گزارش تفصیلی از برگزاری وبینار گفتگوی میان ادیان با موضوع «اخلاقی زیستن از منظر عرفای اسلام و مسیحیت» میان اندیشمندان ایرانی و اسپانیایی

به همت رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا.ایران و انجمن آثار و مفاخر ایران و مشارکت و همکاری دانشگاه ‏عرفان آویلا، مرکز گفتگوی میان ادیان و فرهنگ ها و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد ‏اسلامی، نخستین جلسه گفتگوی میان ادیان روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه برابر با ۱۸ می ۲۰۲۱ ‏در اسپانیا برگزار شد. در […]

به همت رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا.ایران و انجمن آثار و مفاخر ایران و مشارکت و همکاری دانشگاه ‏عرفان آویلا، مرکز گفتگوی میان ادیان و فرهنگ ها و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد ‏اسلامی، نخستین جلسه گفتگوی میان ادیان روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه برابر با ۱۸ می ۲۰۲۱ ‏در اسپانیا برگزار شد. در این جلسه که به صورت برخط انجام شد، سه اندیشمند و استاد دانشگاه از ‏ایران و سه استاد دانشگاه عرفان شهر آویلا به بیان سخنانی درباره عرفای مسلمان و مسیحی ‏پرداختند و زندگی آنها را از زاویه زیست اخلاقی مورد بحث و تحلیل قرار دادند. دکتر حسن بلخاری ‏رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، دکتر سید علی اصغر میرباقری فرد رئیس انجمن ترویج ‏زبان و ادبیات فارسی و دکتر حامد ناجی استاد دانشگاه اصفهان از سمت ایران و آقایان یرزی ‏جوانسوکی دکتر الهیات و استاد دانشگاه آویلا، خاویر فرانچسکو فرمین رئیس دانشگاه عرفان آویلا و ‏دکتر رمولو کوارتاس معاون این دانشگاه در طرف اسپانیایی سخنرانان این جلسه بودند. ‏

چهار سخنرانی در افتتاحیه مراسم

در ابتدای جلسه و در بخش افتتاحیه نشست، دکتر بلخاری ضمن تشکر از میزبانان و نهادهای ‏مشارکت کننده ابراز امیدواری کرد در نخستین تجربه گفتگو با دانشمندان اسپانیایی با توجه به ‏تقریب معنوی و عرفانی و کلامی و اخلاقی و حکمی که میان ما و جهان مسیحیت وجود دارد ‏نتیجه به گونه ای باشد که در آینده هم به شکل حضوری و هم به صورت دنباله دار بتوانیم این ‏مباحث را ادامه دهیم. دکتر احمدی رایزن فرهنگی سفارت ج.ا.ایران نیز در این بخش به بیان ‏سخنانی پرداخت. احمدی ابتدا از حضور اساتید برجسته ایرانی و اسپانیایی از دانشگاه آویلا تشکر ‏کرد. او سپس به موضوع این وبینار اشاره کرد و گفت همانطور که مستحضرید موضوع وبینار امروز ‏اخلاقی زیستن از منظر عرفای اسلام و مسیحیت است. اخلاق از مهم ترین حاجات آدمیان به دین ‏است. از همین رو شایسته است در جامعه ای که عمده مردم به ادیان آسمانی و الهی اعتقاد دارند ‏آموزگاران آن جامعه به این موضوع اهمیت دهند چون رکن رکین در تمام ادیان الهی بویژه اسلام ‏و مسیحیت اخلاق است لذا اخلاقی زیستن از شاخص های زیست مومنانه است که محور زیستن ‏مومنانه تقوا است. رایزن فرهنگی کشورمان در ادامه اهمیت تقوا در جامعه دینی بیان داشت ما ‏آدمیان احتیاج به ترازو داریم که خودمان را محک زنیم و خویشتن خویش را مورد ارزیابی قرار ‏دهیم تا از این طریق منزلت خودمان را بسنجیم. در فرهنگ ماتریالیسم مدرن که بر اساس سرمایه ‏داری شکل گرفته ارزش پول است. ارزش خودشان را با پول ارزیابی می کنند یا در دوران قبل از ‏مدرن شاخص ارزیابی و سنجش آدمیان پول نبود بلکه شرافت خون بود. اما قرآن به ما می فرماید: ‏ان اکرمکم عندالله اتقاکم. احمدی در توضیح و تبیین مساله تقوا و نسبت آن با اخلاق گفت در این ‏آیه که پیام مهم خداوند است اولاً اینکه معیار سنجش تقواست، هر که تقوایش بیشتر منزلتش ‏بیشتر. گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شما هستند تقوا همان کنترل نفس است در مقابل ‏آسیب هایی که شخصیت بشری را تخریب می کند. لذا در این نشست علمی ما از سبک زندگی و ‏زیست مومنانه عرفا بعنوان الگو استفاده می کنیم تا بتوانیم زیست مومنانه ای داشته باشیم و ‏جامعه ای که زندگی شرافتمندانه ای داشته باشد، جامعه رشد یافته و موفقی خواهد بود. ‏
در ادامه جلسه آقای دکتر خاویر سانچو فرمین رئیس دانشگاه غرفان آویلا نیز از حضار و اساتید ‏مشارکت کننده در جلسه تشکر کرد و ابراز امیدواری نمود این نشست برای هر دوطرف مفید باشد ‏و شناخت زیست عرفای مسیحی و مسلمان به آنچه انسان امروز به عنوان الگو برای زندگی ‏سعادتمند نیاز دارد کمک کند. در آخرین بخش از مراسم افتتاحیه حجت الاسلام و المسلمین ‏دکتر محمد مهدی تسخیری رئیس مرکز گفتگوی ادیان و فرهنگ های سازمان فرهنگ و ارتباطات ‏اسلامی به بیان سخنانی پرداخت. او در سخنان خود ضمن معرفی مرکز تحت مدیریتش به عنوان ‏متولی رسمی کشور در انجام گفتگوهای دینی با شخصیت ها و مراکز مهم دینی جهان گفت که در ‏این زمینه گام های ارزشمندی برداشته شده است. از جمله برگزاری منظم و مستمر گفتگوی دینی ‏با واتیکان (که تا کنون دوازده دور آن در تهران و واتیکان انجام شده)، گفتگو با کلیسای ارتدوکس ‏روسیه، گفتگو با اندیشمندان یونان، اتریش، سوئیس، فیلیپین، کرواسی، فرانسه، آلمان، آکریکا، ‏کانادا، انگلیس، ایتالیا و برخی کشورهای دیگر. دکتر تسخیری در بخش دیگر سخنان خود گفت ‏عرفان اسلامی با عقل و خرد در تعارض و تضاد نیست و یک عارف شیعه در اوج شکوفایی عقل و ‏خرد به مقام شهود و عرفان دست می یابد. همچنین در عرفان اسلامی افراط و تفریط در هیچ ‏زمینه ای وجود ندارد. رئیس مرکز گفتگوی ادیان و فرهنگ ها گفت زیست اخلاقی مدارا گونه ‏عرفای بزرگ ناشی از تاسی به انسانی کامل چون پیامبر اکرم است که همه حوزه های علمی و ‏عملی را بر اساس اخلاق بنا نمود به گونه ای که این زیست در نهایت انسان را به جایی می رساند ‏که که جز خدا چیزی نبیند و آنگونه که یعسوب العرفا علی ابن ابی طالب می فرمایند: «ما رایت ‏شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه و فیه». دکتر تسخیری در پایان سخنان خود ابراز امیدواری ‏کرد در این روزها که همه گیری جهانی ویروس کرونا بشریت را با چالشی دشوار و آزمونی سخت ‏روبرو ساخته است، در سابه لطف گرودرگار و با تلاش همگانی شاهد رفع آن از این کره خاکی ‏باشیم. ‏

بخش ارائه مقالات با شش سخنرانی ‏
پس از پایان آیین افتتاحیه، نشست وارد بخش تخصصی و ارائه مقالات از سوی اندیشمندان ایرانی و ‏اسپانیایی شد. در قسمت اول از این بخش ابتدا دکتر حسن بلخاری سخنان خود را با موضوع ‏‏«زیست اخلاقی از منظر ابن عربی» ارائه نمود و پس از او آقای دکتر جرزی نواجووسکی با موضوع ‏‏« سانتا ترزا د خسوس: عرفانی بر مبنای ارزش های اخلاقی» سخنرانی کرد. ‏

۱٫زیست اخلاقی از منظر ابن عربی‏

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در این وبینار اشاره به موضوع سخنرانی خود با عنوان « زیستن ‏اخلاقی از منظر ابن‌عربی» گفت: محیی‌الدین ابن عربی (درگذشته به سال ۶۳۸ هجری و ۱۲۴۰ ‏میلادی) که اتفاقا متولد مورسیای اسپانیا است یکی ازبزرگ‌ترین عرفای مسلمان محسوب می‌شود. ‏انتساب لقب شیخ اکبر به او روشن‌ترین دلیل اثبات این ادعا است. وی که در قرن ششم و هفتم ‏هجری (معادل دوازدهم و سیزدهم میلادی) می‌زیست و صاحب آثار گرانقدر مهمی چون فتوحات ‏مکیه و فصوص‌الحکم بود، تاثیرعظیمی بر عرفان اسلامی پس از خویش گذاشت. شروح بسیاری بر ‏آثار او نوشته شده و حکما و عرفای بزرگی در مکتب او پرورش یافتند‎. ‎
او در ادامه گفت: کلام و نظر ابن عربی در باب اخلاق و زیستن اخلاقی ، بسیار جامع و مفصل است ‏و اگر بگوییم وی در تمامی آثار خویش مهم‌ترین اصل مباحثات خود را تبیین جایگاه اخلاقی انسان ‏قرار داده، اغراق نکرده‌ایم و این شاید متأثر از این کلام پیامبر اسلام باشد که فرمودند: من برای ‏تکمیل مکارم اخلاق برگزیده شده‌ام (إنما بعثت لأتمم مکارم الأخلاق). از دیدگاه ابن‌عربی، اخلاق ‏نه از حوزه نظر که از قلمرو عمل آغازمی‌شود. به عبارتی ابن‌عربی، زیستن اخلاقی یا اخلاقی بودن ‏انسان را اول و بالذات یک امر عملی می‌داند و نه یک امر نظری که دستاورد آن غرقه شدن در ‏مباحث نظری است که هیچگاه پایانی ندارد. این بدان معناست که از منظر او، زیست اخلاقی، محور ‏و بنیاد است نه فربه ی نظری در حوزه اخلاق و این مساله بسیار مهمی است‎. ‎
استاد دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد:ازدیدگاه ابن‌عربی، کسی که سیر ‏زیستن بر بنیاد اخلاق را از عمل آغاز نموده و در این راه با نیّت خالص طی مسیر نماید مبدّل به ‏رجل الهی یا مرد خدا می‌شود. مرد خدا ازدیدگاه او، کسی است که بر نفسِ خویش حاکم بوده یا به ‏تعبیری بر آن سلطنت دارد. وی این‌گونه مردان را دو دسته می‌داند گروهی که سلطنت مطلقه بر ‏نفس خویش دارند و به جایی رسیده‌اند که حقیقت را به عینه مشاهده می‌نمایند و گروهی که ‏حکومت مطلقه بر نفس خویش ندارند اما از طریق انجام اوامر الهی و عدم انجام نواهی او به ملاقات ‏حق در قیامت نائل می‌شوند. از دیدگاه ابن عربی، هردو گروه بر بنیاد زیست اخلاقی به این جایگاه ‏و مقام رسیده‌اند‎. ‎
بلخاری در پایان تاکید کرد: نکتهمهم در آرای ابن‌عربی و دیگرعرفای مسلمان، در زیستن اخلاقی ‏حرکت از جسم به نفس و سپس روح است. انسان ابتدا باید در مقام جسم، رذائل اخلاقی را از خود ‏دور نگاه داشته و سعی و سیع و بلیغ نماید در دام شهوات و هواهای نفسانی اسیر نگردد. اگر چنین ‏اسارتی رخ دهد نفس نیز آلوده می‌گردد و این آلودگی سبب رنج و عُسرت روح می‌شود. این بدان ‏معناست که صحت و سلامت ِروح بستگی کامل به رعایت مسائل اخلاقی و تلاش در نیل به مکارم ‏اخلاقی دارد.‏

۲٫ سانتا ترزا د خسوس: عرفانی بر مبنای ارزش های اخلاقی

دکتر جرزی نوایووسکی که اصالتا اهل لهستان است و به تدریس الهیات مسیحی در دانشگاه آویلا ‏اشتغال دارد سخنان خود را درباره عارف مسیحی سانتا ترزا اینگونه آغاز کرد: ترزا سانچز د سپدا د ‏اویلا ای آئومادا یا سانتا ترزای مسیح، در سال ۱۵۱۵ در آویلا به دنیا آمد و در سال ۱۵۸۲ در آلبا د ‏تورمس (سالامانکا) درگذشت. بیست سال اول زندگی را در خانه خانوادگی خود بود. در سال ۱۵۳۵، ‏وارد صومعه راهبه های کارملیت در آویلا در بخشی به نام اینکارنیشن یا تجسد شد و ۲۷ سال در ‏آنجا اقامت داشت. در سال ۱۵۶۲ ، دقیقاً در ۲۶ آگوست، با چهار زن دیگر جامعه جدیدی از ‏کارملیت های پابرهنه را در صومعه سن خوزه در آویلا ایجاد کرد. این پروژه پس از پشت سر ‏گذاشتن برخی مشکلات اولیه، چنان موفقیت آمیز بود که در ۱۵ سال آخر زندگی خود بی وقفه به ‏مسافرت پرداخت و جوامع جدیدی از زنان مذهبی مراقبه کننده و طلبه ها و نمازگزاران را در ‏سراسر شبه جزیره ایبری تأسیس کرد‎.‎
سانتا ترزا به دلیل تجارب شخصی خود در ارتباط با خدا، کارهای مکتوب او و صومعه های ‏بنیانگذاری شده توسط وی، یکی از برجسته ترین چهره های عرفان غربی مسیحی به شمار می رود. ‏او زنی است که به لطف ارتباط مستقیم و تجربی با خداوند وارد حرم راز الهی شد و بخشی از آن را ‏برای ما آشکار ساخت. سانتا ترزا بی شک، همان طور که نوشته های او و دختران و پسران روحانی ‏اش گواهی می دهند، یک عارف و یک مفسر رموز دینی منحصر به فرد است. دکتر نوایووسکی در ‏ادامه تمرکز خود را بر سه محور اصلی زندگی اخلاقی و عرفانی سانتا ترزا قرار داد و گفت شاید یکی ‏از مهمترین رازها این باشد که آثار او بر اساس ارزشهای انسانی و معنوی ساخته شده اند که از ازل ‏برای همه بشریت معتبر بوده اند. عشق ، آزادی و حقیقت سه ارزش اساسی در سیستم معنوی او و ‏پایه و اساس سبک زندگی جدید برای شخص دعا کننده هستند که در ادامه به آن ها می پردازم. ‏
استاد دانشگاه عرفان ویلا در توضیح و تبیین این سه ارزش بنیادین در تفکر عرفانی سانتا ترزا گفت: ‏اولین قسمت اثر او به نام راه کمال به تبیین عشق، آزادی و حقیقت که به اعتقاد ترزا سه واقعیت ‏اساسی و بنیادی برای زندگی در نیایش و به ویژه برای زندگی مراقبه ای هستند، اختصاص یافته ‏است. این سه واقعیت عشق به دیگران، رها کردن که همان آزادی است و فروتنی هستند که به ‏تعبیر سانتا ترزا گام برداشتن در حقیقت است. به همین ترتیب ، آنها سه واقعیت بشری در سطح ‏جهان هستند که بنیان هر جامعه و وجود هر انسانی را تشکیل می دهند‎.‎
عشقی که او برای جامعه جدید و جوان در حال شروع پیشنهاد می کند یک عشق ناب و معنوی ‏است. آن عشقی که منفعت جویی و خودخواهی در آن جایی ندارند. این عشق معنوی را باید با ‏کارهای عینی باثبات رساند. این عشق همان رفتار انسانی است که در سرنوشت شخص دیگری ‏شریک می شود، از شادی دیگران خوشحال می شود و از رنج دیگران رنج می برد. عشق معنوی ‏موقت نیست بلکه راه آن رو به سوی ابدیت گشوده است. با توجه به این ویژگی هاست که ترزا در ‏کتاب دعای خود الگوی عاشق معنوی را طراحی می کند. عاشق معنوی کسی است که خودش را ‏محدود نمی کند، به دوست داشتن های مادی هر چقدر هم زیبا، لطیف و چشم نواز باشند ‏نپرداخته بلکه خالق آن ها را ستایش می کند. عاشق معنوی بسیار سخاوتمند بوده و عشق او به ‏نهایت واقعی است‎.‎
درسی که این عارف در باره عشق در کتاب راه کمال می دهد متمرکز بر جنبه تربیتی است. به ‏همین دلیل در باره ریسک های واقعی موجود در زندگی من جمله گرایش ها، احساسات اغراق ‏آمیز یا گرفتاری در بند محبت های غیر خدایی هشدار می دهد. با این وجود ، مهمترین موضوع آن ‏است که خواهران روحانی یکدیگر را دوست داشته باشند، با نرمی و لطف رفتار کنند و بین آن ها ‏اختلاف و تفرقه ای نباشد. چون اختلاف و تفرقه نقطه پایان بر عشق معنوی می گذارد. ‏
دومین واقعیت یا ارزش بنیادی آن چیزی است که ترزا رها کردن می نامد و همان آزاد شدن از ‏قید و بندهای روابط، ارتباطات و وابستگی هایی است که بر سر راه کمال بشری و معنوی مانع می ‏شوند. در نهایت، می بینیم که رها کردن همان آزادی است‎.‎‏ ما نباید هدف این نوشته سانتا ترزا را ‏فراموش کنیم که در آن توضیح می دهد که رها کردن برای همان جامعه مذهبی سن خوزه د ‏آویلای خود اوست. برای این گروه کوچک مذهبی، آزادی این است که تنها در آغوش خالق زندگی ‏کرده و بنده هیچ مخلوقی نباشد. اهمیت این ارزش برای زندگی با خدا و همزیستی شخصی بسیار ‏قابل توجه است. با تسلیم قلب “به دوست و همسر واقعی” است که رهایی از هرگونه وابستگی به ‏وجود می آید و این خداوند است که در این کار کمک می کند: “اوست که دست شیاطین را کوتاه ‏می کند و از ما در برابر همه جهان دفاع می کند.” ‏
ارزش حقیقت در نظام معنوی ترزایی ها با فروتنی رابطه جدانشدنی دارد. عرفان آویلایی یک رساله ‏نظری یا نظامی فکری درباره حقیقت ارائه نمی دهد بلکه تجربه شخصی خود را به اشتراک می ‏گذارد. او در توصیف خود بر ضد ارزش حقیقت تأکید می کند که اساساً واقعیتی است که او آن را ‏افتخار سیاه می نامد. پدیده ای که ریشه عمیقی در جامعه زمان او دارد و او با بینش دقیق خود به ‏بررسی بعد منفی آن می پردازد که عبارت است از پایه گذاری زندگی خود بر اساس نظر دیگران و ‏آنچه دیگران درباره ما خواهند گفت‎.‎
ترزا فقط یک تماشاگر صرف منظره اجتماع نیست. او همچنین دختر اشراف زاده ای است که از ‏اشراف زادگی خود برای حفظ سطح و طبقه اجتماعی می جنگد. خود ترزا نیز زن جوانی بود که ‏اهمیت بیش از حدی برای نظر دیگران قائل بود. اما خوشبختانه او به دروغ بزرگ عزت اجتماعی ‏برای حفظ ظاهر در برابر دیگران پی برد.‏
یوانووسکی در پایان سخنان خود عرفان ترزایی را اینگونه جمع بندی نمود: تجربه عمیق سانتا ‏ترزای عیسی از خداوند در پیچ و خم زندگی مورد تأیید قرار گرفته است. ارزشهای انسانی چنانچه ‏با ایمان به خدا همراه باشند، به کیفیت و عمق زندگی انسان کمک بزرگی می کنند‎.‎
اولین گام در سیستم معنوی ترزایی ها عشق ورزیدن عمیق به یکدیگر است که با آموزش و ‏حساس سازی فرد دعا کننده در ارتباط با مردم تحقق می یابد. دومین گام در عرفان ترزایی، رها ‏کردن و جدا شدن است که منشا آزادی برای انسان است. آخرین ارزش بنیادی در این سیستم ‏تواضع و فروتنی است که انسان را از درون پالایش و تصفیه می کند‎.‎
به روز بودن و جذابیت پیشنهاد معنوی سانتا ترزا ناشی از تجربه خاص او از ارزشهای انسانی با ‏محوریت خداست. عشق، رهایی و فروتنی ، در پیشنهاد ترزایی ها برای مسافر این جهان همچون ‏قطب نما هستند و کیفیت روابط انسانی و رابطه با خدا را تعریف می کنند.‏

۳٫سنت عرفانی فرید الدین عطار نیشابوری‏


دکتر سید علی اصغر میرباقری رئیس انجمن ترویج زبان و ادبیات فارسی در سخنرانی خود ابتدا ‏مقدمه مفصلی را در تبیین مساله سنت عرفانی در پژوهش های آکادمیک بیان نمود. او گفت ‏درپژوهشهای عرفانی ضرورت دارد اختلاف دیدگاه عرفا هم در اصول و مبانی و هم فروع در کانون ‏توجه قرار گیرد؛ بر این اساس می توان الگویی تحقیقی پیشنهاد کرد که بر اساس آن این امکان ‏فراهم شود که به صورت علمی و دقیق تبیین گردد که هر عارفی به چه اصول و مبانی پایبند ‏است؛ این الگو، الگوی سنت عرفانی می خوانیم و از طرف دیگر می‌توان الگویی به دست داد که بر ‏مبنای آن شیوه و مشی عرفانی عارفان را در فروع بررسی و تحلیل کرد. این الگو را الگوی مشرب ‏عرفانی می‌نامیم. در پژوهشهایی که برای تحلیل منظومه فکری و بینش عرفانی هر عارفی انجام می ‏گیرد این ضرورت وجود دارد که هم سنت و هم مشرب عرفانی او تبیین شود البته بدان سبب که ‏فروع عرفانی تحت شعاع اصول و مبانی قرار دارد تعیین سنت عرفانی مقدم بر تعیین مشرب عرفانی ‏است. ‏
میرباقری در توضیح این امر به تشریح مفهوم«سنت عرفانی» و تفاوت آن با «مشرب عرفانی» ‏پرداخت و گفت در الگوی سنت عرفانی در حوزه روش تحقیق در متون عرفانی مبانی نظری‌ای ارائه ‏می‌شود که با کاربست آن بر روی آثار و دیدگاههای عارفان،می‌توان سنت عرفانی هر عارفی را تبیین ‏کرد. ساختار این الگو مبتنی بر تبیین و بررسی غایت و هدف عارفان در رسیدن به معرفت و روش ‏رسیدن به غایت و هدف است.در واقع الگوی سنت عرفانی بر دو رکن و محور استوار است: یکی ‏غایت و هدف و دیگری روش رسیدن به غایت و هدف.این الگومی‌کوشد با دقت و روشی ساختارمند ‏بررسی کند که مبانی و اصول فکری هر عارفی چگونه است و ماهیت سنت عرفانی او با کدام یک ا ‏ز دو سنت عرفانی هم‌خوانی دارد‎.‎
وی سپس به فریدالدین عطار نیشابوری به عنوان یکی از بزرگترین عارفان ایرانی اشاره کرد و گفت ‏یکی از عارفان بزرگی که در سیر تاریخ ایران اسلامی نقش مهمی ایفا کرده شیخ فریدالدین عطار ‏نیشابوری عارف بزرگ قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است که به سبب آفرینش آثار متنوع و ‏اثرگذاری در عرفان اسلامی شناخته شده است و جایگاه ممتازی در میان عارفان و مشایخ عرفانی ‏دارد. عطار به این سبب که د رقرن ششم و اوایل قرن هفتم می زیست، در شمار عارفانی است که ‏تعیین سنت عرفانی او سخت اهمیت دارد. در اواخر عمر عطار سنت تازه عرفانی به نام سنت دوم ‏شکل گرفت و محیی الدین ابن عربی این سنت اثرگذار و غالب در قرن هفتم را ترویج کرد و ‏چنانکه گفته شد این سنت دراصول و مبانی با سنت اول متفاوت بود‎.‎
بنابراین عارفانی که در این محدوده زمانی زندگی می‌کردند، تعیین سنت عرفانی آنها نسبت به دیگر ‏عارفان اهمیت بیشتر یپیدا میکند به ویژه اینکه عطارگاه آرا و دیدگاههایی مطرح کرده است که ‏میتواند موجب خطا و اشتباه در تعیین سنت عرفانی او شود.بر این اساس، یکی از کارهای مهم در ‏حوزه عطارپژوهی آن است که سنت عرفانی عطار شناخته شود تابتوان درباره فروع عرفانی او ‏سخن گفت. عطار دیدگاه هایی را درآثارخود مطرح میکند که عده ای او را به سنت دوم عرفانی ‏منتسب می‌کنند به عنوان مثال در منطق الطیر در حکایت سیمرغ وقتی او این ابیات را سرود ‏میکوشند که این ابیات با آرای ابن عربی انطباق می دهند‎:‎
ابتدای کار سیمرغ ای عجب
جلوه‌گر بگذشت بر چین نیمشب
در میان چین فتاد از او پری
لاجرم پرشور شد هر کشوری
هرکسی نقشی از آن پر برگرفت
هرکه دید آن نقش کاری درگرفت
آن پر اکنون در نگارستان چینست
اطلبوالعلم ولو بالصین ازینست
گر نگشتی نقش پر او عیان
این همه غوغا نبودی درجهان
این همه آثارصنع از فرّ اوست‎ ‎
جمله انمودار نقش پرّ اوست
چون نه سر پیداست وصفش را نه بن‎ ‎
نیست لایق بیش از این گفتن سخن
و این ابیات را بر وحدت وجود حمل میکنند و بر این مبنا آرای عطار را به دیدگاههای ابن عربی ‏پیوند می زنند. اگر بنا باشد دیدگاه‌های عطار بر این اساس تحلیل شود، ابتدا لازم است که اثبات ‏گردد او پیرو سنت دوم عرفانی است. اگر او از پیروان سنت دوم عرفانی نباشد طبیعی است که این ‏ابیات باید به شیوه دیگری تحلیل و بررسی شود.‏

‏۴٫ ادیت اشتاین: عرفان راه تکامل اخلاق انسانی است

دکتر فرانسیسکو خاویر سانچو فرمین رئیس دانشگاه عرفان آویلا سخنران بعدی این جلسه بود. او ‏سخنان خود را با موضوع زندگی عرفانی ادیت اشتاین ارائه نمود. آقای سانچو فرمین ابتدا مروری بر ‏زندگی پر حادثه و پر از مصیبتی که این عارف یهودی-مسیحی از سر گذراند اشاره کرد و سپس به ‏بیان جوهر اصلی عرفان او پرداخت. او گفت ادیت استین بر نیاز به درک یک حقیقت عینی متمرکز ‏شد و خدا را به شکل واقعیتی دید که به وجود انسان معنی و ارزش می بخشد. عملاً این روند ‏حیاتی کشف بزرگ ادیت را برجسته می کند. این کشف آن است که انسان به خدا احتیاج دارد تا ‏انسان واقعی شود، تا ارزشهای واقعی را که او را انسانی می کنند به طور واقعی درک کند و بتواند ‏مطابق قلب خدا جامعه ای عادلانه و دلسوز بسازد‎.‎
همین امر باعث شد تا ادیت به عمق مسئله انسان شناسی پرداخته و تلاش کند ساختار انسان ‏شناسی و معنوی انسان را درک کند و در همین ساختار تصویر خدای مبدأ و خالق همه چیز را ‏کشف کرد. ادیت تلاش کرد تا درک علوم انسانی گوناگون مانند روانشناسی یا انسان شناسی فلسفی ‏از انسان را‌ به شکل یکجا جمع آوری کند‎.‎
از نظر ادیت استین، این جستجو مجموعه ای از ارزشهای اخلاقی و انسان شناختی ضروری برای ‏رشد انسان در راستای تحقق پروژه خدا را نشان داد‎.‎
انسان ردپای عمیق خالق خود را در درونش دارد زیرا تصویری از او و شبیه به اوست. این اصلی ‏است که در حوزه مردم شناسی ادیت آن را با کلمه فردیت می شناسد. رمز و راز بزرگ هر انسانی ‏در فردیت است و از همان جاست که ندای خداوند او را به سوی تحقق پروژه کمال خود با کشف ، ‏شناخت و به فعل در آوردن نهاد وی به عنوان مخلوق خدا می گمارد‎.‎
از دیدگاه ادیت، فردیت عمیق ترین راز بشر است و اساس عزت لایتجزای او را تشکیل می دهد. از ‏منظر خداوند زندگی انسان حاوی معناست و آن بیان یگانه عشق خداوند است چون این عشق در ‏وجود هر یک انسان به شکلی جدید و متفاوت بروز می یابد. به همین دلیل است که هر یک انسان ‏ارزشی منحصر به فرد خویش دارد و در وجود خداوند دلیل بودن و حیات خود را می یابد‎. ‎
در همین راستا، بر اساس کشف ادیت، همدلی یک ارزش و یک ظرفیت انسانی است که در فضای ‏معنوی با تماس با خدا تقویت شده و راه را برای دیدار، استقبال ، گفتگو ، قدردانی و درک دیگران ‏تسهیل و باز می کند‎.‎
یکی دیگر از ارزشهای انسان آزادی اوست. از نظر ادیت اشتاین این یکی از ویژگی های شرایط ‏انسانی ماست که ارزش بالای انسان برای خدا را نشان می دهد. آزادی برای ادیت بارزترین نشانه آن ‏است که رابطه ای که خداوند می خواهد با انسان برقرار کند متمرکز بر تسلیم نیست بلکه متمرکز ‏بر عشق است. در اینجا نیز کشف عرفا مبنی بر اینکه خداوند به دنبال رابطه ای عاشقانه با انسان ‏است، برجسته می شود. آزادی برای انسان مسیری برای تکامل است. آزادی علاوه بر هدیه ای از ‏طرف خدا به انسان، امکانی برای ساختن یک زندگی آزاد است چون انسان را قادر می سازد تا راه ‏خود به سوی کمال را دنبال کرده و با خواست خدا متحد شود. رئیس دانشگاه عرفان آویلا سخنان ‏خود را اینگونه جمع بندی نمود: مهمترین دغدغه ادیت اشتاین اثبات این امر است که آنچه ما را ‏انسانی می کند و دلیل واقعی سعادت انسان است با اراده و پروژه خدا در مورد انسان ارتباط ‏تنگاتنگی دارد‎.‎‏ از همین موضوع نتیجه می گیرد که در عشق به خدا همه موارد لازم جهت یک ‏زندگی کامل و شاد وجود دارد‎. ‎‏ نتیجه گیری نهایی این است که فقط با داشتن یک زندگی معنوی ‏واقعی انسان می تواند تکامل یافته و در پیوند با اراده خداوند زندگی کند. این موضوعی است که ‏کلیه چهره های عرفانی که به زندگی و آثار آن ها پرداختیم هر یک به طریقی بیان کرده اند. زیرا ‏عرفا با بیان تجربه خود از خدا و مهمتر از همه با شیوه زندگی خود به ما نشان می دهند که چگونه ‏دیدار با خدا به ما کمک می کند تا زندگی خود را تقویت کنیم، به آن معنا بخشیم و زندگی و ‏روابط با دیگران را متحول کنیم. همه چیز رو به سوی عشق دارد و این صفت خداست که در ‏زندگی تجسم می یابد و زندگی را متحول می کند. و این گونه است که به طور مثال، ادیت اشتاین ‏پول و اموال خود را مالکیت شخصی محسوب نمی کند بلکه داشته های می داند که خداوند در ‏دستان او قرار داده تا در میان نیازمندان توزیع کند. ‏

۵٫زندگی و عرفان سید حیدر آملی‏

دکتر حامد ناجی استاد دانشگاه اصفهان آخرین سخنران ایرانی این وبینار بود. موضوع ارائه شده ‏توسط ایشان زندگی و آرای عرفانی سید حیدر آملی عارف شیعی ایرانی بود. دکتر ناجی با اشاره به ‏جایگاه سید حیدر آملی در عرفان ایرانی اسلامی گفت سید حیدر آملی ( حدود ۷۲۰ – بعد ۷۸۷ق) ‏یکی از نامدارترین اندیشه وران حوزه عرفان و یکی از بزرگترین شارحان ابن عربی در ایران است، ‏وی در پی دریافت صحیح از عرفان عملی یکی از معدود دانشمندانی است که به جایگاه وثیق ‏شریعت در سیر و سلوک عرفانی پرداخته، و در پی آن به تحلیل بحث از اسرار عبادات و مناسک ‏بر آمده است‎.‎‏ وی بر این باور است که تمام آموزه های دینی اعم از اصول دین و فروع دین دارای ‏ساحت های مختلفی میباشند که بایستی هر دین ورزی از ساحت ظاهر به ساحت باطن حرکت ‏نماید و غایت مسیر دینداری خود را برای خویش ترسیم کند؛ از همین رو وی با توجه به متون ‏دینی خوانشی نوین از اصول دین و فروع دین عرضه می نماید که در طی آن شخص با حرکت در ‏این ساحت ها به تقویت ایمان و شهود خویش همت می گمارد تا انکه به لقای الهی رسد. ‏
استاد دانشگاه اصفهان در تبیین محورهای اصلی عرفان سید حیدر آملی بیان داشت سید حیدر بر ‏اساس آموزه ای رایج در تفکر شیعی و تفکر اسلامی بر این باور است که ما در طول تفکر خودمان ‏با سه رکن اساسی روبرو هستیم: شریعت و طریقت و حقیقت‎. ‎
شریعت که به عبارتی می توان از آن به علم الیقین یاد کرد ، طریقت را به عین الیقین و رکن ‏حقیقت را به حق الیقین؛ و باز در رویکرد دیگری از شریعت به معنی رسالت یاد کرد، از طریقت به ‏معنی نبوت و از حقیقت به معنی ولایت؛ این نگاهی است که سید حیدر آملی در مقدمه کتاب ‏اسرار الشریعه خود عرضه کرده است‎.‎‏ اگر ما قبول کنیم که اصول و فروع دین سه جایگاه متفاوت ‏دارند حالا بحث بر سر این است که غایت در این بین کدام است؟ طبیعتا خوانش یک عارف در ‏اینجا از حقیقت یا به تعبیری غایت در حوزه دین با آنچه که اهل شریعت مدعی آن اند متفاوت ‏است؛ سید حیدر بر اساس مطالب قرآنی که در اختیار است به این باور است که غایت تفکر دینی و ‏اسلامی عبارت است از الله؛ به تعبیری ما می گوییم إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ همه ما از خدا آمده ایم ‏و به سوی او باز می گردیم؛ پس غایت خلقت خود الله است و بنا بر تعلیمات قرآنی غایت یک انسان ‏در راستای دین عبارت است از لقاء الله.‏
دکتر ناجی با تاکید بر مبحث اصول و فروع دین در تفکر عرفانی سید حیدر گفت در بحثی که سید ‏حیدر در مورد اصول و فروع دین عرض می کند اعتقاد دارد حقیقت لقا الله است و شریعت و ‏طریقت باید در راستای آن قرار بگیرد. اگر این بحث را به بحث دیگری که در کل ادیان قابل طرح ‏است برگردانیم این است که در طول ادیان می بینیم بحثی تحت عنوان ذو مراتب بودن درجات ‏ایمان به چشم می خورد یعنی تمام اندیشه ورزان حوزه دین معتقد هستند که انسان های متدین ‏باید ایمان خود را استعلا بدهند و به حقیقت ایمان برسند؛ اگر به آموزه های قرآنی برسیم؛ داریم ‏که: «ای کسانی که ایمان آورده اید؛ ایمان بیاورید» یعنی به نوعی ایمان عرفی؛ امری کافی نیست. ‏ناجی در توضیح و تبیین این مراتب ایمانی از نگاه سید حیدر آملی بیان داشت اگر این آموزه را ‏مورد کاوش و اعمال نظر قرار بدهیم متوجه خواهیم شد که یک دین ورز بایستی چگونه در صدد ‏اشداد ایمان یا تقویت ایمان خود بر بیاید. اینجا است که بحث به یک بحث دیگری از حوزه دین ‏انتقال پیدا می کند. اینجا سید حیدر بر این باور است که اگر ما بخواهیم حوزه دین ورزی خود را ‏توسعه بدهیم باید از مفهومی تحت عنوان تعامل عقل و شرع استفاده کنیم. یعنی شرع برای این ‏جهت حصول پیدا کرده که عقل انسان و حقیقت انسان کمال پیدا کند و عقل انسان از رهگذر شرع ‏به کمال برسد و اگر شریعت بخواهد که در یک دین ورز به حقیقت خودش برسد آن دین ورز باید ‏از عقل خودش استفاده کند. ‏
حامد ناجی استاد دانشگاه اصفهان به نسبت میان اصول و فروع دین با محورهای سه گانه تفکر سید ‏حیدر اشاره کرد و گفت بایستی بدانیم که شریعت طریقت و حقیقت در واقع نمود های یک امر ‏است و این نیست که سه امر در عرض هم باشند. یعنی شما وقتی رفتار شریعتمندانه می کنید به ‏نوعی وقتی خواستید رفتار طریقت مدارانه بکنید باید کار دیگری انجام بدهید؛ و تمام این ها در ‏کنار هم و در راستای هم معنی می شوند، به تعبیری یعنی همان موقع که من فعل شریعتی را ‏انجام می دهم مثلا وقتی نماز می خوانم همین نماز من به گونه دیگری می شود طریقتی و همین ‏نماز من به گونه دیگری می شود حقیقتی نه اینکه این ها سه ساحت گوناگون داشته باشند. پس از ‏نگاه سید حیدر آملی اگر خواستیم به گونه ای رفتار کنیم که از شریعت و پوسته حقیقت عبور ‏کنیم بایستی قدرت عاقله و قوه عاقله خود را به میان بیاوریم و به گونه ای رفتار خود را عوض ‏کنیم. از نگاه یک عارف صورت نماز یا هیات روزه هیچ تفاوتی با هیات روزه صاحب شریعت نخواهد ‏داشت و آن پشت و جان مایه اش است که به واسطه قوه عاقله تغییر می کند. ‏

۶٫خوان دلا کروز: اخلاق عاشقانه در فقر و آزادی‏

آخرین سخنران این جلسه اقای دکتر رمولو کوارتاس معاون دانشگاه عرفان آویلا بود که سخنان ‏خود را حول شخصیت خوان دلا کروز قرار داد. کوارتاس در ابتدای سخنان خود مروری بر زندگی ‏این عارف بزرگ اسپانیایی نمود و سپس به بیان ویژگی های نگاه عرفانی او پرداخت. استاد دانشگاه ‏عرفان گفت ویژگی بارز سن خوان د لا کروز ، دلسوزی اش برای همگان و آموزش شفاهی با زبان ‏محاوره ای با شاگردان، دوستان و افرادی است که از نظر معنوی با آنها همراه است و با آن ها تجربه ‏عمیق درونی خود را که در اشعارش بازتاب یافته اند، به اشتراک می گذارد. اما او می بیند که ‏بسیاری از آنها نمی توانند محتوای اشعارش را درک کنند و متوجه وجود نیاز شدید به آموزش ‏معنوی از طریق گواهی و شهادتی واقعی و عقیدتی می باشد‎.‎‏ تاثر و اظهار ناراحتی او ناشی از ‏برخورد با بسیاری از افرادی است که خداوند به آنها استعداد و پشتیبانی داده تا به جلو حرکت ‏کنند ولی به مرحله وصل الهی نمی رسند و در ارتباط با خدا در سطح پایین می مانند چون نمی ‏خواهند یا نمی دانند یا از داشتن راهنما برای جدا شدن از خود بی نصیب می مانند. به همین ‏دلیل تصمیم می گیرد به آهستگی ، با صبر و حوصله، محتوای آموزه های خود را توضیح دهد و به ‏دنبال انتقال دکترینی محکم به همه است تا راه آنها را در سفر و رشد درونی ایشان روشن کرده و ‏تشویقشان کند. او بر اساس تجربه خود می خواهد لذت قرار گرفتن در مسیر آزادی که با تصفیه ‏احساسات انسانی از علایق و خودخواهی ها ممکن می شود، به دیگران انتقال دهد.‏
دکتر کوارتاس در بخش دیگری از سخنان خود به محور عشق در تفکر سان خوان اشاره نمود و ‏گفت ترک خانه بردگی توسط انسان با گرفتار شدن در عشق اتفاق می افتد. به این ترتیب است که ‏انسان از حالت بردگی، خودمحوری، رابطه تصرف گرایانه و منفعت طلبانه با امور خارج شده و وارد ‏آزادی می شود که راهی جدید برای نزدیک شدن و ارتباط با واقعیت است‎. ‎‏ برای خلاص شدن از ‏شر همه علایق خودخواهانه، عشق به خود، تملک، حرص و آز فرد به نیرویی بیشتر و ایمن تر، که ‏همان عشق است، نیاز دارد. به همین دلیل، خودشناسی از نظر خوان د لا کروز همان طور که در ‏آغاز کتاب سرود روحانی آورده با دینامیک خاصی توضیح داده که عبارت است از “دریافتن یکباره و ‏خارج شدن”. او هدفی که برای خود تعریف کرده روشنگری ما با تجربه اوست تا ما هم بفهمیم که ‏انسان در اصل همان رابطه عاشقانه و آزادانه با خداست‎.‎‏ از نظر خوان د لا کروز ، “انسان درون” ‏همان “انسان عاشق” هر چند در سطح پایین آن است. شروع مسیر آزادی شخصی با ورود به یک ‏روند پویای عاشقی انجام می شود‎.‎‏ این شیفتگی ، قادر به رها کردن فرد از خود و رها کردن او در ‏آن خلأ درونی است تا این خلاء را با خدا پر کند. این شیفتگی ثمره تلاش ما یا فتحی شخصی ‏نیست، بلکه هدیه خداوندی است که علاوه بر آفرینش ما با شباهت به خودش، ابزارهای بسیار ‏ارزشمند و مناسبی را در اختیار ما قرار داده تا به پرورش این ظرفیت پرداخته و با همان الوهیت ‏یکی شویم چرا که با هدف عشق آفریده شده ایم. این ابزارهای ارزشمند و این وسایل کارآمد برای ‏اتحاد با خداوند، ایمان ، امید و خیرات هستند که فضایل کلامی نیز نامیده می شوند.‏
پایان بندی سخنان رومولو کوارتاس به تلاش برای ارائه تصویری از جانمایه تفکر عرفانی خوان دلا ‏کروز بود. او در این بخش بیان داشت که برای نتیجه گیری باید این اعتقاد خوان د لا کروز را ذکر ‏کنیم که بر اساس آن خدا عامل و راهنمای اصلی ما برای رسیدن به “وصال سعادتمند” است. برای ‏آن که رسیدن به این وصال کار ساده تری باشد، بسیار مهم است که مانع خدا نشویم. البته ما با ‏آموزشی صرفا انفعالی روبرو نیستیم. ما باید اراده را اعمال کنیم و مسیر را آزادانه انتخاب و قبول ‏کنیم. از این طریق خواهیم فهمید که این کار درونی اتحاد با خدا هدیه ای از جانب خود خدا و ‏پاسخ انسان است: خدا همیشه در حال بخشندگی است و انسان همواره دریافت کننده است. ما ‏هرچه بیشتر از خود و از همه چیز بگذریم آزاد تر می شویم و هم در ارتباط با خدا و هم در عشق ‏به مردم با خداوند پیوند می خوریم‎.‎
در نگاه اول ، به نظر می رسد که همه گفته ها و آموزه های خوان د لا کروز ما را به یک هیچ شدن ‏تقریباً کامل رهنمون می شود که در آن شخص کمی کمتر از هیچ چیز خواهد بود. اما به هیچ وجه ‏این طور نیست. هدف این است که ما در این زندگی زود گذر عاری از دارایی ها و امنیت ها زندگی ‏کنیم و اراده خود را چنان پاک کنیم که همه چیز را بدست آوریم بدون اینکه چیزی بخواهیم: ‏تحول در حوزه دانش و معرفت نیز در محبت و عشق حاصل می شود. آنچه قبل از اتحاد مانعی ‏برای رسیدن به “همه چیز” بود، پس از تزکیه و تصفیه اشتهای بی نظم و حساب انسان، جزئی در ‏‏”کل” می شود. به همین دلیل ، در این تجربه اتحاد با خدا، فرد عاشق می تواند براحتی بگوید‎:‎
آسمانها مال من هستند و زمین مال من است‎.‎
مردمان از من هستند ، صالحان از منند و گناهکاران هم‎.‎
فرشتگان از آن من هستند و مادر و همه چیز از آن من است‎.‎
و خدا خود مال من است ، زیرا مسیح مال من است و همه چیز از آن من است‎.‎

پایان بندی مراسم

در بخش پایان بندی مراسم دکتر بلخاری ریاست انجمن اثار و مفاخر فرهنگی ضمن تشکر از ‏حاضران در جلسه از اساتید دانشگاه آویلا در اسپانیا تشکر و قدردانی نمود و ابراز امیدواری کرد ‏چنین گفت و گوهایی در آینده نیز ادامه پیدا کند چرا که سعادت بشر در گرو چنین گفتگوهایی ‏است و می تواند صلح و آرامش جهانی را برای بشر به ارمغان بیاورد. همچنین دکتر احمدی رایزن ‏فرهنگی سفارت ج.ا.ایران در اسپانیا از اساتید برجسته دانشگاه آویلا تشکر کرد و بیان داشت که این ‏جلسه می تواند نخستین قدم برای طی کردن مسیری در آینده با همراهی و گفت و گوی میان این ‏دو دین بزرگ الهی باشد.‏
گفتنی است ترجمه سخنان شرکت کنندگان ایرانی را دکتر خواکین رودریگز بر عهده داشت و ‏ترجمه سخنان شرکت کنندگان اسپانیایی این جلسه بر عهده خانم دکتر کبری ولدخانی بود. این ‏جلسه راس ساعت ۹:۳۰ به وقت اسپانیا آغاز و ساعت ۱۴:۳۰ به پایان رسید و یکی از مهمترین ‏برنامه های رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران در اسپانیا بود.‏