گزارش جلسه رونمایی از کتاب کتاب الصراح من الصحاح

یکشنبه, ۰۹ تیر ۱۳۹۸ صدرا صدوقی: مراسم رونمایی از کتاب «الصراح من الصحاح»، فرهنگ واژگان تازی به فارسی، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، چهارشنبه ۵ تیرماه ۱۳۹۸ در محل اندیشگاه فرهنگی این کتابخانه برگزارشد. به گزارش روابط عمومی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دراین نشست […]

یکشنبه, ۰۹ تیر ۱۳۹۸

ronamaei1

صدرا صدوقی: مراسم رونمایی از کتاب «الصراح من الصحاح»، فرهنگ واژگان تازی به فارسی، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، چهارشنبه ۵ تیرماه ۱۳۹۸ در محل اندیشگاه فرهنگی این کتابخانه برگزارشد.

به گزارش روابط عمومی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دراین نشست حسن بلخاری، استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن،مهدی محقق، رئیس هیات مدیره انجمن، سعید واعظ، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، جمشید کیانفر، پژوهشگر تاریخ و محمد حسین حیدریان، مترجم و مصحح کتاب «الصراح من الصحاح» سخنرانی کردند.

ronamaei3

اهمیت و جایگاه فرهنگ نویسی
حسن بلخاری درابتدای این نشست گفت: کتاب صراح اللغه یا الصُراح من الصحاح ابوالفضل اثر محمدبن‌عمربن خالد مشهور به جمال قَرشی،‎ ‎دانشمند ترکستانی متولد ۶۲۸ هـ. ق در شهر المالیغ (الما آتای کنونی) و متوفای دهه اول قرن هشتم بین سال‌های ۷۰۵ تا ۷۱۰ هجری است.‏ صراح در لغت به معنای وجه و بخش خالص هر چیز و در این‌جا به معنای وجه خالص، پاک، غیر مشوب و پاکیزه لغات است. این کتاب در اصل ترجمه فارسی کتاب الصحاح جوهری است که عنوان کامل آن الصحاح (تاج‌اللغه و صحاح العربیه) است. صحاح توسط اسماعیل بن حماد جوهری فارابی تألیف و به ابومنصور عبدالرحیم بن محمد بیشکی تقدیم شد. «جوهری» که همچون فارابیِ بزرگ، کنیه ابونصر دارد و متولد فاراب است در سال ۳۴۰ هـ. ق به دنیا آمد و در عراق نزد ابوسعید سیرافی و ابوعلی فارسی تعلیم یافت و سپس برای ایجاد ارتباط با عرب اصیل و خالص (به تعبیر خود او در مقدمه صحاح) به میان قبایل «ربیعه و مضر» رفت. این سفر، او را با عمق و ریشه لغات عربی در فرهنگ بومی و اصیل عرب آشنا نمود و شاید جمال قَرشی که کتاب صحاح او را به الصراح من الصحاح یا صراح اللغه برگرداند در انتخاب این عنوان متأثر از مقدمه جوهری در صحاح بود که عربی اصیل و خالص را در قبایل عرب جست‌و‌جو کرد و نه صرفاً در فرهنگنامه‌ها و کتب لغت.
اوادامه داد: ادامه حیات «جوهری» در دامغان و نیشابور است تا سال ۳۸۶ ق (۳۹۳ هم گفته‌اند) که به مرگی عجیب در مسجد جامع قدیم نیشابور از دنیا رفت. کتاب صحاح، کتاب المقدمه (در نحو) و کتاب العروض (که به آن عروض الورقه نیز می‌گویند) از آثار اوست.‏
نقش ایرانیان در ارتقا و تعالی زبان عربی
استاددانشگاه تهران دربخش دیگری از سخنان خودگفت: فرهنگ‌نویسی که در قاموس اندیشه اسلامی، کاری بسیار ارزنده و به شدت مورد نیاز بود، مورد توجّه و اقبال حاکمان و دانشمندان مسلمان قرار گرفت اما همچنان که مصحح محترم در دیباچه آورده‌اند فرهنگ‌نویسان بزرگی چون ازهری هروی با نگارش تهذیب اللغه، ابن‌درید با تألیف جمهره‌اللغه، ابوعلی قالی با نگارش البارع فی‌اللغه، ابراهیم اسحاق فارابی (دایی جوهری) با تألیف دیوان الادب، صاحب‌بن‌عباد طالقانی با تألیف المحیط و ابن‌فارس با نگارش والمجمل و مقاییس اللغه در کنار «جوهری» همه ایرانی هستند و بنابراین نقش ایرانیان در ارتقا و تعالی زبان عربی بی‌همتاست. ابن‌خلدون این بی‌همتایی را در مقدمه مشهور کتاب العبر خود چنین شرح می‌دهد: «پس علوم هم از آیین‌های شهریاران به شمار می‌رفت و عرب از آن‌ها و بازار رایج آن‌ها دور بود و در آن عهد مردم شهری عبارت از عجمان (ایرانیان) یا کسانی مشابه و نظایر آنان بودند از قبیل موالی و اهالی شهرهای بزرگی که در آن روزگار در تمدن و کیفیات آن مانند: صنایع و پیشه‌ها از ایرانیان تبعیت می‌کردند چه ایرانیان به علت تمدن راسخی که از آغاز تشکیل دولت فارس داشته‌اند بر این امور استوارتر و تواناتر بودند، چنانکه صاحب صناعت نحو سیبویه و پس از او فارسی و به دنبال آنان زجاج بود و همه آنان از لحاظ نژاد ایرانی به شمار می‌رفتند، لیکن تربیت آنان در محیط زبان عربی بود و آنان زبان را در مهد تربیت آمیزش با عرب آموختند و آن را به صورت قوانین و فنی درآوردند که آیندگان از آن بهره‌مند شوند.
اواضافه کرد: بیشتر دانندگان حدیث که آن‌ها را برای اهل اسلام حفظ کرده بودند ایرانی بودند یا از لحاظ زبان و مهد تربیت، ایرانی به شمار می‌رفتند [زیرا فنون در عراق و نواحی نزدیک آن توسعه یافته بود] و همه عالمان اصول فقه چنانکه می‌دانیم و هم کلیه علمای علم کلام و همچنین بیشتر مفسران ایرانی بودند و به جز ایرانیان کسی به حفظ و تدوین علم قیام نکرد و از این رو مصداق گفتار پیامبر (ص) پدید آمد که فرمود: «اگر دانش بر گردن آسمان درآویزد قومی از مردم فارس بدان نائل می‌آیند و آن را به دست می‌آورند».
کتابی با ۴۰ هزار واژه
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی درپایان گفت: مؤلف این کتاب، دیباچه خود را به عربی نوشته، از ترجمه شواهد خودداری نموده، از آیات، احادیث، اشعار و امثال فقط به آوردن عبارتِ شاهد اکتفا کرده، در برابر هر کلمه عربی یک واژه فارسی آورده، وزن و باب و دیگر مشخصات از قبیل مفرد، جمع و مصدر بودن کلمه را با نشانه‌ها و شماره‌هایی در جوار آن معلوم کرده و در ترتیب واژه‌‎ها، با پیراو از صحاح، حرف آخر کلمه را بخش بزرگ باب و حرف نخست را بخش کوچک فصل قرار داده است؛ در این کتاب قریب چهل هزار واژه آمده است. ‏از مصحح محترم که زحمت تصحیح و تنقیح کتاب را کشیده سپاسگزارم و امیدوارم انجمن آثار و مفاخر فرهنگی بتواند در آینده آثار مهم دیگری از این دست را به زیور طبع و انتشار بسپارد.
یک کتاب مهم درزبان و ادبیات عربی
درادامه این نشست سعید واعظ سخنرانی کرد، اوگفت: بسیار خوشحالم که کتاب  «الصراح من الصحاح» ، فرهنگ واژگان تازی به فارسی، با مساعدت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منتشر شد، چون این نگرانی وجود داشت که کتابی دراین حجم برای نشر با مشکل مواجه شود و خوشبختانه امروز این اثر علمی منتشر شده و از آن رونمایی می شود.
استاددانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: عده ای از دانشجویان و حتی اهل علم انتقاد می کنند که چرا به زبان عربی تااین سطح توجه        می شود؛ باید درپاسخ بیان کرد که زبان عربی زبان دین ماست و البته زبان علمی در دوران گذشته بوده است ، لذا حتی اگر قرآن کریم به زبان دیگری هم نازل می شد ماباید امروز هم درباره آن زبان، تحقیق می کردیم.
آقای محمد حسین حیدریان تعصب غیرمعقول نسبت به زبان عربی ندارند و بنده به عنوان استاد راهنمای ایشان در ترجمه و تصحیح این اثر وبرخی دیگر از کارها، شهادت می دهم که بسیار عالمانه  عمل کرده اند.همچنین ایشان شخص با همتی اند و نشان همت ایشان حدود ۱۳ سال تلاش برای ترجمه و تصحیح کتاب «الصراح من الصحاح» است که امروز از آن رونمایی می شود.به نظر من این کتاب یکی از مهمترین آثار درزمینه زبان و ادبیات عربی است.
استاد دانشگاه علامه طباطبائی تاکید کرد: تسلط بر زبان و ادب فارسی بدون تسلط به زبان عربی امکان پذیر نیست؛ درحال حاضر شروح مختلفی بر دیوان ها شعرای فارسی زبان وجود دارد و بسیاری از افراد درترجمه اشعار عربی این دیوان ها با مشکل مواجه هستند چون به خوبی زبان عربی نمی دانند و این امر برشروح آنان تاثیر منفی گذاشته است.

تصحیح متن محور
سومین سخنران این برنامه جمشید کیانفر بود. او طی سخنانی گفت: به انجمن آثار ومفاخر فرهنگی برای انشار این اثر تبریک می گویم. بنده از گذشته با جناب آقای حیدریان  آشنایی دارم و برخی از مقالات ایشان درحوزه زبان و ادبیات عربی را هم درنشریه آئینه میراث مطالعه کرده بودم.
اوافزود: آقای حیدریان درمقدمه این کتاب در ۳ بخش توضیحات قابل توجهی را ارائه کرده اند ؛ بخش اول حاوی اطلاعات تاریخی است که خواننده رابا تاریخ ترجمه و… به خوبی آشنا  می کند. در بخش دوم به نحوی از خود اثر و مولف آن دفاع جامعی انجام می دهند ودر بخش سوم به نسخه شناسی پرداخته اند که همه این ها درجای خود بسیار مهم و قابل توجه اند.
این پژوهشگر ادامه داد: آقای حیدریان به ۳ نسخه توجه داشته اند، البته نسخه اساس ایشان که در فهرست ها موجود نیست همان است که براساس آن این کتاب را منتشر کرده اند و درحقیقت ایشان در کار خود متن محور بوده اند تا مخاطب محور، یعنی به متن اصلی وفادار بوده وتلاش کرده اند تا نسخه منتشر شده نزدیک ترین متن به بیان مولف آن باشد.
مساعدت ویژه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
درادامه محمد حسین حیدریان، مترجم و مصحح کتاب «الصراح من الصحاح» به ایراد سخن پرداخت و گفت: بنده به عبارتی عاشق و مجنون انجام این کار و تصحیح و ترجمه این اثر بودم؛چون در تنگنای مالی فراوان، بدون هیچ حمایتی از سوی نهاد های مسئول در زمینه نسخ خطی این کار علمی دشوار و طاقت فرسارا انجام دادم و حقا باید تقدیر کنم از زحمات بی شائبه جناب آقای دکتر حسن بلخاری رئیس محترم انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و جناب آقای دکترکاوه خورابه معاون محترم پژوهشی انجمن که تلاش فراوان و مساعدت ویژه ای را برای انتشار این انجام دادند والبته از همه کارشناسان محترم این انجمن هم تشکرمی کنم که درطول این سال ها زحمات زیادی را برای انتشار این اثر متقبل شدند.
اوتاکید کرد: من درکارخودم تلاش کردم که نشان دهم نژاد گرایی و تعصب مذهبی برخی از منتقدین نسبت به نویسنده کتاب صراح الغه، چنان محلی از اعراب ندارد و نگاه ناصحیح آنها نمی تواند خللی در  جامعیت اثر و نویسنده آن وارد کند.
جایگاه مهم علم لغت درمیان سایرعلوم
درپایان این نشست، مهدی محقق طی سخنان کوتاهی گفت:همانطور که اشاره شد، زبان عربی دردانشگاه ها مهجور شده است؛ درزبان عربی حاتم طائی مشهور به جود و کرم است ودر مقابل فردی بوده به نام «مادِر» که اهل بخل بوده است؛ شاعری اینطور سروده بود که: «مادِری را گَهی کنی حاتم…» استادی این مصرع را این طور ترجمه کرده بوده: مادری را گَهی کنی خانم! این را عرض کردم که بگویم تا چه سطحی علم لغت و لغت دانی اهمیت و جایگاه ویژه ای دارد.
رئیس هیات مدیره انجمن آثار و فاخر فرهنگی تاکید کرد: علم لغت یکی از ۱۲ علم ادبی است وکتب زیادی هم دراین زمینه نوشته است که همه درجای خود قابل توجه هستند واین نشان دهنده اهمیت و جایگاه این علم دربین سایر شاخه های علوم انسانی است.

ronamaei2