه‌گيري (زمان، مکان و شخصيت‌هاي داستان)، کنش گره‌افکن (رويدادهاي داستان)، ‏ارزشگذاري (ابزار راوي براي تبيين چرايي نقل روايت)، راه‌حل (بيان فرجام روايت و راه‌حل پيشنهادي) و ‏پايان‌بندي (اتمام روايت) بيان کرد: نتيجه اين حکايت آن است که دعاي درماندگان، چاره کار است. ‌‏

عطار؛ پیر اسرار ‏
درادامه رضا اشرف‌زاده، سخنرانی کرد و گفت: موضوع اول بحث من، شخصيت عطار نيشابوري است. او به ‏اعتباري استاد مولانا و پير اسرار است. يک خصوصيت برجسته شخصيت او، بلند همتي است. عطار با توجه به ‏آثار خودش و تذکره‌نويساني که درباره او نوشته‌اند، بلندهمت است و سر به درگاه هيچ قدرتي فرو نياورد. ‌‏
اودر ادامه سخنان خود گفت: بن‌مايه‌هاي اصلي آثار عطار، دو چيزند: اول مساله عشق. آثار عطار بر پايه سه ‏اصل استوارند: عشق، زيبايي و عرفان. اين عشق بن‌مايه اصلي آثار است. عطار اين عشق را به‌تنهايي مختص ‏انسان نمي‌داند و مي‌گويد فرشتگان هم عشق دارند؛ اما چيزي که انسان دارد و فرشتگان ندارند، درد است. ‏اين درد، شور و شوقي است که عاشق را به مقصد رهنمون مي‌شود. ‌‏
استاد دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ادامه داد: موضوع دوم در نگاه عطار، مساله انسان است. هدف اصلي آثار ‏عطار، انسان است. از نگاه عطار، انسان سايه خداست. در نسبت ما با خدا سه مساله وجود دارد: يکي عشق، ‏ديگر اينکه انسان سايه خاص خداست و سوم اينکه انسان نزد خدا چنان اهميتي دارد که خداوند آينه‌اي ‏براي او ساخته تا جمال الهي در آن منعکس شود و آن آيينه، دل است. ‌‏

عشق؛ بنیاد اندیشه عطار نیشابوری
ششمین سخنران این مراسم بین‌المللی شريف مراد اسرافيل‌نيا بود. او درابتدای سخنان خود با اشاره به ‏تأثيرپذيري درويش ناصر بخارايي، شاعر قرن هشتم هجري از عطار نيشابوري گفت: بخارايي بيش از سنايي و ‏مولوي تحت تأثير عطار قرار دارد. تأثيرپذيري او بيشتر محتوايي است. بخارايي مانند عطار از عرفان آگاهي ‏کامل دارد. ‏
اوتاکید کرد: بنياد اندیشه عطار را عشق تشکيل مي‌دهد و پيام عرفان بخارايي هم عشق است. ناصر بخارايي ‏مانند عطار قائل به مقام والاي پير در سير و سلوک است. پير ناصر بخارايي، مانند پير عطار، نماد آزادگي و ‏سرسپردگي در راه عشق است. پير ناصر مانند پير عطار، خانقاه را رها کرده و به خرابات روي آورده است. پير ‏مغان او مانند پير عطار يک پير خيالي است. ناصر دريافته است که با زهد و پارسايي نمي‌توان به سرمنزل ‏مقصود رسيد و از اين رو تصوف عابدانه را ترک کرده و عرفان عاشقانه را برگزيده است. ‌‏

او در پایان سخنان خود گفت: در اشعار ناصر حضرت عشق مقام خاص دارد. عطار در آثارش همواره از عهد ‏الست و روز ميثاق ياد مي‌کند. ناصر در پيروي از عطار، يک ترجيع‌بند و چند غزل سروده است که به اين ‏عشق ازلي و پيمان عهد الست اشاره دارد. ‏

نکوهش دنيا در آثار عطار ‏
درپایان این برنامه نیز محمدکاظم کهدويي، با اشاره به نکوهش دنيا در آثار عطار گفت: مقصود از مذمت دنيا، ‏وابستگي به امور دنيوي و در اسارت آن بودن است. اين واقعيت در سخن بسياري از شاعران ما آمده است. ‏مي‌شود گفت که عطار در منطق‌الطير گاهي انديشه‌هاي گنوسيستي را درنظر داشته است. عمده داستان‌هاي ‏عطار، نوعي مضامين گنوسي را در خود دارند. البته بايد بدانيم که عرفان عطار از مباني اعتقادي وي و قرآن ‏سرچشمه مي‌گيرد. ‌‏
استاد ادبیات دانشگاه یزد تاکید کرد: نگاه عطارنیشابوری، مبتنی‌برمذمت دنياست. از نظر او دنيا دو معنا دارد: ‏مظهر و تجلي ذات حق و زندگي دنيايي و در اين صورت، دنيا حالت مذموم پيدا مي‌کند. عطار دنيا را ‏بي‌ارزش‌تر از آن مي‌داند که انسان بخواهد براي دستيابي به دنيا منش والاي انساني خود را فدا کند. ‌‏

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*