دکتر حسن بلخاری در مراسم سی و دومین سالگرد درگذشت مهدی اخوان ثالث گفت:

قدرت، اتقان و صلابت زبان در شعر «اخوان ثالث» کم نظیر است

مراسم سی و دومین سالگرد درگذشت مهدی اخوان ثالث شاعر، ادیب و موسیقی‌پژوه برجسته خراسانی،جمعه چهارم شهریورماه ۱۴۰۱ با حضور جمعی از علاقه‌مندان به حوزه شعر و ادب فارسی در مقبره این شاعر فقید در جوار آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی برگزار شد. حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی طی سخنانی در این مراسم […]

مراسم سی و دومین سالگرد درگذشت مهدی اخوان ثالث شاعر، ادیب و موسیقی‌پژوه برجسته خراسانی،جمعه چهارم شهریورماه ۱۴۰۱ با حضور جمعی از علاقه‌مندان به حوزه شعر و ادب فارسی در مقبره این شاعر فقید در جوار آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی برگزار شد.

حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی طی سخنانی در این مراسم گفت: حضور گسترده مفاخر فرهنگی در ایران، در جهان بی نظیر است؛ در این میان تعدد چهره های تابناک علم و فرهنگ در استان خراسان یکی از دلایل این مدعاست. به نظر می رسد که این مهم به برکت وجود مضجع شریف امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در این منطقه است و همانطور که می دانید امام(ع) در فرهنگ شیعی ما مظهر رحمت و نوری از انوار حضرت حق است؛ از اینرو هر کجا نور باشد، نورافشانی نیز صورت خواهد گرفت.
استاد دانشگاه تهران در ادامه تصریح کرد: خراسان از لحاظ تعدد و در عین حال کثرت معانی علمی و فرهنگی و مفاخر مانگار به خصوص در حوزه های حکمت، فلسفه، تفسیر، اصول، شعر، کلام، فقه و حماسه، جاودانه مردان و زنانی را در خود جای داده که از جمله آنها مرحوم مهدی اخوان ثالث است.
او تأکید کرد: بر اساس تحقیقی که زیر نظر دکتر محمد جعفر یاحقی استاد دانشگاه فردوسی مشهد انجام شده است، پانصد چهره برجسته از سرزمین و خطه توس در تاریخ ایران شناسایی شده اند. همانطور که می دانید تاریخ نگاری و رجال شناسی معیار‌های خاص خود را دارد و نام هر کسی را به عنوان چهره و مفخر ثبت و ضبط نمی‌کنند. لذا حضور این تعداد از بزرگان در یک منطقه، نشان دهنده اهمیت این خطه در سپهر فرهنگی ایران است.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی از ابعاد شخصیت اخوان ثالث بیان کرد: سخن گفتن در مورد اخوان ثالث هم آسان و هم دشوار است. اخوان جزو معدود افرادی بود که این سعادت را داشت که در زمان حیاتش اندیشمندان و بزرگان در باب او سخن بگویند. لذا محققی که امروزه بخواهد او را به خوبی بشناسد و درباره اش تحقیق کند، می تواند به آثار مختلفی که درباره او منتشر شده است، رجوع نماید.
بلخاری اضافه کرد: «اخوان» تأثیری مهم بر ادبیات ایران و ادبیات معاصر گذاشته است. او فقط غزل نسروده است. قصیده هم دارد و در شعر نو نیز به تعبیر خودش بعد از نیما، بسیار موثر بوده است. اگراخوان نبود، شاید حملات سخت و دردناک شعر نو ستیزان، این سبک را در فرهنگ معاصر ما به محاق می‌برد.
اوتأکید کرد: اخوان، شعر نو را در چنان جایگاهی نشاند که ادبیات ایران با کمال تواضع در مقابل آن سر فرود آورده و این سبک را به عنوان رشحه‌ای از رشحات زیبایی شناسی ذوقیِ فرهنگ ملت ما به رسمیت شناخت. اگر زبان فوق العاده پرصلابت، پرجلال و پرجمال «اخوان» در شعر نو نبود، بلایی عظیم بر سر تنوع بیان ذوقی ملت ما و جلوه‌ای از ذوق ایرانیان در شعر نو فرود می آمد.
استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: مرحوم اخوان ثالث در حوزه شعر و ادبیات، خدمات قابل توجهی انجام داده است. بنابراین اهمیت او تنها در حوزه شعر فارسی نیست که در عرصه زبان فارسی هم اقدامات و خدمات او باید مورد توجه و مداقه قرار گیرد.
بلخاری در ادامه سخنان خود گفت: اگر شاعر، مهندس معنا و زبان نباشد، هنر او در شعرش تجلی پیدا نمی کند. چرا که شاعر باید درست و جمیل سخن بگوید تا مخاطب، اندیشه و بیان او را با تمامی وجود ادراک و بالاتر از آن، احساس کند. استاد شفیعی کدکنی در بیان خصوصیات اخوان می‌گوید: او هندسه زبان و هندسه معنا را می‌شناخت و این موضوع مهمی است. کسی که مهندس معنا و زبان باشد، شعرش، هم جلال و شکوه دارد و هم زیباست. این در حالی است که ارکان عالم نیز جمال و جلال اند و حتی در قلمرو کمال و عرفان هم می‌گوییم که خداوند صفات جلالی مانند «العالم» و هم صفات جمالی مانند «اللطیف» دارد.
او اضافه کرد: براهنی می‌گوید شبی به منزل شخصی به نام خبره‌زاده رفته بودیم که مهدی اخوان ثالث نیز در آنجا حضور داشت. در آن شب سخنان بسیاری رد و بدل شد. اما در لحظه‌ای خاص اخوان گفت که در حوزه شعر، جایگاه نخست متعلق به فردوسی و سپس متعلق به من است؛ لحن کلام اخوان نیز به گونه‌ای نبوده که تصور شود مزاح می‌کند یا سرسری سخن می‌گوید بلکه کاملا جدی سخن می‌گفت. او می‌گوید در آن لحظه خیلی تعجب کردم و با خود گفتم مگر امکان دارد که کسی خود را با فردوسی مقایسه کند؟ فردوسی از نظر حماسه‌سرایی و زنده نگهداشتن زبان فارسی در جایی ایستاده که بعید است تا ابد کسی به آن قله برسد؛ لذا فردوسی شدن امر محالی به نظر می‌رسد.
بلخاری ادامه داد: براهنی می‌گوید کمی تعجب کردم که چرا اخوان چنین سخنی گفت، اما کمی که تأمل کردم، با خود گفتم کسی که این سخن را گفته، اخوان است نه یک انسان عادی؛ پس به این نتیجه رسیدم که او درست می‌گوید چراکه به عبارتی اگر از لحاظ هندسه معنا و ساختار به بررسی تطبیقی شعر اخوان با فردوسی بپردازیم، هر دو روحیه کلاسیک دارند و کلام او نه تنها اغراق‌آمیز نیست بلکه سخن درستی است.
استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: اگر شعرای ما امروزه ماندگار شده اند و لقب حکیم به آن‌ها داده می شود از این جهت است که در همان ابتدا صاحب حکمت بودند، همانگونه که فردوسی را نه از منظر شاعری که از جهت ژرفای حکمت، حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌نامیم.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: بعضی‌ها شاعر اند، اما همانند اخوان ثالث مرز‌ها را تغییر نمی‌دهند. اخوان مقلد صرف نبود و با وجود اقتدای کامل و تواضعی که نسبت به نیما داشت، به تعبیر سیمین بهبهانی، در قلمرو آهنگ و اوزان نیمایی، اوزان جدیدی را نیز وارد شعر فارسی وارد نمود.
او اضافه کرد: کمال ما ایرانیان در عاشق بودن عقل ما و در عاقل بودن عشق ما است، لذا هیچگاه عشق و عقل را در پای یکدیگر ذبح نکرده ایم. تاریخ تمدن ما اگر باشکوه است، به این دلیل است که در حماسه، بزرگِ بی نظیری مانند فردوسی،در غزل عاشقانه، حافظ و در فلسفه، عقل بزرگ بشری مثل ابن سینا را داریم.
بلخاری ادامه داد: شاعر باید عالِم به معنا باشد و صرفا به توزین کلمات نپردازد. همچنین با اشراف به معنا، معانی مختلف را بازگو کند و در عین حال، با تسلط بر زبان و لغت بتواند آن معانی را به زیبایی بیان نماید.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در ادامه سخنان خود گفت: اخوان ثالث، زمانه، فرهنگ، تاریخ و تمدن خود را می‌شناخت و به معنای کلمه هم ادیب و هم دانشمند بود. او یکی از شعرا و ادبایی است که در سلسله شعرای بزرگ تمدن ایرانی، نسبت عظیم و وسیعی بین جهان سنت و جهان مدرن ایجاد کرده است.
او تأکید کرد: برخی در گذشته می‌مانند و برخی با ادراک عظیم و عمیق گذشته، هم آینده را می‌سازند و هم حال را متحول می‌کنند. کسانی که در قلمرو شعر و ادبیات ایران، تمامی آثار اخوان را بخوانند و البته دارای قدرت تحلیل نیز باشند، به صراحت به این نکته می‌رسند که او میراث دار گذشته بود، اما در گذشته نماند و در عین حال، آشنایی و اشرافی جامع به مسائل زمان داشت.
بلخاری در پایان سخنان خود تصریح کرد: اخوان درباره شعر می‌گوید «شعر یعنی صمیمیت، یعنی صداقت، یعنی دردی داشتن، حرفی از درد دیگران داشتن، یعنی زخم دیگران را خوردن و اگر فریادی هست و شوقی، این صورت خارجی معانی ذهن است.» و در جای دیگر نیز می‌گوید «شاعر باید نیاز‌های مردمش را بشناسد و آن‌ها را در اشعارش با شیوه‌های هنری و لطافت‌های شاعرانه بازگو کند. شاعری که بیان درد انسان زمان خودش است.»