دکتر حسن بلخاری در مراسم بزرگداشت سعدی شیرازی گفت:

«سعدی» حقایق عمیق را با زبان ساده بیان می‌کند

‏انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به مناسبت فرارسیدن روز بزرگداشت سعدی ‏شیرازی، مراسم بزرگداشت این شاعر پرآوازه ایرانی را چهارشنبه ۳۱ فروردین ‏ماه ۱۴۰۱ با همکاری سفارت ایران در تاجیکستان در فضای مجازی برگزار کرد.‏ در این برنامه حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، غلامعلی حداد ‏عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، […]

‏انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به مناسبت فرارسیدن روز بزرگداشت سعدی ‏شیرازی، مراسم بزرگداشت این شاعر پرآوازه ایرانی را چهارشنبه ۳۱ فروردین ‏ماه ۱۴۰۱ با همکاری سفارت ایران در تاجیکستان در فضای مجازی برگزار کرد.‏
در این برنامه حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، غلامعلی حداد ‏عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، محمد تقی صابری سفیر فوق ‏العاده و نماینده تام‌الاختیار جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان، اصغر دادبه ‏استاد دانشگاه علامه طباطبائی، شریف مراد اسرافیل‌نیا استاد دانشگاه ‏آموزگاری تاجیکستان، مهدی محبتی استاد ادبیات دانشگاه زنجان، سید نجمی ‏حسن زیدی دانشیار دانشکده دولتی آموزشی کراچی پاکستان، غالیه قنبربکوا ‏استادیار بخش ایرانشناسی دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه ملی قزاقی فارابی، ‏عابد شکورزاده نویسنده و سعدی پژوه تاجیکی و آرتیق قادراف هنرمند و ‏مجری سرشناس تاجیک سخنرانی کردند.‏
گزیده ای از سخنرانی استادان حاضر در این برنامه را می خوانید.‏

سعدی؛ استاد مسلم سخن
حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی: نخست روز اول اردیبهشت را ‏گرامی می دارم که در تقویم ملی ما ایرانیان روز بزرگداشت استاد سخن، شیخ اجل، ‏ابومحمد مشرف الدین مصلح بن عبدالله بن مشرف مشهور و مشتهر به سعدی شیرازی ‏است. به روح بلند این شاعر بلند مرتبه ایرانی سلام و درود الهی می فرستم و از ‏خداوند متعال خواستارم روح بزرگ و عزیز ایشان را با روح اولیا و علما محشور، قرین و ‏مأنوس بفرماید‎.‎
پیش از آنکه نکاتی در باب مقام و شأن سعدی عرض کنم، ابیاتی را از او در وصف ‏حضرت امیرالمونین(ع) قرائت می کنم؛ چرا که فردا نوزدهمین روز ماه مبارک رمضان ‏و روز ضربت خوردن امیرمومنان (ع) است. سعدی می گوید‎:‎
کس را چه زور و زهره که وصف علی کند
‎ ‎جبار در مناقب او گفته هل اتی (اشاره به سوره قرآن کریم)‏
زورآزمای قلعه خیبر که بند او‎ ‎
‎ ‎در یکدگر شکست ببازوی لافتی
مردی که در مصاف زره پیش بسته بود تا
‎ ‎پیش دشمنان ندهد پشت بر غزا
شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود‎ ‎
‎ ‎جانبخش در نماز و جهانسوز در وغا
دیباچه مروت و سلطان معرفت‎ ‎
‎ ‎لشکرکش فتوت و سردار اتقیا
فردا که هر کسی بشفیعی زنند دست‎ ‎
‎ ‎مائیم و دست و دامن معصوم مرتضی
پیغمبر آفتاب منیرست در جهان‎ ‎
وینان ستارگان بزرگند و مقتدا
یا رب بنسل طاهر اولاد فاطمه‎ ‎
یا رب بخون پاک شهیدان کربلا
یا رب بصدق سینه پیران راستگوی‎ ‎
یا رب به آب دیده مردان آشنا
دلهای خسته را بکرم مرهمی فرست‎ ‎
‎ ‎ای نام اعظمت در گنجینه شفا
یکی از دلایل اشتهار وسیع جناب سعدی در عرصه ادبیات فارسی و در عرصه فرهنگ ‏ایرانی به ویژه فرهنگ عامه، زبان بسیار شیرین، نغز و ساده او است. بر خلاف آثار دیگر ‏که به تکلف و تتوع سخن یا بسیار طولانی سخن گفته اند یا چنان پیچیده که مردمان ‏امکان ایجاد نسبت و ارتباط با ان مطالب و معانی را نداشتند. جناب سعدی، عمیق ‏ترین و ژرف ترین حقایق عرفانی و به ویژه اخلاقی را به زبان بسیار ساده و شیرین بیان ‏کرده است.‏‎ ‎
این که ابن بطوطه ذکر می کند که مثلا در دریای چین ملاحان شنیده شعر سعدی را ‏می خوانند یا در اطراف و اکناف ایران اسلامی، اشتهار وسیع او جریان داشته است؛ به ‏ویژه در میان مردم کوچه و بازار، اشعار و حکایت ها و روایت های او زبان به زبان می ‏شده است؛ یکی به دلیل قصر کلام اوست، یعنی کلام دارای اختصار و دوم به دلیل ‏شیرینی و جذابیت. یعنی علاوه بر عظمت معنا، دو صفت اختصار و زیبایی را هم دارد. ‏این دو در حقیقت از جمله علل محبوبیت فوق العاده شیخ اجل در پهنه ادبیات و ‏فرهنگ ایرانی است. تصور می کنم این را به نحوی از قرآن گرفته است. چون بنا بر ‏روایاتی که در زندگی سعدی وجود دارد، او چیزی در حدود ۲۵-۳۰ سال، در بغداد ‏زیسته و بغداد در قرن هفتم مهم ترین شهر علم یا مهم ترین مرجع و مخزن دانش ها ‏و علوم در تمدن اسلامی بوده است. نمونه بارز آن وجود بسیار جدی مدارس نظامیه ‏است.او مدت طولانی ای را در آن شهر به تحصیل علم و فقه و فضیلت پرداخته است. ‏در محضر شیخ شهاب الدین سهروردی (ابوحفص) تلمذ کرده و در دو-سه قسمت از ‏کلیات خود نیز از او نام برده است‎.‎
علم کلام و فقه و حتی ورود به غوامض فلسفی را به صورت مسلط و به صورت غالب ‏طی کرده و با برجسته ترین سطوح علمی و موضوعات علمی در آن روزگاران تمدن ‏اسلامی آشنا شده است. فلذا وقتی تقریبا در حول و حوش سال ۶۵۵ هجری قمری به ‏شیراز باز می گردد یک کوه استوار از تجربه، علم، عرفان، اخلاق، فقه، کلام و دیگر ‏علوم رایج در تمدن اسلامی است. و آن کس که به این عقبه قدرتمندِ نظری تکیه بزند ‏و در عین حال شیرین سخن و فوق العاده بهره مند از قریحه ذوق و شیدایی باشد، می ‏تواند گلستان و بوستان را تولید کند. زیرا ظهور و زیبایی هم در فرم است و هم در ‏معنا‎. ‎
کسانی می توانند مروج و منتشر کننده زیبایی باشند که هم از یک سو نسبت وسیع و ‏وثیقی با حضرت معنا داشته باشند و از سوی دیگر دیگر زبانی شیرین، بیانی زیبا و ‏ذوقی زیبا و زیبا پرداز که بتوانند با تلفیق این دو، آثاری جاودان و ماندگار بیافرینند و ‏‏«سعدی» بهرمند از هر دو صفت بود! تحصیلش در بغداد و آن زبان شیرینش، این ‏جایگاه و مکانت عظیم را به او در پهنه فرهنگ ایران زمین داد‎.‎
من تصور می کنم این ترجمه معنا به زبانی شیرین درحوزه اخلاق؛ در اینجا بحثی ‏وجود دارد که من به آن ورود نمی کنم این که در آثار سعدی با گرایش عرفانی رو به ‏رو هستیم یا گرایشات اخلاقی! که قطعا دومی است. و البته در تمدن ما یک نسبت ‏ذاتی میان اخلاق و عرفان وجود دارد. ولذا شاید اصل بحث مبنی بر این که ما نگره ‏عرفانی را تمیز دهیم از نگره اخلاقی، درست نباشد زیرا محال است کسی در عرصه ‏طریقت به کمال رسد مگر اینکه متخلق به اخلاق الهی باشد. اخلاق بستر و زمینه به ‏ظهور و به بار نشستن عرفان است. بنابراین نسبت ذاتی دارند و امکان فصل اینها وجود ‏ندارد. ولی چون وارد قلمرو شطحیات نمی شود، وارد قلمرویی که عرفا در آن شهود ‏می کنند، نمی شود و بیشتر به دنبال اخلاق علمی و اخلاق نظری است و مهم تر بیان ‏اینها برای عامه است؛ فلذا ما می گوییم بیشتر در حوزه اخلاق این معانی را به بیانی ‏شیوا ارائه کرده است. من تصور می کنم این منش او در مختصر بیان کردن و زیبا بیان ‏کردن متاثراز فرهنگ حاکم بر قرآن است. چون به هرحال او در دل این تمدن، معنا و ‏مباحثی که در نظامیه تدریس می شده رشد کرده و در حقیقت ارادت او را به حضرت ‏قرآن بر همگان روشن است. قرآن هم زبان شیرین، ساده و شیوا و موزونی دارد و ‏خداوند از برای این که مطلبی را روشن کند به تصریح خود حضرت قرآن ابایی ندارد ‏که حتی به پشه ای مثال بزند. اصولا معنا در بطن خود ساده است، زیبا در بطن خود ‏ساده است و استادان مسلم سخن، استادانی هستند که عالی ترین معانی را در ساده ‏ترین فرم و زیباترین فرم ارائه می دهند. حافظ را ببینید! یکی از پیچیده ترین و عمیق ‏ترین مباحث عرفانی را ساده بازگو می کند‎:‎

در خلاف ‌آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم‎ ‎

لطفا جدی بگیرید این معنا را که معنا در ذات خود، هم ساده و هم زیبا است. جمع ‏این دو است که حافظ، سعدی و مولانا می سازد. مغلق گویی شاید بیان گر ژرف ناکی ‏معنا در جان برخی باشد اما امکان ارتباط با عامه را ندارد. امکان تحقق این آیه شریفه ‏قرآن را ندارد که: « رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی* وَیسِّرْ لِی أَمْرِی* وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی* ‏یفْقَهُواْ قَوْلِی » انشراح صدرم بده، کار را برایم آسان کن، عقده های زبانم را بگشا تا ‏مردم بفهمند حرفم را‎.‎
من تصور می کنم سعدی در متن چنین ادبیاتی، چنین سبکی را در بیان معنا برگزیده ‏و می دانیم به این دلیل چقدر در جامعه ایرانی و بشری محبوب شده است‎. ‎
مثالی در این باب عرض کنم و بعد بحثم را خاتمه می دهم. جناب سعدی در باب دوم ‏بوستان حکایتی دارد؛ من این حکایت را عرض می کنم و سپس معنای عرفانی آن را ‏بازگو می کنم‎:‎
مرا شیخ دانای مرشد شهاب (این دقیقا همان ابوحفص شهاب الدین سهروردی ملقب ‏به شیخ الاسلام است)‏
دو اندرز فرمورد بر روی آب (و این بر روی آب را باید به جناب جامی در نفحات ‏الانس روایتی کرده که سعدی به صحبت شهاب الدین سهروردی رسیده و با وی در ‏یک کشتی سفر دریا کرده است. آیا واقعا چنین سفری بوده است یا نه! چون شیخ ‏شهاب الدین بسیار اهل سفر به ویژه سفر مکه با مریدان و شاگردان بوده است. زیرا ‏شیخ و الشیوخ بغداد بوده و جایگاه مهمی داشته است. یا واقعا در چنین سفرهایی ‏سعدی با او همراه بوده یا مثلا برای تکمیل قافیه آمده است)‏‎ ‎
یکی آن که در جمع بدبین مباش
‎ ‎دوم آن که در نفس خودبین مباش
‎ ‎شنیدمکه بگریستی شیخ زار
‎ ‎چو برخواندی آیات اصحاب نار (بنابر روایات عرفانی بایزید بسطامی وقتی قرآن ‏می خوانده و به آیات اصحاب نار می رسیده، اشکش سرازیر می شده است)‏
‎ ‎شبی دائم از هول دوزخ نخفت (عرفا نسبت مصادیق و معانی نسبتی بی واسطه دارند و ‏انگار در هنگام خواندن این آیات خود عذاب می بیند و از هول و وحشت این عذاب، ‏بایزید خوابش نمی برد)‏‎ ‎
به گوش آمدم صبح گاهی که گفت
‎ ‎شبی دائم از هول حوق دوزخ نخفت
‎ ‎به گوش آمدم صبح گاهی که گفت
‎ ‎چه بودی که دوزخ ز من پرشدی
‎ ‎مگر دیگران را رهایی بدی(رو می کند به سمت حضرت حق و می گوید چه می شد ‏که من در دوزخ قرار می گرفتم و بنا به این قرار گرفتن دیگران مصون و ایمن از ورود ‏به آتش دوزخ می ماندند تا این رنج عظیم و جاودان را تحمل نکنند)‏

‎ ‎کسی گوی دولت ز میدان ربود
‎ ‎که در بند آسایش خلق بود (این فوق العاده مهم است، الخلق عیال الله. مردم عیال ‏حضرت حق هستند و چه قدر خدمت به خلق و به ویژه آسایش خلق مهم است) جناب ‏سعدی این نکته را در باب دوم بوستان می آورد‎.‎
‎ ‎این به نظر می رسد دقیقا زبان شعری و شیوا بخشیدن به یکی از لطیف ترین لمعات ‏عرفانی است که در کشف المحجوب یا در کتاب شطحیات الصوفیه به نقل از بایزید ذکر ‏شده است که بایزید در یک مناجاتی به سمت حضرت حق روی می کند و می گوید: ‏‏«خدایا اگر در سابق علم تو مشیت الهی تو رفته است که کسی از خلق خویش را به ‏آتش عذاب دهی مرا در آنجا چندان بزرگ گردانی که با وجود من، دوزخف هیچ کس ‏دیگر را در بر نتوان گرفتن»‏
مشاهده کنید که یک لطیفه روحانی و عرفانی چگونه در زبان سعدی شیرین و خوش ‏بر جان مخاطب می نشیند. بایزید می گوید خدایا مرا چنان بزرگ گردان که جسمم ‏تمامی دوزخ را فرا گیرد و اگر تو بخواهی دوزخ را از خلق و کسانی که گناه کرده اند ‏پر کنی، جایی برای حضور آنان نباشد؛ من دردکش و بلاکش خلق تو باشم. یا حق.»‏
این زبان بوستان و گلستان وحکایت های شیرین و فوق العاده به تعالی معنا و زبان در ‏ایران کمک کرد. و سعدی استاد بی رقیب، پادشاه سخن، سلطان سخن این مرز و بوم ‏گردید‎.‎
‎ ‎در پایان اجازه دهید با ابیاتی از غزلیات سعدی، شیخ اجل، کلام امروز را به پایان ‏ببرم‎:‎
آندوست که من دارم و آن یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم ‎ ‎
‎ ‎بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ‎ ‎
‎ ‎ای روی دلارایت مجموعه زیبائی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم؟ ‎ ‎
‎ ‎دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
چون یاد تو می‌آرمخود هیچ نمی مانم ‎ ‎
‎ ‎با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم
حکم آن چه تو فرمائی من بنده فرمانم ‎ ‎
‎ ‎ای خوبتر از لیلی بیمست که چون مجنون
عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم ‎ ‎
یک پشت زمین دشمن گر روی بمن آرند
از روی تو بیزارم گر روی بگردانم

گلستان و بوستان؛ فرهنگ ساز و فرهنگ گستر
غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی:اول اردیبهشت هر سال روز ‏سعدی نامیده شده است. این روز و تاریخ از خود سعدی گرفته شده است؛ چون در ‏گلستان در مصرعی« اول اردیبهشت ماه جلالی» را آورده و در اشعار دیگر خود نیز از ‏اردیبهشت ماه یاد کرده است. اگر کاخ شعر فارسی را به یک بنای بزرگ و باشکوه ‏تشبیه کنیم، این کاخ دارای چند ستون است: یعنی فردوسی ،مولوی، نظامی، سعدی، ‏حافظ، صائب و… سعدی یکی از ستون های کاخ بلند و باشکوه زبان و ادب فارسی ‏است. ‏
سعدی از جهات مختلف به زبان و ادبیات فارسی خدمت کرده است و گنجینه ای از ‏خود به یادگار گذاشته است که مانند شاهنامه فردوسی فناناپذیر است. یعنی مانند یک ‏رودخانه جاری از نسلی به نسل دیگر جریان دارد و محل استفاده فارسی زبانان و غیر ‏فارسی زبانان است. نقش سعدی در زبان و ادب فارسی از جهات مختلف قابل بررسی ‏است. از جهاتی چون: ذوق شاعرانه و قریحه شاعری، فصاحت و بلاغت، شیرین زبانی ‏،دلنشینی سخن – که در غزل عاشقانه دستی بالای همه دست ها دارد و در اشعار ‏تعلیمی و اخلاقی مانند آنچه که در بوستان آورده است. همچنین در قصاید خود دارای ‏برجستگی های ویژه ای است.‏
وقتی تاریخ ادبیات فارسی را می خوانیم و به سعدی می رسیم متوجه می‌شویم که ‏زبان فارسی بعد از سعدی سلیس، شفاف و هموار شده است و پستی و بلندی در آن ‏دیده نمی‌شود و این حاکی از جهش رو به جلویی است که با سعدی در زبان و ادبیات ‏فارسی ایجاد شده است. سعدی با تجربه ارزشمندی که از جهانگردی داشته و با ‏آشنایی با انواع معارف اسلامی یک کتاب جاودانه گلستان تدوین کرده است. این کتاب ‏از زمان سعدی به بعد-یعنی از سال ۶۵۶ قمری تا امروز کتاب درسی برای هر کسی ‏که می‌خواهد فارسی یاد بگیرد، بوده است.‏
گلستان برای نوآموزان فارسی زبان است مانند شیر مادر برای کودک است لذا کسی ‏که در قدیم گلستان نمی‌خوانده، فارسیدان خوبی نمی شده است. البته هنوز هم ‏خواندن گلستان برای کسی که می‌خواهد در زبان فارسی نویسنده و سخنور شود لازم ‏است. سعدی علاوه بر جهات زبانی و ادبی از نظر فرهنگی هم سهم بزرگی در گسترش ‏فرهنگ اسلامی – ایرانی دارد. ‏
هر حکایتی از گلستان شامل یک پند است؛ به قول مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی ‏سعدی در بوستان آرمان گراست و در گلستان واقع بین و واقع گرا! اما آفاق بلند ‏معنوی و بایدها و نبایدهای زندگانی را در بوستان بیشتر بیان کرده است.‏
‏ گلستان و بوستان فرهنگ ساز و فرهنگ گستراند و در حقیقت آثار سعدی به مثابه ‏رسانه‌ای برای انتقال فرهنگ اند.‏

جامع ترین شخصیت تاریخ ادبیات ایران
محمد تقی صابری سفیر فوق العاده و نماینده تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در ‏تاجیکستان: نکوداشت شایسته بزرگمردان عرصه علم و معرفت و تکریم و تجلیل از ‏شاعران و اندیشمندان ایران زمین که هر کدام از آنان چون خورشیدی بر تارک آسمان ‏فرهنگ و علم ادبیات جهان می درخشند، افتخاری بس بزرگ برای ما ایرانیان و ‏تاجیکان و همه دوستان معرفت و ادب در تمام اعصار و در همه کشورهای جهان است.‏
شیخ مصلح الدین سعدی یکی از سخنوران تراز اول شعر و ادب فارسی است و در بین ‏مردمان سه کشور پارسی زبان: ایران، تاجیکستان و افغانستان محبوبیت زیادی دارد و ‏به همین خاطر فارسی زبانان از سعدی به عنوان یک شخصیت بزرگ و برجسته نام ‏می‌برند و قریب به هشتصد سال است که شهرت سخنش به اطراف و اکناف عالم ‏می‌رود و ذکر جمیلش در هر انجمنی به گوش می رسد و تا جهان باقی است ‏دردانه های پند آموز نظم و نثرش زینت‌بخش روزگار بنی بشر است. لذا تا در شریان ‏انسانیت جوشش میل و عشق به زیبایی جریان دارد، نیاز به کلام عاشقانه این شاعر ‏شیرین کلام وجود دارد. ‏
هفت کشور نمی کنند امروز
‏ بی مقالات سعدی انجمنی ‏
سعدی، شاعر توانا، نویسنده ای سترگ، فقیهی متبحر ، مفسری چیره‌دست ،محدثی ‏مسلط به احادیث، عارفی ژرف اندیش، آرمانگرایی واقع بین و مردم شناسی آگاه به ‏اقوام ایرانی و اسلامی است و در یک کلام جامع ترین شخصیت تاریخ ادبیات ایران ‏زمین است.‏
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
‏ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست ‏
هیچ کس به اندازه سعدی در آموزش زبان فارسی در جهان موثر نبوده است. گلستان ‏و همیشه کتاب درسی زبان فارسی بوده و این اثر آن چنان استادانه ، شیرین و جذاب ‏تدوین شده است که هر خواننده ای را به شوق وا می دارد و کمتر زبان دانی وجود ‏دارد که سر سفره سعدی و کتاب گلستان او ننشسته باشد. گلستان سعدی برای ‏پارسی خوان ها، پارسی آموزان و همه فارسی زبانان در حکم شیر مادر برای نوزاد ‏است. نثر سعدی نیز رفیع ترین قله ای است که تاکنون هیچ یک از نویسندگان و ‏ادیبان به پای آن نرسیده اند. در این میان تسلط او به دو زبان فارسی و عربی و تبحر ‏او در انواع شعر شامل غزل ، قصیده و … در تاریخ ادبیات ایران زمین بی‌نظیر است.‏
بزرگداشت این شاعر شهیر و معرفی آثار گرانقدر او به دوستداران آثار و مفاخر فرهنگی ‏ایران بزرگ به ویژه از اصحاب شعر و ادب ایرانی و اسلامی اقدامی ارزشمند در راه ‏توسعه، تعمیق، همدلی، همزبانی و همگرایی منطقه‌ای است.‏

سعدی و راه دور میان درد و بیان
اصغر دادبه عضو هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی: سخن من درباره سعدی زیر ‏عنوان سعدی و راه دور میان درد و بیان است. در این بحث می خواهم نشان بدهم که ‏همه کارهای سعدی شاه کارند و دومی شاهکار تر است.‏
در یکی از غزلیات سعدی می‌خوانیم:‏
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی…‏
در اینجا به دو اصطلاح مهم، بینندگان و مخاطبان را توجه می دهم! اصطلاحی از ‏مقولات عشر، یعنی کمیت و کیفیت! در حقیقت کمیت امری تجربه پذیر و قابل اندازه ‏گیری است و انسان چیزی را بیشتر می تواند بداند که قابل اندازه گیری برای او باشد. ‏اما کیفیت عکس کمیت است. مخصوصا اگر به قول حکم، کیف نفسانی باشد! ‏
احساسات و عواطف که به هیچ روی قابل اندازه گیری نیستند و تبدیل آن ها به کمیت ‏نیز بسیار دشوار است، اما بشر به ناگزیر در کار این تبدیل است و از کودکی برای ‏انتقال مفاهیم کوشش می‌کند که کیفیت را به کمیت تبدیل کند! کار علم هم همین ‏است که به شکلی بتواند موضوعات خود را اندازه‌گیری کند و از طریق تجربه حسی ‏موضوع خود را بررسی نماید ابن سینا پیش از مولانا نمونه ای از تبدیل کیفیت به ‏کمیت را بیان می کند و با بیان داستان کنیزک و شاه تلاش می‌کند از طریق ‏پرسش های شفاهی نشان دهد آنچه که کنیزک پنهان کرده چیست! یعنی عشق را ! از ‏طریق آن پرسش ها به سمرقند می رسد! وقتی به سمرقند می رسد نبض کنیزک ‏تندتر می زند، این ضربان نبض در حقیقت یک امر الهی است که می‌تواند راهنمای ‏حکیم یا پزشک باشد به سوی امر کیفی!‏
اما کار شاعر و شعر چیست؟ شعر ترجمان چیست؟ گاهی ما گزارشگر ادراکات خودمان ‏هستیم که این امر جنبه علمی پیدا می‌کند. اما گاهی گزارشگر واکنش های ادراکی ‏خودمان هستیم، چیز را می بینیم و می شنویم و احساس می‌کنیم و واکنش نشان ‏می دهیم! کار و شاعر در حقیقت گزارش عواطف و احساسات است که امری کاملاً ‏کیفی است و در حقیقت می‌خواهد همه این ها را انتقال دهد و دشواری کار و میزان ‏توفیق یک شاعر در انتقال عواطف و احساسات، پایگاه و جایگاه او را معین می کند.‏
سعدی می گوید :‏
‏ وگر حدیث کنم تندرست را چه خبر
که اندرون جراحت رسیدگان چونست
کسی که با من تجربه مشترکی ندارد، اگر بخواهم درد خودم را به او بگویم متوجه ‏نخواهد شد! بنابراین باید سخن خودم را به کسی بگویم که اهل درد باشد و تجربه ‏مشترک با من داشته باشد، به عبارتی باید همدلی ایجاد شود تا طرف مقابل بتواند پیام ‏مرا درک کند.‏

یا وقتی می گوید:‏
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
‏ که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
‏ یعنی کسی که زخم خورده است، او را درک می کند و می فهمد
یا هنگامی که می گوید:‏
تو که گفته ای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی
بیان می کند که باید تجربه مشترک با من داشته باشید تا متوجه شوید چه می گویم ‏لذا اگر همدلی باشد پیام شعر و شاعر منتقل خواهد شد
کار شاعران است که از طریق واژه ها و جمله ها درون یا کیفیت را به کمیت تبدیل ‏کند. یعنی سوز آتشِ دل را نمی توان بیان کرد اما سوزی که در سخن هست، پیام آور ‏همان سوز است! که همان تبدیل کیفیت از طریق واژه‌هاست به کمیت.‏
اگر سعدی نبود حافظ نبود. این نقش غیرقابل انکار سعدی است و اگر حافظ نبود باز ‏هم سعدی بود. سعدی و سخن او خیلی روان است و زبان او زبانی است که هیچ آرایه ‏و شگردی برای هدفی در آن نیست. لذا کسی که اندک اهلیتی داشته باشد با شنیدن ‏کلام اوتکان می‌خورد! کسی که می خواهد سعدی را بشناسد باید از حافظ به سعدی ‏بازگردد. وقتی به سعدی بازگشت و بیان ظاهراً ساده او را فهم کرد، آن زمان متوجه ‏جایگاه بلند سعدی خواهد شد.‏

سعدی و تربیت انسان
شریف مراد اسرافیل‌نیا استاد دانشگاه آموزگاری تاجیکستان: سعدی از شاعران تراز اول ‏تمدن بشری است. او با دو اثر خویش به نام‌های بوستان و گلستان و دیوان‌هایش، به ‏عنوان معلم اخلاق، متفکر، حکیم زندگی و سراینده عشق و زیبایی شناخته‌شده‌است. از ‏آنجا که پند و اندرز، یعنی تربیت انسان با معرفت، محور اساسی آثار سعدی است، او را ‏پدر اخلاق نیز نامیده‌اند. آثار او منبع الهام بزرگترین سخنواران عالم گشته‌است.‏
مبنای آثار سعدی، آدمیت و تربیت انسان است. از نظر این شاعر، انسان به خودیِ خود ‏انسان نیست، بلکه این آدمیت است که انسان را انسان می‌کند. در دوره معاصر که ‏دوره زوال اخلاق است، نیاز بیشتری به کتاب‌های تربیتی از جمله گلستان و بوستان ‏داریم. این دو کتاب همواره مورد استفاده جامعه علمی و تربیتی بوده‌است. وقتی به ‏مشکلات معنوی و اخلاقی و فرهنگی و سیاسی جامعه امروز خود می‌نگریم، در یک ‏کلام می‌توان گفت که در اخلاق و معنویت و در فرهنگ و سیاست و در بافت جامعه، ‏چقدر جای بوستان و گلستان خالی است.‏

چهره شاداب شعرِ سعدی
مهدی محبتی استاد ادبیات دانشگاه زنجان : یک جنبه در چهره شاداب شعر سعدی، ‏شکل ذهنی شعر اوست. شکل درونی شعر سعدی، نوعی پنجره گشودن به آفاق است. ‏امروزه بین محتوا و فرم نمی‌توانیم تفاوتی قائل شویم. هر فرم موفقی، محتوای خودش ‏را خلق می‌کند و هر محتوای موفقی، فرم خاص خودش را دارد. از آنجا که شعر سعدی ‏برخاسته از یک جان شکفته است که خیلی اندوه‌های خاص مصیبت‌گرانه ندارد، فرم ‏خاصی پیدا کرده است. سعدی، با فرم خاص شعر خودش، چهارپنجره به روی ما ‏می‌گشاید: پنجره‌ای رو به هستی، پنجره‌ای به طبیعت، پنجره‌ای به جامعه و پنجره ‏دیگری به انسان.‏
سعدی برخلاف برخی شاعران که پنچره‌ای به درون انسان باز می‌کنند، پنجره‌ها را رو ‏به آفاق می‌گشاید و از طریق آینه‌سازی حیات، طبیعت، جامعه و دیگران، خودمان را به ‏ما نشان می‌دهد. ‏
این پنجره گشودن رو به آفاق، خودبه‌خود برای ما شادی به‌وجود می‌آورد. البته در ‏مواردی هم از صحنه‌های اجتماعی می‌گریزد ولی عنصر غالب آثار او، احساس آزادی ‏است که ما در برخورد با شکل شعری او پیدا می‌کنیم. کلیت اندیشه سعدی، نوعی ‏هماهنگی بین فرم و محتوا در یک زبانی است که این زبان، خودش عنصر رهایی‌بخشی ‏را هم دارد.‏
ساحت دوم چهره شاداب شعر سعدی آن است که بیشترین انتقادها در ادبیات به ‏سعدی وارد شده و مخالفان زیادی داشته است؛ مثل افراطیونی که تمام معنای شعر و ‏ادبیات را آشوب و حرکت و مسئولیت می‌دانستند، طیف دیگر کسانی بودند که دنبال ‏پیدا کردن تناقض در شعر سعدی بودند. اما با وجود همه انتقادها، شعر سعدی همچنان ‏شاداب و در حال درخشش است و فرم شاداب خود را حفظ کرده‌است.‏
چه چیزی در شعر سعدی وجود دارد که با این همه حمله، فرم بشاش خودش را حفظ ‏کرده‌است؟ یکی به دلیل ساختار درونی خود شعر (شکل ذهنی) و دیگری قدرت اقناع ‏عقلی شعر سعدی در پس حادثه‌ها. البته باید تأسف بخوریم که شعر سعدی خیلی در ‏مدارس، دستگاه‌ها و رسانه‌ها مطرح نیست و این نشان می‌دهد که جامعه ما، جامعه ‏شادابی نیست.‏

سعدی؛ شاعر مبتکر و صاحب سبک
سید نجمی حسن زیدی دانشیار دانشگاه دولتی آموزشی کراچی پاکستان: اگر در تاریخ ‏ادبیات فارسی بخواهیم استادانی را انتخاب کنیم که صاحب سبک و ابتکاراند، بدون ‏تردید یکی از آنان سعدی شیرازی است. او در اقسام مختلف شعر طبع‌آزمایی کرده و ‏در هر یک داد سخن داده‌است. ‏
نقطه قابل‌توجه در قصاید ساده و روان سعدی آن است که هرگز طول و تفصیل و ‏مضمون‌نگاری متقدمین خود را ندارد و در مدیحه‌ها هم پادشاهان و امیران زمان را به ‏عدل و نیکوکاری می‌خواند و حتی توجه آنان را به سپری شدن روزگار و گذرا بودن ‏جاه و جلال و دگرگونی احوال جلب می‌کند. این اندرز دلیرانه تا آن زمان در ادبیات ‏ایران سابقه نداشته‌است. برجستگی دیگر شعر سعدی، توجه به غزل‌سرایی است. پیش ‏از او شاعران نامی غزل هایی داشتند اما شعر رسمی، قصیده بود و غزل، مقامی فرعی ‏داشت. سعدی غزل را که بیشتر تابع احساسات است، بر قصیده ترجیح داد و آن را ‏ترویج کرد.‏
سعدی غزل را به نقطه کمال رسانده‌است. نثر روان و شیرین سعدی هم قبل از خودش ‏سابقه نداشت. او در گلستان، وزن و تناسب را در نثر فارسی به اوج رساند. او همه ‏اندوخته‌های خود را در راستای اصلاح مردم به‌کار برد.‏
سعدی همواره اندرز می‌دهد و در عین حال، شیرین‌بیان‌ نیز هست.‏

محبوبیت سعدی شیرازی
غالیه قنبربکوا استادیار بخش ایران‌شناسی دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه ملی قزاقی ‏فارابی: سعدی از خوش‌زبان‌ترین شاعران فارسی‌گوی است که محبوبیت زیادی دارد. ‏سعدی در دوران سخت حمل مغول به ایران زندگی کرد، مولانا هم همین‌طور. هر دو ‏تلاش کردند تا با قدرت زبان، با شرایط موجود مقابله کنند. در آن زمان مردم مأیوس ‏بودند و فکر می‌کردند دیگر زندگی خوب و خوشی نخواهند داشت ولی می بینیم که ‏سعدی و مولانا به ما می‌آموزند که هرگز نباید امیدمان را از دست بدهیم.‏
زشتی و پلیدی همه جای دنیا وجود دارد. اما قدرت زبان می‌تواند با این پلیدی‌ها ‏مبارزه کند. سعدی به ما این را می‌آموزد و می‌گوید همه ما اعضای یک بدن هستیم ‏ولی در جامعه امروز می‌بینیم که خودمان، دست خودمان را می‌بریم و احساس درد ‏نمی‌کنیم؛ یعنی انسانیت تا این حد از دست رفته‌است. در چنین شرایطی خواندن شعر ‏سعدی و رساندن پیامش به همه بسیار مهم است.‏

هر روز، روز سعدی است
عابد شکورزاده نویسنده و سعدی‌پژوه تاجیکی: در جهان معنوی ما هر روز، روز سعدی ‏است. بارها گفته شده‌است که سعدی در منطقه فرارود از جایگاه بالایی برخوردار است. ‏تغییر جو سیاسی بخارا در آغاز قرن بیستم و تسلط شوروی بولشویک بر این منطقه ‏باعث شد توجه نسل ما به امثال سعدی کمتر باشد. ‏
در طول هفتاد سال تسلط شوروی، مردم تاجیکستان هیچ‌گاه نسخه کامل گلستان را ‏ندیدند. بوستان شیخ اجل هم در آغاز دهه ۱۹۹۰ میلادی به شکل کامل‌تری چاپ شد. ‏در یک ابتکار بی‌سابقه، دانشنامه ملی تاجیکستان، سه جلد کتاب از سعدی منتشر کرد. ‏سال گذشته کتاب گلستان مصور سعدی را به دو خط فارسی و کریلی منتشر کردیم تا ‏نسل جدید تاجیکستان با این کتاب آشنا شوند. همچنین متن کامل و شرح گلستان و ‏بوستان را هم به هر دو زبان منتشر کرده‌ایم.‏

پایان برنامه با دکلمه اشعار سعدی
در پایان این برنامه نیز، آرتیق قادراف هنرمند و مجری سرشناس با دکلمه ابیاتی از ‏اشعار سعدی شیرازی یاد و نام این شاعر و عارف بلندمرتبه ایرانی را گرامی داشت.‏